غلامحسین بسته آهنگ
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ غلامحسین بسته آهنگ
آرشیو وبلاگ
      هیئت آل یاسین علیه السلام خورموج (بحث مهدویت و امامت و همچنین برنامه های مختلف فرهنگی)
راز ماندگاری ایران، ماموریت ایران است نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/٥/٢٠

راز ماندگاری ایران، ماموریت ایران است

همة کسانی که طیّ سال جاری توفیق سفر به مکّه و مدینه و انجام اعمال عبادی و زیارت را یافتند، شاهد بودند که گرداگرد حرمین را مبلّغان جوان، اعمّ از دختر و پسر و مسلّط به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و اردو گرفته بودند. آنها با شیوه‌هایی نو و منظّم، به طور شبانه روزی، برنامه‌های دیکته شده را که بر محور انذار شیعیان و نشر آموزه‌های سلفی و وهّابی استوار بود به اجرا می‌گذارند.

 

جز این، وعّاظ و خطبای صحن«مسجدالحرام» و «مسجدالنّبی» نیز مطابق معمول بر کرسی خطابه تکیه زده و از شرک مشرکان می‌گفتند. پر واضح بود که آنها مخاطب خود را برای طرد و نفی شیعیان و باورهای شیعی مهیّا می‌ساختند. شاید در نزد خود این تصوّر را داشتند که اگر به تکلیف شرعی خود عمل نکنند، «مردم همه می‌فهمیدند». از این مزاح سرایندة منظومه‌های طنز عصر مشروطیت که بگذریم، آیا هیچ به گسترة فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مبلّغان مذهبی مسلمان و غیر مسلمان طیّ سال‌های اخیر اندیشیده‌اید؟
آیا آماری از کمیّت و کیفیت این مبلّغان در جهان حاضر در اختیار دارید؟

از نیمة دوم قرن بیستم، بروز سلسله‌ای از وقایع و رخدادها، موج بزرگی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری را در غرب و جهان مسیحی به راه انداخت. کاتولیک‌ها و پروتستان‌های مسیحی از سویی و فرق مختلف مذهبی مسلمان از دیگر سو، پای در میدان گذاشته و در ابعادی بزرگ و با استفاده از جدیدترین وسایل، شروع به تبلیغ و تبشیر و جذب مخاطبان در سراسر جهان کردند.

موج بنیادگرایی مبلّغان اوانجلیک وابسته به کلیسای پروتستانی «ایالات متّحدة آمریکا» و «انگلستان» نه تنها تمامی پهنة «آمریکای شمالی»، «آمریکای لاتین» و بخش‌هایی از «اروپا» را درنوردیدند، بلکه با مدد جستن از رسانه‌های نو پدید مانند: تلویزیون، ماهواره و شبکه‌های اینترنتی از مرزهای غرب گذشتند و پای در «آسیا» و «شبه قارّة هند» گذاشتند و در جست‌وجوی مخاطب و جذب آنها از هیچ اقدام فرهنگی و مادّی دریغ نورزیدند. به جرئت می‌توان گفت که : کمیّت و کیفیّت فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری این عصر به هیچ روی قابل مقایسه با قرون ماضی نبوده است.

ورود به شرایط تاریخی جدید و آشکار شدن زمینه‌های اقبال عمومی برای استماع گفت‌و‌گوهای مذهبی و معنوی، حرص و ولع ویژه‌ای را برای گسترده ساختن دامنة فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مذهبی را فراهم آورد.


ظهور نشانه‌های بحران در دیوارهای فرهنگ و تمدّن غربی و بن‌بست‌های حاصل از ایدئولوژی‌های دست‌ساز انسانِ بریده از آسمان و بالأخره نزدیک شدن هزارة سوم میلادی در بروز رویکردی عمومی به معنا و مذهب در جهان غرب بی‌تأثیر نبوده است. چنانکه؛ واقعة شریف انقلاب اسلامی ایران در سال 57، نقطه عطفی را باعث شد که طیّ سی سال اخیر نه تنها تمامی حوزة فرهنگی و تمدّنی غربی را به چالش کشیده بلکه، بروز انتظار جدیدی را در میان آسیا و شرق اسلامی برای تجربة «حکومت مبتنی بر آموزه‌های دینی» و نفی سکولاریزم (جدایی دین از سیاست) باعث بوده است.

اجازه دهید دفتر آمار و اطّلاعاتی را بگشایم که حسب همة آنچه عرض کردم طوفانی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری را در میان مسیحیان، مسلمانان و سایر فرق به راه انداخته است.
از احیای اوانجلیسم کلیساهای پروتستانی ایالات متّحده شروع می‌کنم. شایان ذکر است که جمعیّت حدّاکثری ساکن در ایالات متّحدة آمریکا و انگلستان پروتستانند و ملکة انگلستان خود رئیس کلیسای پروتستانی نیز هست.
فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری مبلّغان ابتدا موجی از حملات را در آخرین دهه از قرن، (بین سال‌های 1993 ـ 1994) علیه مراکز سقط جنین و همجنس‌بازان به راه انداخت. آنها حتّی با تأسیس سازمانی به نام «عملیات نجات» با رهبری مردانی چون راندل نزی، عملیات فراوانی را برای هدف قرار دادن پزشکان طرّاحی کردند.

نباید فراموش کرد که اوانجلیک‌ها، موضوع ظهور مجدّد حضرت مسیح و آماده شدن برای ظهور ایشان را به عنوان یکی از محورهای اصلی تبلیغ و تبشیر فراگیر می‌شناسند. طبق نظرسنجی «مؤسسة گالوپ»، در دهة آخر از قرن بیستم، 70 میلیون  نفر در ایالات متّحدة آمریکا بینندة شبکه‌های تلویزیونی یا همان کلیساهای دیداری مذهبی بودند. راه‌اندازی قریب به 1700 شبکه و ایستگاه رادیویی و تلویزیونی، 1300 دفتر انتشاراتی، 7000 کتابفروشی در سراسر آمریکا با فروش سالیانه سه میلیارد دلار و بالأخره تأسیس 20000 مدرسة ابتدایی، راهنمایی و متوسّطه و بالأخره 257 کالج و دانشگاه تنها بخشی از فعّالیت‌ها و سرمایه‌گزاری‌های مبلّغان اوانجلیک در ایالات متّحدة آمریکا بوده است.

فروش و هدیة سالیانه انجیل در آمریکا 425 تا 650 میلیون دلار است. آمریکایی‌ها سالانه 20 میلیون انجیل جدید خریداری می‌کنند تا به چهار انجیلی که در خانه دارند، بیفزایند. اوانجلیک‌ها، در فضای بیرون از آمریکا، توجّه خود را بر جایی متمرکز کرده‌اند که آن را پنجرة 10/40 می‌خوانند و منظورشان نواری از جهان اسلام در آفریقا و آسیاست که بین خط‌های استوایی 10 و 40 قرار دارد.

برخی از اوانجلیک‌‌ها قرآن‌های ساختگی درست کرده‌اند تا در فکر مسلمانان تردید ایجاد کنند. در حال حاضر، از انجیل 900 ترجمة انگلیسی در دست است و جز آن، انجیل به 2426 زبان ترجمه شده است و 95% جمعیّت جهان را زیر پوشش خود می‌آورد.
به گزارش «اکونومیست»، اکنون پر برکت‌ترین تولید کنندة مسیونرهای مسیحی به نسبت هر نفر یک مسیونر، «کرة جنوبی» است. «برزیل» و کرة جنوبی، بزرگ‌ترین تولید کنندة انجیل هستند. یک شبکة به هم پیوسته، مرکّب از 40 مجموعة ملّی و محلّی به نام جوامع انجیلی bible societies  برای این هدف مشترک که «در دست هر مرد، زن و کودک روی سیارة زمین یک انجیل» بگذارند، منبع فراهم می‌کنند.

این همه، تنها سهم اوانجلیک‌های وابسته به کلیساهای پروتستانی ایالات متّحده را برای شکار مستضعفان غرب و شرق جهان بود. سهم کلیسای کاتولیک با محوریّت «واتیکان» را جدا محاسبه می‌کنیم.

سخنگوی واتیکان، آقای جوسکین نفارد والز، در گزارش خود در سال 1995م. دربارة فعّالیت‌‌های تبشیری در آفریقا می‌نویسد: «به درستی که شأن آفریقا، شأن آمریکای جنوبی است و این قارّه، در آینده محلّ تجمّع و خزانة کاتولیک‌ها خواهد بود.» 
او با ذکر پاره‌ای از آمار و اطّلاعات می‌نویسد: «در سال 1901م.، آغاز قرن بیستم، در کلّ آفریقا 1/1 میلیون کاتولیک وجود داشت. یعنی یک درصد جمعیّت آفریقا، امّا، امروزه ما در هر سال دو میلیون کاتولیک به عدد قبلی اضافه می‌کنیم. در حال حاضر 65 میلیون نفر یا به عبارتی 16% از جمعیّت کلّ آفریقا کاتولیک هستند و ما انتظار داریم که تعداد آنها تا پایان قرن حاضر به یکصد میلیون نفر برسد
نباید فراموش کنید که جمعیّت حدّاکثری آفریقای سیاه را، مسلمانان تشکیل می‌دادند. کلیسای کاتولیک 32 میلیارد دلار در طرح‌های تبلیغی مسیحی هزینه کرده است. همچنین آنها، انجیل را به 625  زبان و لهجة آفریقایی ترجمه کرده‌اند و حتّی برای بی‌سوادان نیز از طریق سیستم‌های صوتی، انجیل تدارک دیده‌اند.


در گزارش اکونومیست آمده بود که، افزایش جمعیّت مسیحیان از طریق مسیحی کردن کشورهای در حال توسعه صورت می‌گیرد. در سال 1900م.، حدود 80% مسیحیان در کشورهای اروپایی و آمریکایی زندگی می‌کردند ولی، در حال حاضر، 60% مسیحیان در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند.

سخنان پاپ قبلی، یعنی آقای ژان پل دوم، که به مناسبت سالگرد میلاد حضرت مسیح(ع) در رم و در سال 1993م. ایراد شد هر وجدان خفته‌ای را برمی‌انگیزد ، او اعلام کرد: «ای اسقف‌ها! بر دوش شما مسئولیت بزرگی قرار دارد و آن مسیحی کردن کلّ آفریقا در سال 2000م. است

مطابق گزارش سخنگوی واتیکان، تعداد 2340 ایستگاه رادیویی و تلویزیونی به طور شبانه‌روزی تعالیم انجیل را در مناطق مسلمان نشین آفریقا، منتشر می‌کنند؛ اگر مطّلع شوید که کلیسا در این نقطه از جهان بر فعّالیت‌های 11000 مهد کودک اشراف کامل داشته و به جان کودکان سیاه، مسیحیت را القا می‌نماید، می‌توانید حدیث مفصّلی از این مجمل بخوانید.

اینک اگر در ازدحام روزان و شبان خیابان‌ها کمی آهسته و با تأمّل به اطراف خود بنگرید درمی‌یابید که بیش از یکصد رادیو به صورت بیست و چهار ساعته برنامه‌های مسیحیت را به زبان فارسی و حتّی با لهجه‌های ایرانی همچون لری، اصفهانی و یزدی تبلیغ  می‌نمایند. چنانکه بیش از 2000 سایت اینترنتی هماره در کار شبهه افکنی اعتقادی میان جوانان ایرانی‌اند.

این همه که برشمردم تنها بخش‌هایی از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری عصر ما هستند. استراتژی کلیسا در هزارة سوم که اینک در آن دست و پا می‌زنیم مسیحی کردن ساکنان آسیاست. آیا هیچ می‌دانید که دیگر «فلیپین» به عنوان کشوری که حدّاکثر جمعیّت آن را مسلمانان تشکیل می‌دادند، قابل شناسایی نیست؟

متأسّفانه، پیرامون ما، بیش از یکصد رادیو، به صورت بیست و چهار ساعته برنامة مسیحیت را به زبان فارسی و حتّی با لهجه‌های ایرانی همچون لری، اصفهانی و یزدی تبلیغ می‌کنند.
به این مجموعه، توزیع میلیون‌ها لوح فشرده به زبان فارسی و انجیل را که در میادین اصلی شهر توزیع می‌شود، اضافه کنید و مجموعه‌ای از کتب مذهبی مسیحی که شبانه در خانه‌ها ریخته می‌شود.
در میان خیابان‌های شهر ما، مسافربرهایی را می‌توان یافت که همچون یک کلیسای سیّار به تبلیغ و تبشیر و دعوت مشغولند و در کمین بیماران، معتادان، زنان و گروه‌های اجتماعی ضعیف و درمانده می‌نشینند تا آنان را شکار و جذب نمایند.
این از سنّت‌های ثابت و لایتغیّر خداوندی است که هر فرد و گروهی میوة همّت، تلاش و برنامه‌ریزی دقیق خود را خواهد چید.

واقعة انقلاب اسلامی در سال 1357، به ناگهان جهان اسلام و ساکنان آسیا را به خود آورد. موج بیداری مستضعفان فراگیر شد و نوعی طلب و تشنگی ویژه را برای مقابله با استعمار، پس زدن مظاهر غرب‌زدگی و احیای سنّت‌های اسلامی در میان معاملات و مناسبات فرهنگی و مادّی باعث شد. شتاب این نهضت و قیام خون‌بار مردان این دیار به زودی ایران و ایرانیان را مبدّل به اسوة مقاومت و اسلامخواهی ساخت، امّا، ...

هیهات که احساس امنیّت، کسب قدرت و راندن بازمانده‌های طاغوت، ما را از مأموریت اصلی و جدّی غافل ساخت. از همة آنچه برای حفاظت از حقوق مستضعفان، نشر معارف اسلامی، شکار فرصت‌ها و انجام امر تبلیغ در عهده گرفته بودیم، در همین فرصت‌ها که جملگی حاصل مجاهدت‌های ساکنان این مرز و بوم بودند با چراغ سبز غرب، سلفی‌ها و وهابیون وابسته به دستگاه قدرت مملکت عربی سعودی به بهره‌برداری مشغول آمدند و با باز کردن چتر تبلیغی در میادین فراهم آمده و میان مردمان تشنة اسلام و آزادی، بخش بزرگی از میوه‌های درخت انقلاب اسلامی را از دست ما، از دست شیعیان و از دست حجّت حیّ خداوند ربوده و مصادره به مطلوب کردند.

آنان، برای مقابله با ایران اسلامی و مبارزه با شیعیان از همة فرصت‌ها بهره جستند و در میان صفوف مسلمانان تفرقه افکندند.

بد نیست به سرفصل‌های فعّالیت یک سالة آنها نگاهی بیندازیم تا بدانیم در کجای زمین سیر می‌کنیم:
.
اعزام 2000 مبلّغ در یک سال و انجام 290000 فعّالیت تبلیغی؛
.
انجام 5200000 فعّالیت تبلیغی در سال 1418ق. در عربستان؛
.
برگزاری 1418 جلسه سخنرانی در «قطر»، 6000 برنامة تبلیغی در «فجیرة امارات»، 165296 مورد برنامه و فعّالیت تبلیغی در «پاکستان» در سال 1417ق.؛
.
انجام 13290 فعّالیت تبلیغی و از جمله برگزاری 10800 درس علمی در مدارس، زندان‌ها و بیمارستان‌های بریتانیا؛
.
ساخت صدها مسجد در«بوسنی»، فلیپین، «بلژیک»، «چچن» و از جمله سهیم شدن در ساخت 1359 مسجد در سایر نقاط جهان؛

بد نیست بدانید که تنها تعداد 3891 دانش‌آموخته، از دانشسرای علوم اسلامی و عربی «اندونزی» فارغ‌التحصیل شده‌اند.

اجازه می‌خواهم از ذکر سایر نمونه‌ها خودداری کنم. اطّلاع از وجود قریب به 40000 سایت ضدّ شیعه پشت هر انسانی را می‌لرزاند.

به گزارش «شیعه نیوز»، در پی اجرای طرح هجرت، قریب به 4000 مبلّغ وهابی که در مراکز آموزشی چچن آموزش دینی و چریکی دیده بودند، وارد ایران شدند. آنها برای بیست هزار پایگاه تبلیغاتی روستایی برنامه‌ریزی کرده‌اند.
جز اینها، به گزارش «آتی نیوز»، در حال حاضر سه میلیون طلبه آموزش دیده در پاکستان، حضور دارند.

وهابیون در سال 1383، یازده هزار مدرسه در افغانستان تأسیس کرده و به آموزش کودکان و نوجوانان مشغول شده‌اند.

تنوّع و تکثّر شبکه‌های تلویزیونی و سایت‌های اینترنتی که رقم آنها به بیش از چهل هزار می‌رسد، پرده از گسترة کمّی و کیفی فعّالیت‌های تبلیغی سلفی‌ها برمی‌دارد.

وجود هزاران نسخه کتاب شبهه افکن و ضدّ شیعی این شبکه‌های اینترنتی بلافاصله ما را به همان جوانان دختر و پسری پیوند می‌دهد که به زبان‌های فارسی، انگلیسی و اردو پیرامون حرمین شریفین در تردد و در حال تبلیغ و انذارند.
شبکة ماهواره‌ای mbc، برای مخاطبان ایرانی و ضدّیت با شیعه و تبلیغ مفاهیم طالبانی به طور مرتّب فیلم پخش می‌کند. این شبکه را سرمایه‌داری سعودی و وابسته به خاندان سلطنتی سعودی تأسیس کرده است.
سخن خود را با طرح چند سئوال پایان می‌دهم، سازمان‌های فرهنگی رسمی، حوزه‌های علمیّة «قم»، «مشهد»، «شیراز» و سایر بلاد را مخاطب خود می‌سازم و همگان را به تأمّل دربارة این سؤالات فرا می‌خوانم.

.
فعّالیت‌های تبلیغی و آموزش‌های مذهبی ما بر ارکان کدام استراتژی استوار است؟
.
به شرط وجود استراتژی، چه تعریفی از جغرافیای فرهنگی، ارضی، تحصیلی، مخاطبان محلّی، منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای ارائه کرده‌ایم؟
.
چه ارزیابی مشّخصی از تاکتیک‌ها و روش‌های تبلیغی تجربه شده به صورت رسمی در داخل و خارج کشور وجود دارد؟
.
چه آماری از فعّالیت‌های تبلیغی و تبشیری ارائه شده به صورت رسمی و غیررسمی سازمان‌ها و نهادهای حقوقی و شخصیت‌های حقیقی می‌توان ارائه کرد؟
.
مبلّغان مبتنی بر کدام دیدگاه و برداشت از شرق و غرب و کدامین خاستگاه مخاطبان و مطالبات و نیازهای مردم آموزش دیده‌اند؟
.
چه ارزیابی مشخّصی از فعّالیت‌های مبلّغان اعزامی و کمیّت و کیفیت آنان صورت پذیرفته است؟
.
خارج از نظام آموزش طولانی حوزوی که به تربیت مجتهدان عالی مقام می‌انجامد، چه تعدادی مرکز تربیت مبلّغ برای رویارویی با شرایط حاضر و پاسخ‌گویی به شبهات و سؤالات جاری و روز تأسیس شده است؟
.
چه نوع شناختی از میزان، کیفیت، پراکندگی شبهات مذهبی جاری در میان مردم داریم؟ و چه تعداد از مبلّغان ما قادر به پاسخ‌گویی به این شبهات هستند؟ در حالی که تنها در حوزة معارف مهدوی بیش از پنج هزار سؤال و شبهه را می‌توان دسته‌بندی کرد.
.
رسانه‌های مدرن مانند رادیو، تلویزیون، ماهواره و شبکه‌های اینترنتی موجود ما، چه گستره‌ای از ساکنان جهان اسلام را پوشش می‌دهند؟
.
مبلّغان جوان ما از چه میزان آشنایی با ادوات روز، ادبیات روز و اطّلاعات روز برخوردارند و کدام نهاد وظیفة به روز نگه‌داشتن اطّلاعات و اخبار آنان را عهده‌دار است؟
.
آیا هیچ گاه به راه‌اندازی شبکه‌های فیلم ایرانی با زیرنویس عربی و ... به صورت گسترده اندیشیده‌ایم؟
.
آیا هیچ به ظرفیت موجود در میان اشخاص حقیقی و حقوقی و مردمی که قادر به تأسیس رادیو، تلویزیون، شبکه‌های اینترنتی و ماهواره‌ای در امر تبلیغ مذهبی هستند، اندیشیده‌ایم یا همچنان میل به حفظ انحصارات ویژة رسانه‌های بزرگ در دستان خود، ما را از این ظرفیت‌ها دور نگه داشته است؟

تجربه نشان داده است که نهادهای مردمی در امر تبلیغ و تبشیر به مراتب موفّق‌تر از سازمان‌های رسمی هستند. سازمان‌هایی که مبتلای بیماری مزمن کارمندزدگی هستند. مگر جز این است که امروزه موفّق‌ترین نشریات مذهبی و قوی‌ترین محصولات مکتوب و غیر مکتوب دینی، توسط ناشران و مدیران غیردولتی اداره می‌شوند؟

آن هنگام که دشمنان شما در ابعاد جهانی علیه شما وارد نبرد می‌شوند، شما نمی‌توانید در ظرفیت شهری و محلّی خود با آنها به مقابله بپردازید. اجازه دهید در همین حد بسنده کنم.
خداوند هیچ عهد و پیمانی برای یاری و مساعدت تنبلان، کاهلان، بی‌نظمان و بی‌خبران امضا نکرده است و دشمن نیز، برای سلطه، هیچ امکان و لحظه‌ای را از دست نمی‌دهد.

و بالأخره آنکه:
قبل از فوت شدن همة فرصت‌ها باید به راه افتاد. ضرورت دارد دیدگاه خود را وسعت بخشیم و از افراط و تفریط بپرهیزیم. بی شک هیچ چوپانی راضی به از دست دادن حتّی یک بزغالة کوچک وامانده از گله نیست .
چگونه است که گاه هفته‌ها و ماه‌های طولانی را صرف گفت‌وگو و حتّی اعتراض و تحصّن دربارة موضوعی کوچک می‌سازیم امّا در وجهی دیگر در برابر حوادثی بزرگ و وقایعی در ابعاد جهانی که تمامیت دین و مذهب را به خطر می‌اندازد، لب فرو می‌بندیم و آن همه را ندیده می‌گیریم.

در قرون وسطا، علمای مسیحی، در حالی که مسیحیت از ریشه دچار بحران شده بود، ساعت‌های متوالی را صرف گفت‌وگو از امکان نشست و برخاست تعداد زیادی ملک و فرشته بر سر یک سوزن می‌کردند.

اسماعیل شفیعی سروستانی
رادیو معارف 1/5/1389 

  نظرات ()
وداع با رمضان از زبان امام سجاد (ع) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/٥/۱۸

راز و نیاز امام سجاد

هنگام وداع ماه رمضان با‌  خداى خویش به‌  این دعا راز  ‌و‌  نیاز مى کرد


̶    اى خدا اى آنکه در‌  عطاء  ‌و‌  احسان به‌  خلق پاداش نخواهى 

̶    و هرگز از‌  عطا  ‌و‌  کرم به‌  بندگان پشیمان نشوى (که جود  ‌و‌  احسان تو‌  ذاتى  ‌و‌  از‌  پاداش خلق بى نیازى  ‌و‌  جود  ‌و‌  کرمت بر‌ بد  ‌و‌  خوب خلقان شامل است گرچه نیکو کار مطیع بیشتر لایق احسان تست  ‌و‌  عاصى بدکار کمتر (که فرمانبردارى بنده را‌  به‌  رحمت خدا نزدیک  ‌و‌  ناسپاسى دور مى سازد)

̶    و اى خدائى که‌  با‌  بنده خود مقابله به‌  مثل نمى کنى (که اگر بنده راه طاعت گیرد  ‌و‌  شکر نعمت کند بر‌ او‌  احسان کنى  ‌و‌  اگر به‌  راه عصیان رود منع نعمت فرمائى بلکه بر‌ همه خلق از‌  مومن  ‌و‌  کافر انبیاء  ‌و‌  اولیاء  ‌و‌  فرشتگان همه را‌  رحمت رحمانیت شامل  ‌و‌  نعمت عامت واصل خواهد بود. (که رحمتى وسعت کل‌  شیى ء) فرمودى  ‌و‌  هیچ مخلوقى را‌  محروم از‌   ‌آن رحمت نساختى اما رحمت رحیمى  ‌و‌  لطف خاص تو‌  خاص نیکوکاران است که‌  فرمودى (ان رحمه الله قریب من‌  المحسنین)  ‌و‌  درباره عموم خلق فرمودى (کلا نمد هولاء  ‌و‌  هولاء من‌  عطاء بک  ‌و‌  ما‌  کان عطاء ربک محظورا)

̶    بلکه اى خدا احسان تو‌  بى سابقه مقدم (بر استحقاق خلق است  ‌و‌  قبل از‌  لیاقت  ‌و‌  عدم لیاقت بندگان چنانکه نعمت وجود  ‌و‌  حیوه را‌  به‌  همه خلائق بى سابقه  ‌و‌  پیش از‌  قابلیت  ‌و‌  عدم قابلیت عطا فرمودى اما در‌  مقام رحمت رحیمى هرگز مومن  ‌و‌  کافر یکسان نیستند بلکه کافر محروم  ‌و‌  مومن هم متفاوت بر‌ حسب استحقاق به‌  مراتب ایمان  ‌و‌  طاعت  ‌و‌  معرفت است (لان شکرتم لازیدنکم  ‌و‌  لئن کفرتم ان‌  عذابى لشدید)  ‌و‌  عفو  ‌و‌  بخششت اى خدا از‌  فضل  ‌و‌  کرم تست بر‌ بندگان (نه استحقاق خلق)  ‌و‌  اما عقاب  ‌و‌  عذابت بر‌ خلق عدل محض است (و طبق استحقاق  ‌و‌  ابدا هیچ ظلم  ‌و‌  جورى از‌  تو‌  به‌  خلق نخواهد شد)  ‌و‌  حکم قضا  ‌و‌  قدرت (هر چه اقتضا کند بر‌ خلق) عین خیر  ‌و‌  صلاح است (و چنانکه بندگان در‌  قضاى الهى شر  ‌و‌  نقصى پندارند از‌  جهل  ‌و‌  نادانى است  ‌و‌  از‌  عدم احاطه به‌  صلاح نظام عالم آفرینش  ‌و‌  در‌  نظر انبیاء  ‌و‌  اولیاء  ‌و‌  عالمان ربانى  ‌و‌  حکیمان الهى هر‌  چه در‌  قضاى الهى است از‌  صلح  ‌و‌  جنگ  ‌و‌  فقر  ‌و‌  غنى  ‌و‌  صحت  ‌و‌  مرض  ‌و‌  خوش  ‌و‌  ناخوش همه خوش است  ‌و‌  ظهور کمالات وجود است  ‌و‌  عین لطف  ‌و‌  محض رحمت  ‌و‌  صرف خیر  ‌و‌  سعادت  ‌و‌  کمال خلق  ‌و‌  حسن نظام عالم است)


(ندانم که‌
  ناخوش کدام است یا‌  خوش
خوش است آنچه بر‌ ما‌
  خدا مى پسندد)


̶    اگر تو‌  اى خدا به‌  خلق چیزى عطا کنى هرگز مشوب  ‌و‌  ممزوج به‌  منت نخواهد بود ( زیرا عطاى تو‌  ذاتى وجودت بلا عوض  ‌و‌  غرض است  ‌و‌  بى تقاضاى شکر  ‌و‌  سپاس از‌  خلق  ‌و‌  خلائق در‌  مقابل نعمتهاى بى انتهاى تو‌  قابل نیستند که‌  منتى نهى یا‌  عوض خواهى  ‌و‌  اگر بندگان را‌  امر به‌  شکر نعمتت فرمودى  ‌آن شکر خود نعمت دیگرى است بر‌ آنها  ‌و‌  مزید احسانى از‌  تو‌  نسبت به‌  خلق نه  ‌آن که‌  شکر آنها عوض نعمتت خواهد بود بلکه توفیق عبد بر‌ شکر نعمت معبود که‌  توجه به‌  منعم  ‌و‌  به‌  معرفت خدا است بزرگتر از‌  هر‌  گونه نعمت ظاهر  ‌و‌  باطن است بلکه تمام نعمتها مقدمه است  ‌و‌  نعمت معرفت  ‌و‌  شناسائى منعم نتیجه  ‌و‌  مقصود اصلى از‌  خلقت است  ‌و‌  اى خدا اگر منع عطا کنى منع تو‌  هم ظلم  ‌و‌  تعدى به‌  خلق نخواهد بود (بلکه منعت خیر  ‌و‌  صلاح بندگانست  ‌و‌  لطف  ‌و‌  کرم در‌  حق آنهاست چنانکه در‌  اشعار منسوب به‌  امیرالمومنین (ع) است (المنع منه عطیه معروفه-  ‌و‌  الفقر احسان  ‌و‌  لطف عاجل) مفاد شعر آنکه منع خدا عطائى نیکوست  ‌و‌  فقر احسان  ‌و‌  لطف عاجل خدا در‌  حق بنده است)

̶    اى خدا تو‌  به‌  شکرگزاران نعمتت پاداش مى دهى در‌  صورتى که‌  تو‌  خود شکرت را‌  به‌  آنها الهام مى کنى 

̶    و هم آنکه حمد  ‌و‌  ستایش تو‌  به‌  جاى آرد تو‌  در‌  مقابل ستایش به‌  او‌  عطا مى بخشى  ‌و‌  حال آنکه تو‌  به‌  او‌  حمد  ‌و‌  ثنایت را‌  تعلیم دادى (چون حمد خدا ذکر اوصاف جمال  ‌و‌  کمال اوست  ‌و‌  شناسائى اوصاف الهیه به‌  تعلیم خداست  ‌و‌  بندگان بدون تعلیم الهى به‌  مقام معرفت اوصاف کمالیه حق نتوانند رسید به‌  عبارت دیگر چون خداى متعال به‌  چشم بصیرت آنها حسن  ‌و‌  جمال خود را‌  نشان دهد که‌  این معنى تعلیم خداست آنگاه بندگان حمد خدا که‌  تذکر اوصاف کمال اوست توانند کرد)

̶    اى خدا توئى که‌  (از لطف  ‌و‌  کرم) زشتى  ‌و‌  بدیهاى بندگان را‌  پنهان مى کنى  ‌و‌  اگر مى خواستى (کرم نکنى) آنها را‌  مفتضح  ‌و‌  رسوا مى ساختى  ‌و‌  (با همه عصیان بندگان) در‌  حق خلق لطف  ‌و‌  احسان مى کنى در‌  صورتى که‌  اگر مى خواستى منع جود  ‌و‌  احسان مى کردى  ‌و‌   ‌آن دو‌  قوم که‌  مفتضح  ‌و‌  رسوا نکردى  ‌و‌  منع احسان نفرمودى هر‌  دو‌  مستحق رسوائى  ‌و‌  منع احسان بودند جز آنکه تو‌  بناى کارهاى خود را‌  بر‌ فضل وجود  ‌و‌  احسان مقرر داشته اى  ‌و‌  با‌  قدرت کامل (بر انتقام) جریان قدرتت را‌  بر‌ عفو  ‌و‌  گذشت از‌  گناهان خلق قرار داده اى 

̶    و معصیت کاران را‌  با‌  حلم  ‌و‌  بردبارى روبرو کنى (و عاصیان با‌  حلم تو‌  را‌  ملاقات کنند)  ‌و‌   ‌آن کس که‌  با‌  عصیان  ‌و‌  گناه قصد ظلم به‌  نفس خود دارد او‌  را‌  مهلت براى توبه  ‌و‌  پشیمانى دهى تا‌  به‌  واسطه حلم  ‌و‌  امهال به‌  درگاهت به‌  توبه  ‌و‌  انابه باز آید  ‌و‌  تعجیل در‌  عقاب آنها نکنى تا‌  به‌  سبب توبه آنانکه مستوجب قهر  ‌و‌  عذابند هم هلاک نشوند  ‌و‌  هم آنان که‌  مستحق شقاوت  ‌و‌  حرمانند به‌  واسطه کرم  ‌و‌  رحمتت از‌  شقاوت برهند پس‌  از‌  طول مدت امهال  ‌و‌  اعتذار  ‌و‌  اتمام حجت پى در‌  پى تو‌  اى خداى کریم که‌  (این مهلت دادن براى توبه  ‌و‌  بازگشت به‌  سوى تو)  ‌آن هم از‌  عطوفتت  ‌و‌  لطف  ‌و‌  کرم (نامنتهاى) تست اى خداى با‌  حلم  ‌و‌  بردبار

̶    توئى که‌  درى به‌  سوى عفو  ‌و‌  بخششت به‌  روى بندگان باز کردى  ‌و‌  نامش را‌  توبه نهادى  ‌و‌  براى این درگاه توبه آیتى براى دلالت  ‌و‌  راهنمائى خلق (در کتاب وحى خود قرآن کریم) فرستادى تا‌  خلق به‌  واسطه گناه گمراه نشوند (یعنى به‌  واسطه  ‌ى‌  عصیان خود را‌  محروم از‌  رحمتت نپندارند)  ‌و‌  به‌  واسطه توبه به‌  درگاهت راه جویند

̶    مبارک است نام پاکت  ‌و‌   ‌آن آیه  ‌آن است که‌  فرمودى (توبوا الى الله توبه نصوحا عسى ربکم ان‌  یکفر عنکم سیئاتکم  ‌و‌  یدخلکم جنات تجرى من‌  تحتها الانهار یوم لا‌  یجزى الله النبى  ‌و‌  الذین آمنوا معه نورهم یسعى بین ایدیهم  ‌و‌  بایمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا  ‌و‌  اغفرلنا انک على کل‌  شیى ء قدیر) الا اى اهل ایمان به‌  درگاه خدا توبه کنید توبه  ‌ى‌  نصوح (با خلوص  ‌و‌  دوام که‌  دیگر نشکنید) باشد که‌  خدا گناهانتان را‌  مستور  ‌و‌  محو گرداند  ‌و‌  شما را‌  در‌  باغهاى بهشتى که‌  زیر درختانش نهرها جارى است داخل کند در‌   ‌آن روزى که‌  خدا پیغمبر خود را‌   ‌و‌  گرویدگان به‌  او‌  را‌  ذلیل  ‌و‌  خوار نسازد (بلکه عزیز  ‌و‌  سرفراز گرداند) در‌   ‌آن روز نور (ایمان  ‌و‌  عبادت) آنها در‌  پیش رو‌   ‌و‌  سمت راست ایشان مى رود (و راه بهشتشان مى نماید)  ‌و‌  مومنان در‌   ‌آن حال (از روى شوق  ‌و‌  نشاط) گویند پروردگارا تو‌  نور ما‌  را‌  به‌  حد کمال رسان  ‌و‌  ما‌  را‌  (به لطف  ‌و‌  کرم خود) ببخش که‌  تنها تو‌  بر‌ هر‌  چیز توانائى (و بر‌ عفو همه  ‌ى‌  گناهکاران قادرى) پس‌  چیست عذر گناهکارى که‌  از‌  ورود به‌  این منزلگاه (امن  ‌و‌  امان) توبه خود را‌  غافل مى سازد (و به‌  توبه نمى پردازد) با‌  وجودى که‌  تو‌  این درگاه توبه را‌  به‌  روى خلق گشودى  ‌و‌  همه را‌  به‌  این در‌  راهنمائى کردى 

̶    و اى خدا توئى که‌  در‌  معاملات بندگانت با‌  تو‌  بر‌ خود لازم کردى که‌  سود بندگان منظور دارى (و یک عمل خیر را‌  ده‌  پاداش دهى)  ‌و‌  هنگامى که‌  بر‌ حضرتت وارد شوند (یعنى روز مرگ که‌  تو‌  را‌  ملاقات کنند) آنها را‌  رستگارى  ‌و‌  سعادت بخشى  ‌و‌  زیاده از‌  پاداششان به‌  آنها عطا فرمائى 

̶    (مبارک  ‌و‌  متعالى است نام پاکت) در‌  کتاب خود (براى بشارت بر‌ این زیاده بر‌ پاداش بندگان  ‌و‌  لطف  ‌و‌  رحمت به‌  خلق) فرمودى (من جاء بالحسنه الخ) هر‌  کس کار نیکو کند (و یک عمل خیر براى رضاى خدا به‌  جاى آرد) او‌  را‌  ده‌  برابر پاداش خواهد بود  ‌و‌  هر‌  کس کار زشت کند جز به‌  قدر  ‌آن کار بد مجازات نشود)  ‌و‌  باز در‌  کتاب خود فرمودى (مثل الذین ینفقون الخ) مثل آنانکه مالشان را‌  در‌  راه خدا انفاق کنند به‌  مانند دانه اى است که‌  (در کشتزار) از‌  یک دانه هفت خوشه بروید  ‌و‌  در‌  هر‌  خوشه صد دانه درج باشد (که یک دانه هفتصد شود) (و خدا بر‌ هر‌  که‌  خواهد از‌  این مقدار (یک بر‌ هفتصد) هم بیفزاید (و هر‌  که‌  بخواهد  ‌و‌  صلاح داند بیش از‌  آنچه پاداش اوست بى حد از‌  رحمت بى منتهاى خود عطا مى کند)  ‌و‌  باز در‌  کتاب خود فرمودى (من ذا الذى الخ) کیست که‌  خدا را‌  وام دهد (یعنى قرض الحسنه دهد براى رضاى خدا به‌  حاجتمندان) تا‌  خدا بر‌ او‌  به‌  چندین برابر بیفزاید  ‌و‌  همچنین در‌  کتاب کریمت قرآن نظائر این آیات نازل فرمودى که‌  حسنات بندگان را‌  به‌  اضعاف مضاعف (از رحمت واسعت) عطا فرمائى 

̶    و باز تو‌  اى خدا بندگان را‌  به‌  کلام خود از‌  عالم غیب دلالت فرمودى  ‌و‌  ترغیب  ‌و‌  تشویق نمودى تا‌  به‌  حظ  ‌و‌  بهره کامل خود بهره مند شوند که‌   ‌آن حقایق را‌  که‌  در‌  قرآن از‌  عالم غیب فرستادى اگر از‌  آنها مستور مى داشتى (و به‌  واسطه کتاب آسمانى قرآن تعلیمشان نمى فرمودى)  ‌آن حقایق را‌  نه هرگز به‌  چشم مى دیدند  ‌و‌  نه به‌  گوش مى شنیدند  ‌و‌  نه پرواز عقل  ‌و‌  افکارشان به‌  انجام مى رسید چنانکه در‌  قرآن فرمودى (اذکرونى الخ) مرا یاد کنید تا‌  شما را‌  یاد کنم  ‌و‌  شکر  ‌و‌  سپاس مرا (بر نعمتهاى بى شمارى که‌  عطا کردم) به‌  جاى آرید  ‌و‌  کفران مى کنید  ‌و‌  باز فرمودى (لان شکرتم الخ) اگر از‌  نعمتهاى من‌  شکرگزارى کردید البته من‌  بر‌ نعمت شما بسیار مى افزایم  ‌و‌  اگر کفران کردید همانا عذاب من‌  بسیار سخت است ( یعنى شما را‌  از‌  معرفت منعم  ‌و‌  حظ نعمت بسیار محروم مى سازم)

̶    و باز در‌  کتاب مقدست فرمودى (ادعونى استجب لکم) مرا از‌  دل به‌  اخلاص کامل بخوانید تا‌  دعاى شما را‌  مستجاب کنم  ‌و‌  آنان که‌  از‌  دعا  ‌و‌  عبادت من‌  اعراض  ‌و‌  سرکشى کنند زود با‌  ذلت  ‌و‌  خوارى در‌  دوزخ (قهر حق) داخل شوند (آن قدر دعا به‌  درگاهت محبوب تست که‌  در‌  این آیه  ‌ى‌  مبارکه دعاى بندگان را‌  به‌  درگاهت عبادت نام کردى  ‌و‌  ترک تضرع  ‌و‌  دعا را‌  تکبر) (و خودبینى  ‌و‌  غرور  ‌و‌  سرکشى از‌  فرمان خدا) خواندى  ‌و‌  بر‌ ترک دعا به‌  درگاهش بر‌ دخول در‌  آتش دوزخ با‌  ذلت  ‌و‌  خوارى خلق را‌  وعید دادى  ‌و‌  سخت ترسانیدى 

̶    پس خلائق به‌  لطف  ‌و‌  کرم تو‌  به‌  ذکر  ‌و‌  دعا موفق شده  ‌و‌  یاد تو‌  مى کنند  ‌و‌  به‌  فضل  ‌و‌  احسانت بر‌ شکر  ‌و‌  سپاست به‌  حقیقت توفیق مى یابند  ‌و‌  به‌  امر تو‌  جرات کرده  ‌و‌  به‌  دعاء  ‌و‌  راز  ‌و‌  نیاز با‌  حضرتت زبان مى گشایند (چون اگر تو‌  امر به‌  دعا نمى کردى مخلوق ضعیف چه جرات داشت که‌  با‌  سلطان باعظمت ملک وجود به‌  دعا  ‌و‌  راز  ‌و‌  نیاز لب گشاید  ‌و‌  خواهش  ‌و‌  تمنا کند؟)  ‌و‌  تصدق  ‌و‌  احسانها که‌  خلق به‌  فقرا در‌  راه تو‌  مى کنند براى طلب مزید احسان تست (پس بندگان در‌  صدقه با‌  تو‌  معامله ربوى کنند که‌  بر‌ حسب وعده تو‌  در‌  مقابل هر‌  دینارى هفتاد  ‌و‌  بیشتر از‌  لطف حضرتت عوض گیرند  ‌و‌  تو‌  هم به‌  وعده  ‌ى‌  خود وفا کرده  ‌و‌  عطا خواهى کرد)  ‌و‌  در‌  عین حال صدقه  ‌و‌  احسانهایشان به‌  فقیران سبب نجاتشان از‌  قهر  ‌و‌  غضب تو‌  خواهد شد  ‌و‌  به‌  رضا  ‌و‌  خشنودیت نائل مى شوند (یعنى گناهانى که‌  مرتکب شدند  ‌و‌  بدان سبب مستوجب غضب تواند به‌  واسطه صدقه به‌  فقرا مى بخشى  ‌و‌  عفوشان مى کنى  ‌و‌  چون فقیران را‌  شاد  ‌و‌  خشنود کردند تو‌  از‌  آنها راضى  ‌و‌  خشنود مى شوى)

̶    و اگر یک مخلوقى با‌  مخلوق دیگرى اینگونه رفتار کند که‌  تو‌  بندگان را‌  ارشاد کردى (یعنى به‌  او‌  گوید که‌  اگر به‌  فقیران صدقه اى دادى  ‌و‌  دلى را‌  شاد کردى من‌  به‌  تو‌  هفتاد برابر  ‌و‌  بیشتر عوض دهم  ‌و‌  از‌  گناهت درگذرم  ‌و‌  به‌  لطف  ‌و‌  کرم از‌  تو‌  خشنود شوم)  ‌آن مخلوق کارى بسیار پسندیده کرده  ‌و‌  به‌  احسان  ‌و‌  نیکوکارى موصوف خواهد بود  ‌و‌  به‌  انعام  ‌و‌  لطف  ‌و‌  کرم به‌  هر‌  زبان ستایش خواهد شد پس‌  تو‌  را‌  اى خدا (که بندگان را‌  تعلیم دادى که‌  صدقه دهند تا‌  در‌  عوض به‌  آنها لطف  ‌و‌  کرم بسیار کنى  ‌و‌  گناهشان عفو فرمائى همین امر به‌  صدقه دادن تو‌  احسان بزرگى است در‌  حق ما‌  ما‌ هم بر‌ این احسان) حمد  ‌و‌  ستایش  ‌و‌  سپاسگزارى مى کنیم تا‌  به‌  سر‌  حدى که‌  ما‌  را‌  راه به‌  ستایش حضرتت یافت شود (یعنى تا‌  آنجائى که‌  حد معرفت ما‌   ‌و‌  ادراک ما‌  به‌  حمد  ‌و‌  ستایش تو‌  است نه  ‌آن حمدى که‌  لایق تست  ‌و‌  ثنائى که‌  تو‌  خود را‌  به‌   ‌آن ستایش کنى  ‌و‌  الا حمد حقیقى حضرتت  ‌آن است که‌  تو‌  خود را‌  بدان ستودى سبحانک ما‌  اثنى ثناء علیک انت کما اثنیت على نفسک) کلام رسول خاتم  ‌و  عقل کل‌  عالم  ‌و‌  سید ولد آدم است)  ‌و‌  تا‌  آنجا که‌  لفظ  ‌و‌  عبارت براى حمد  ‌و‌  ثنایت به‌  زبان توان آورد  ‌و‌  مادامى که‌  قوت فهم ما‌  به‌  معنائى بر‌ مقام حمدت که‌  ادراک اوصاف کمال تست راه تواند یافت  ‌و‌  عقل قاصر  ‌و‌  فکرت کوتاه ما‌  توانائى انتقال داشت (و الا)


(ما نتوانیم حق حمد تو‌
  گفتن
با همه کروبیان عالم بالا)


̶    اى خدائى که‌  به‌  فضل  ‌و‌  احسان بى انتهاى خویش بندگانت را‌  غرق نعمت کردى  ‌و‌  از‌  آنان حمد  ‌و‌  ثناى خود خواستى (در صورتى که‌  از‌  حمد  ‌و‌  ثناى خلق به‌  کلى بى نیازى پس‌  براى آنکه بندگان را‌  به‌  واسطه حمد  ‌و‌  ثنایت که‌  ذکر اوصاف کمال  ‌و‌  جمال تست با‌  خود انس دهى تا‌  از‌  انس به‌  حضرتت به‌  عالم شهود حسن اعظمت که‌  منتهاى آرزوى عارفان است نائل شوند  ‌و‌  به‌  لذت  ‌و‌  ابتهاج بى انتهاى  ‌آن حسن کل‌   ‌و‌  کل‌  حسن به‌  سعادت عظمى رسند به‌  دین سبب خلق را‌  امر به‌  حمد  ‌و‌  ثناى خود کردى  ‌و‌  نیز براى آنکه زبان  ‌و‌  دل به‌  ذکر حمد  ‌و‌  ثناى حضرتت مشغول دارند  ‌و‌  به‌  دین وسیله بدان سلطان عزت تقرب جویند خلق را‌  به‌  ذکر  ‌و‌  ستایشت دستور دادى  ‌و‌  الا ذات پاکت از‌  شکر  ‌و‌  سپاس خلق بى نیاز است  ‌و‌  لطف  ‌و‌  عطا  ‌و‌  نعمت  ‌و‌  احسانت بر‌ بندگان البته بى عوض  ‌و‌  بى غرض  ‌و‌  بى منت است) اى پروردگار چقدر انواع نعمت بى شمار  ‌و‌  عطاى وافرت میان ما‌  بندگان منتشر است  ‌و‌  توئى که‌  (بى تقاضا  ‌و‌  بى استحقاق ما) ما‌  را‌  به‌  فضل  ‌و‌  احسانت مخصوص گردانیدى 

̶    و بدین برگزیده (و شرع پسندیده) خویش ما‌  را‌  هدایت فرمودى  ‌و‌  به‌  راه معرفت خود که‌  بر‌ خلق سهل  ‌و‌  آسان فرمودى رهنمائى کردى  ‌و‌  براى تقرب نزد حضرتت  ‌و‌  وصول به‌  لطف  ‌و‌  کرامتت به‌  ما‌  چشم بصیرت (و آئینه دل روشن) عطا کردى 

̶    و اى پروردگارا تو‌  یکى از‌  برگزیده هاى  ‌آن وظائف (شریعت  ‌و‌  تکالیف عبودیت)  ‌و‌  فریضه هاى مخصوص ماه مبارک رمضان را‌  مقرر داشتى که‌  این ماه شریف را‌  بین دیگر ماهها امتیاز  ‌و‌  اختصاص دادى  ‌و‌  از‌  تمام زمانها  ‌و‌  دوران روزگاران اختیار کردى  ‌و‌  از‌  جمیع دوران سال این ماه (عزیز) را‌  برگزیدى (و برترى بخشیدى) چون در‌  این ماه (شریف) قرآن کتاب آسمانى (عظیم) را‌  نازل فرمودى (شرح باید دانست که‌  قرآن در‌  مدت بیست  ‌و‌  سه سال بر‌ پیغمبر اکرم (ص) نازل گردید  ‌و‌  مراد از‌  نزول  ‌آن در‌  ماه رمضان  ‌و‌  لیله القدر یا‌  نزول سوره  ‌ى‌  اول  ‌و‌  آیات اولیه قرآن است یا‌  مراد نزول قرآنى  ‌و‌  جمعى اجمالى بر‌ روح مقدس رسول در‌  این ماه بوده  ‌و‌  نزول فرقانى تفصیلى  ‌آن تدریجا  ‌و‌  نجوما نجوما در‌  ظرف بیست  ‌و‌  سه سال بوده یا‌  نزول  ‌آن به‌  واسطه  ‌ى‌  روزه  ‌ى‌  ماه رمضان که‌  رسول به‌  واسطه  ‌ى‌  روزه استعداد بیشترى بر‌ اخذ وحى یافت بوده یا‌  مراد از‌  رمضان  ‌و‌  لیله القدر که‌  فرمود عز من‌  قائل (انا انزلناه فى لیله القدر) قلب مقدس رسول «ص» است)  ‌و‌   ‌آن قرآن را‌  با‌  نور (علم  ‌و‌  حکمت) فرستادى (که بشر را‌  در‌  راه نظم معاش  ‌و‌  معاد روشن سازد  ‌و‌  تربیت جسمانى  ‌و‌  روحانى او‌  را‌  به‌  حد کمال رساند.)  ‌و‌  در‌  این ماه مبارک نور ایمان بندگان را‌  (به واسطه روزه که‌  صفاى باطن مى بخشد) مضاعف  ‌و‌  کاملتر گردانیدى  ‌و‌  روزه را‌  بر‌ مردم فرض  ‌و‌  واجب فرمودى  ‌و‌  (بیش از‌  سایر ماهها) ترغیب  ‌و‌  تشویق به‌  اقامه نماز در‌  شبهاى این ماه فرمودى  ‌و‌  به‌  واسطه شب قدر که‌  بهتر از‌  هزار ماه است جلال  ‌و‌  شرافت به‌  ماه رمضان بخشیدى 

̶    آنگاه این ماه با‌  فضل  ‌و‌  شرف را‌  به‌  ما‌  امت تخصیص دادى  ‌و‌  به‌  فضیلت روزه اش بین اهل ملل عالم ما‌  امت مرحومه را‌  برگزیدى ما‌  هم به‌  فرمان تو‌  روز را‌  روزه داشتیم  ‌و‌  شب را‌  به‌  یارى تو‌  به‌  اقامه نماز شب قیام کردیم  ‌و‌  از‌  انجام روزه  ‌و‌  نمازش منظور ما‌  این بود که‌  در‌  معرض رحمتت درآئیم  ‌و‌  سببى انگیزیم تا‌  قابل مثوبت  ‌و‌  لطف  ‌و‌  احسان حضرتت شویم چنانکه منظور تو‌  هم (از نماز  ‌و‌  روزه بندگان) همین بود (که بندگان به‌  واسطه این دو‌  عبادت صفاى قلب یافته  ‌و‌  شایسته رحمت  ‌و‌  لطف بى پایانت شوند بلکه به‌  دیده قلب لایق شهود جمالت گردند  ‌و‌  الا از‌  نماز  ‌و‌  روزه بندگان حضرتت بى نیاز است  ‌و‌  از‌  فعل  ‌و‌  ترکش تو‌  را‌  سود  ‌و‌  زیانى نیست)  ‌و‌  تو‌  اى خدا به‌  طاعاتى که‌  (رسولانت براى اینکه رو‌  به‌  سوى تو‌  آریم) ما‌  را‌  ترغیب  ‌و‌  تشویق کردند از‌   ‌آن طاعات بى نیازى  ‌و‌  آنچه بندگان از‌  فضل  ‌و‌  کرمت درخواست مى کنند بخشنده  ‌ى‌  بى عوضى (یعنى عبادات  ‌و‌  طاعاتى که‌  به‌  وحى تو‌  انبیا بر‌ امت واجب کردند بر‌ تو‌  نفع  ‌و‌  فائده ئى نداشت بلکه براى آنکه بندگان به‌   ‌آن عبادات از‌  رحمت نامنتهایت بیش منتفع شوند  ‌و‌  از‌  لطف احسان تو‌  بهره  ‌ى‌  کامل یابند ما‌  را‌  به‌  عبادتت تشویق کردند)  ‌و‌  تو‌  (اى سلطان ملک وجود) بهر بنده اى که‌  تقرب به‌  حضرتت مى جوید بسیار نزدیکى (و هیچ میانه تو‌  با‌  بندگان خداجو حجابى  ‌و‌  بعدى نخواهد بود  ‌و‌  به‌  مردم غافل هم که‌  جویاى تو‌   ‌و‌  طالب قرب حضرتت نیستند باز تو‌  نزدیکى آنها از‌  تو‌  دورند.
(دوست نزدیکتر از‌
  من‌  به‌  من‌  است
این عجبتر که‌
  من‌  از‌  وى دورم)

̶    اى خداى من‌  (لطف خاص حضرتت) مرتبه این ماه را‌  در‌  میان ما‌  (امت ختمى مرتبت) با‌  مقام محمود  ‌و‌  رتبه شرافت اقامه فرمود  ‌و‌  ما‌  هم با‌  این ماه عزیز رفیق  ‌و‌  هم صحبت نیکو شدیم  ‌و‌  بهترین  ‌و‌  عالیترین سود را‌  بین اهل عالم از‌  این ماه شریف بهره یافتیم (که این ماه عطاى خاص تو‌  بر‌ این امت بود نه امم دیگر)  ‌و‌  پس‌  از‌  آنکه مدت این ماه به‌  اتمام رسید  ‌و‌  زمانش سپرى شد  ‌و‌  عدد ایام شریفش به‌  پایان آمد ما‌  ازو مفارقت کردیم 

̶    با او‌  هنگام فراق وداع کردیم وداع کسى که‌  سخت درد فراقش بر‌ ما‌  مشکل بود  ‌و‌  مفارقتش سخت ما‌  را‌  غمین  ‌و‌  اندوهگین  ‌و‌  وحشتناک ساخت ولى عهد محبتش همیشه در‌  قلب ما‌  محفوظ  ‌و‌  حرمت  ‌و‌  جلالتش ملحوظ  ‌و‌  اداء حق وى بر‌ ما‌  حکم حتم گردید لذا ما‌  (این رفیق شفیق  ‌و‌  دوست عزیز شریف را‌  مخاطب ساخته و) مى گوئیم 

̶    سلام  ‌و‌  تحیت ما‌  بر‌ تو‌  اى شهر الله اکبر (اى ماه خداى بزرگ)  ‌و‌  اى عید مبارک دوستان خدا سلام  ‌و‌  درود ما‌  بر‌ تو‌  اى گرامى ترین یار  ‌و‌  مونس ما‌  از‌  همه دور روزگار  ‌و‌  اى بهترین ماه عزیز از‌  گردش تمام ایام  ‌و‌  ساعات زمان 

̶    درود  ‌و‌  تحیت ما‌  بر‌ تو‌  اى ماهى که‌  دعاها  ‌و‌  آرزوهاى بندگان از‌  درگاه خدا در‌  این ماه به‌  اجابت نزدیک شده  ‌و‌  کار خیر بیشتر از‌  اهل ایمان منتشر مى شود (چون به‌  واسطه روزه این ماه  ‌و‌  گرسنگى  ‌و‌  تشنگى از‌  شهوت حیوانى  ‌و‌  تن پرورى دور مى شوند  ‌و‌  به‌  صفات ملکوتى نزدیک لذا به‌  آرزوهائى که‌  هر‌  بنده ئى را‌  به‌  قرب خدا  ‌و‌  انس با‌  مولاست البته تا‌  حدى نزدیک خواهند شد  ‌و‌  بیشتر اعمال خیر  ‌و‌  نیکوکارى از‌  بندگان به‌  توفیق خدا در‌  این ماه انتشار خواهد یافت)

̶    درود  ‌و‌  سلام بر‌ تو‌  اى ماه مبارک که‌  همدم ما‌  بودى  ‌و‌  با‌  جلالت  ‌و‌  عزت  ‌و‌  قدرت نزد همه  ‌و‌  فراق  ‌و‌  فقدانت دلها را‌  سخت نالان ساخت آرى اهل ایمان همه به‌  تو‌  چشم امید داشتند (چون این ماه محو گناهان  ‌و‌  رفعت مقام روزه داران است) تو‌  درگذشتى  ‌و‌  الم فراقت دلها را‌  دردناک نمود

̶    و درود بر‌ تو‌  اى ماه عزیز که‌  چون به‌  ما‌  روى آوردى با‌  تو‌  انس  ‌و‌  الفت  ‌و‌  نشاط داشتیم  ‌و‌  چون منقضى شدى  ‌و‌  روى از‌  ما‌  بگردانیدى همه دلها را‌  وحشت زده  ‌و‌  محزون کردى 

̶    سلام بر‌ تو‌  (اى ماه مبارک) که‌  در‌  اثر همجوارى تو‌  دلها رقت  ‌و‌  شفقت با‌  هم داشت  ‌و‌  فسق  ‌و‌  گناه کمتر از‌  بندگان صادر مى شد (چون روزه قواى حیوانى را‌  ضعیف  ‌و‌  نور  ‌و‌  صفاى روحانى را‌  قوى مى گرداند لذا گناهان که‌  از‌  شهوت  ‌و‌  غضب حیوانى برمى خواست در‌  ماه رمضان کمتر از‌  مردم صادر  ‌و‌  شفقت  ‌و‌  مهربانى دلها به‌  هم افزون مى گردد)

̶    درود  ‌و‌  سلام بر‌ تو‌  اى ماه شریف که‌  بر‌ علیه شیطان (و نفس اماره) ما‌  را‌  یارى مى نمودى  ‌و‌  خوش رفیقى بودى که‌  طریق نکوکارى  ‌و‌  احسان را‌  بر‌ ما‌  آسان مى کردى (چون روزه صحیح شهوت  ‌و‌  غضب را‌  که‌  منشاء بدکارى است محو مى سازد  ‌و‌  نور  ‌و‌  صفاى دل را‌  که‌  منشاء نکوکارى است قوى مى گرداند لذا روزه داران را‌  نیکوکارى  ‌و‌  احسان کارى سهل است  ‌و‌  آسان  ‌و‌  زشتکارى  ‌و‌  عصیان کارى مشکل است)

̶    درود تحیت بر‌ تو‌  (اى ماه صیام) که‌  چقدر آزاد شده گان (از آتش دوزخ) در‌  تو‌  بسیار است 


̶    و  ‌آن کس که‌  احترام تو‌  را‌  کاملا رعایت کرده (به وظایف خود عمل نمود  ‌و‌  به‌  وجه صحیح روزه داشت) چقدر سعادتمند (ابد) گردید

̶    و تو‌  چه اندازه گناهان را‌  محو  ‌و‌  انواع عیوب را‌  مستور مى گردانى 

̶    درود  ‌و‌  تحیت بر‌ روانت اى ماه چقدر رحمت  ‌و‌  احسانت بر‌ گنهکاران  ‌و‌  هیبت  ‌و‌  جلالت در‌  قلوب اهل ایمان بسیار است 

̶    و درود بر‌ روانت اى ماه که‌  هیچ دور روزگاران با‌  دوران تو‌  در‌  نفاست (و شرافت  ‌و‌  حسن  ‌و‌  جمال) همانند نتواند شد

̶    سلام بر‌ تو‌   ‌و‌  درود بر‌ روانت اى ماهى که‌  (از وحى آسمانى با‌  نزول فرشتگان روحانى در‌  شب قدر) از‌  هر‌  امر  ‌و‌  فرمان الهى تو‌  را‌  سلام  ‌و‌  تحیت است 

̶    درود  ‌و‌  تحیت بر‌ روان تو‌  باد که‌  به‌  مصاحبتت (مشتاق  ‌و‌  مایل بودیم و) هیچ کراهت نداشتیم  ‌و‌  ملازمتت ما‌  را‌  ناپسند نبود

̶    درود ما‌  بر‌ روانت باد چنانکه تو‌  به‌  رحمت  ‌و‌  برکات بر‌ ما‌  وارد شدى  ‌و‌  مقدم مبارکت ما‌  را‌  از‌  دنس  ‌و‌  پلیدى گناهان پاک  ‌و‌  مطهر ساخت 

̶    درود بر‌ روانت سلام  ‌و‌  داع ما‌  با‌  تو‌  اى ماه مبارک نه از‌  روى ملالت  ‌و‌  دلتنگى است ترک روزه تو‌  نه از‌  خستگى  ‌و‌  انضجار (بلکه با‌  محبت قلبى  ‌و‌  شوق ذاتى به‌  ناچار با‌  تو‌  وداع نمودیم  ‌و‌  الم فراقت را‌  ناگزیر تحمل مى کنیم)

̶    درود بر‌ روان شریفت اى ماه که‌  پیش از‌  ورودت محبوب  ‌و‌  مطلوب ما‌  بودى  ‌و‌  هنگام رحلتت مایه حزن  ‌و‌  اندوه قلب ما‌  گشتى 

̶    درود  ‌و‌  تحیت بر‌ روان عزیزت چه بسیار شر  ‌و‌  بدیها که‌  به‌  واسطه  ‌ى‌  وجود تو‌  از‌  ما‌  برطرف شد  ‌و‌  چه بسیار خیر  ‌و‌  خوبیها که‌  به‌  سبب تو‌  بر‌ ما‌  (از خدا) افاضه گردید

̶    درود بر‌ روانت  ‌و‌  بر‌ شب قدر تو‌  که‌  بهتر (و برتر) از‌  هزار ماه است (که خدا در‌  شانش فرموده «لیله القدر خیر من‌  الف شهر» شب قدر بهتر از‌  هزار ماه بدون شب قدر است شاید یک معنى شب قدر قلب مطهر امام (ع)  ‌و‌  صدر شریف اولیاء خداست که‌  محل هبوط  ‌و‌  نزول فرشتگان  ‌و‌  منبع  ‌و‌  مخزن علوم آسمانى  ‌و‌  اسرار علم لدنى  ‌و‌  مهبط روح القدس است  ‌و‌  لوح محفوظ حق  ‌و‌  کتاب حفیظ  ‌و‌  مبین الهى  ‌و‌  کتاب مکنون انفسى یا‌  نفس کلیه  ‌ى‌  الهیه یا‌  عدل  ‌و‌  سلطنت خلیفه الله است (که لا‌  رطب  ‌و‌  لا‌  یابس الا فى کتاب مبین-  ‌و‌  کل‌  شیئى احصیناه فى امام مبین)

̶    درود بر‌ تو‌  اى ماه (اى شهر الله اعظم) دیروز (که از‌  ایام وصالت بود) چقدر حرص  ‌و‌  اشتیاق به‌  دیدارت داشتیم (و سرگرم جذبه جمالت بودیم)  ‌و‌  فردا (که روز فراق تست) باز چقدر شوق ما‌  به‌  دیدارت شدیدتر خواهد بود

̶    درود بر‌ تو‌   ‌و‌  بر‌ فضیلت  ‌و‌  شرافتت که‌  دریغا امروز از‌   ‌آن فضیلت محروم شدیم  ‌و‌  درود بر‌ رحمت  ‌و‌  برکات ایام گذشته ات که‌  از‌  ما‌  منقطع گردید.

̶    پروردگارا ما‌  اهلیت  ‌و‌  شایستگى بر‌ این ماه عظیم الشان داشتیم که‌  به‌  این ماه ما‌  امت را‌  شرافت دادى  ‌و‌  براى انجام روزه  ‌و‌  عباداتش به‌  لطف  ‌و‌  کرمت موفق فرمودى هنگامى که‌  اشقیاى امت شرافت اوقات  ‌و‌  ایام این ماه را‌  (از جهل  ‌و‌  شقاوت) نشناختند  ‌و‌  از‌  فضیلت برکاتش محروم شدند

̶    اى خدا توئى ولى نعمت ما‌  که‌  به‌  معرفت  ‌و‌  شرافت این ماه ما‌  را‌  برگزیدى  ‌و‌  به‌  آداب  ‌و‌  سننش ما‌  را‌  هدایت فرمودى  ‌و‌  ما‌  با‌  همه تقصیر (و قصور) باز خدایا به‌  توفیق تو‌  بر‌ انجام روزه  ‌و‌  نماز (و آداب) این ماه قیام کردیم  ‌و‌  اندکى از‌  وظائف بسیار این ماه را‌  (به حسن توفیق تو) ادا نمودیم.

̶    پروردگارا پس‌  تو‌  را‌  سپاس  ‌و‌  ستایش مى کنیم  ‌و‌  اقرار به‌  زشتکارى خود  ‌و‌  اعتراف به‌  ضایع  ‌و‌  ناقص بودن اعمالمان داریم  ‌و‌  براى (تقصیرمان در‌  بندگى) تو‌  ما‌  را‌  در‌  دلها عقده پشیمانى است  ‌و‌  بر‌ زبانها با‌  صدق  ‌و‌  حقیقت عذر خواهى پس‌  تو‌  (از کرمت) بر‌ آنچه از‌  اعمال ضایع  ‌و‌  تفریط کردیم اجر کامل بخش که‌  از‌  فضل  ‌و‌  کرم مرغوب  ‌و‌  عطاى محبوب تست که‌  به‌  جاى انواع ذخیره هاى مرغوب پربها عوض قرار دهیم (یعنى تا‌   ‌آن پاداش  ‌و‌  اجر تو‌  که‌  از‌  کرمت عطا کردى ذخیره ما‌  در‌  عالم ابد بهشت خلد سرمد گردد)

̶    و اى خدا عذر ما‌  را‌  از‌  تقصیرات  ‌و‌  کوتاهى در‌  حق بندگیت به‌  واجب از‌  لطف  ‌و‌  کرم بپذیر  ‌و‌  اى خدا کرم کن  ‌و‌  همین عمرى که‌  اکنون داریم به‌  ماه رمضان آینده سال دگر برسان  ‌و‌  چون ما‌  را‌  باز به‌  رمضان آینده رسانیدى ما‌  را‌  یارى کن که‌  به‌  فیض عبادت شایسته حضرتت (تا حدى که‌  قابلیم) نائل ساز  ‌و‌  بر‌ اداء نماز  ‌و‌  طاعتت بدان گونه که‌  شایسته تست لایق ساز  ‌و‌  ما‌  را‌  در‌  جریان اعمال شایسته اى قرار ده‌  (یا به‌  اجر اعمال صالحى رسان) که‌  تدارک حق طاعتت را‌  در‌  دو‌  ماه مذکور از‌  ماه هاى روزگاران توانیم کرد

̶    پروردگارا (کرم کن و) آنچه در‌  این ماه عزیز از‌  ما‌  لغزشى سر‌  زد یا‌  در‌  گناهى واقع شدیم  ‌و‌  عمل خطا  ‌و‌  ناشایسته اى با‌  قصد عمد یا‌  نسیان  ‌و‌  فراموشى انجام دادیم که‌  در‌   ‌آن ظلم  ‌و‌  ستم بر‌ غیر  ‌و‌  هتک احترام دیگران بود پس‌  تو‌  اى خدا بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاکش درود فرست  ‌و‌  جمیع  ‌آن لغزش  ‌و‌  گناهان را‌  در‌  پرده (رحمتت) مستور ساز  ‌و‌  به‌  عفو  ‌و‌  کرمت از‌  ما‌  درگذر  ‌و‌  ما‌  را‌  در‌  معرض نظر شماتت کنندگان در‌  میاور (و در‌  پیش چشم معرضین  ‌و‌  شامتین وامدار)  ‌و‌  زبان طعن طاعنان را‌  بر‌ ما‌  باز مگردان  ‌و‌  ما‌  را‌  به‌  کار خیرى بدار که‌  در‌   ‌آن کار محو گناهان ما‌  باشد  ‌و‌  کفاره آنچه تو‌  را‌  ناپسند  ‌و‌  منکر بود گردد به‌  حق رافت  ‌و‌  فضل  ‌و‌  رحمتت که‌  نفاذ نپذیرد  ‌و‌  نقصان نیابد (چون فضل  ‌و‌  رحمتت را‌  حد  ‌و‌  انتهائى نباشد.)

̶    پروردگارا بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاکش درود فرست  ‌و‌  مصیبت ما‌  را‌  به‌  فراق این ماه رمضان مبارک در‌  روز عید فطر جبران  ‌و‌  تدارک فرما  ‌و‌  روز عید ما‌  را‌  مبارک گردان  ‌و‌  بهترین ایام روزگارى که‌  بر‌ ما‌  گذشته است از‌  حیث جلب عفو  ‌و‌  رحمت  ‌و‌  محو گناه مقرر فرما  ‌و‌  از‌  جمیع گناهان پنهان  ‌و‌  آشکار ما‌  (به لطف  ‌و‌  کرم) درگذر

̶    و با‌  زوال یافتن این ماه رمضان خطاهاى ما‌  را‌  هم از‌  کتاب ما‌  خارج ساز (و قلم عفو به‌  خطا  ‌و‌  گناهانمان درکش)  ‌و‌  ما‌  را‌  از‌  سعادتمندترین اهل این ماه  ‌و‌  بزرگترین قسمت برهاى  ‌آن مقرر فرما  ‌و‌  وافرتر حظ  ‌و‌  بهره را‌  در‌  این ماه نصیب ما‌  گردان (یعنى از‌  همه مطیعان  ‌و‌  روزه داران که‌  به‌  سعادت  ‌و‌  بهره وافر از‌  ثواب در‌  این ماه مى رسند ما‌  را‌  سعادت کاملتر  ‌و‌  ثواب  ‌و‌  بهره بیشتر نصیب فرما.)

̶    پروردگار او‌  هر‌  کس حق رعایت این ماه را‌  به‌  جاى آورد  ‌و‌  احترام این ماه را‌  چنانکه سزاوار است نگاه داشت  ‌و‌  به‌  حدود وظایف  ‌و‌  آدابش چنانکه باید  ‌و‌  شاید قیام کرد  ‌و‌  از‌  گناهان در‌  این ماه به‌  حقیقت معنى تقوى پرهیزکارى  ‌و‌  تقوى گزید یا‌  آنکه به‌  درگاه حضرتت تقرب یافت تقربى که‌  موجب رضا  ‌و‌  خشنودیت از‌  او‌  گردید  ‌و‌  رحمت (خاص) تو‌  بر‌ او‌  توجه کرد (یا عطوفت  ‌و‌  رافتت شامل او‌  شد) پس‌  اى خدا سهم  ‌و‌  بهره ما‌  را‌  همانند  ‌آن کس از‌  دارائى بى حد  ‌و‌  نهایت خویش عطا فرما  ‌و‌  چندین برابر هم نیز از‌  فضل  ‌و‌  کرمت افزون بخش زیرا فضل  ‌و‌  رحمتت از‌  بخشش کم نگردد  ‌و‌  گنجینه هاى کرمت از‌  عطا نقصان نپذیرد
(گنج تو‌
  به‌  جود کم نیاید
از گنج کس این کرم نیاید)

̶    بلکه همیشه (از ازل تا‌  ابد) بر‌ خلق افاضه مى کند  ‌و‌  معدنهاى احسان تو‌  فناپذیر نباشد  ‌و‌  همانا عطاهاى تو‌  خوشتر  ‌و‌  گواراترین عطاست (بلکه هر‌  معطى  ‌و‌  هر‌  عطا از‌  منبع جود  ‌و‌  عطاى تو‌  از‌  دریاى کرم  ‌و‌  رحمت بى منتهاى تو‌  وجود یافته  ‌و‌  بى عطایت هیچ معطى  ‌و‌  عطائى در‌  عالم هستى نیست)

̶    پروردگارا بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاکش درود فرست  ‌و‌  همانند آنانکه در‌  این ماه روزه گرفتند یا‌  تو‌  را‌  به‌  اخلاص عبادت کردند تا‌  روز قیامت مانند همه آنان به‌  ما‌  اهل بیت (ع) یا‌  (به ما‌  امت پیغمبر- ص-) اجر  ‌و‌  ثواب عطا فرما.

̶    اى خدا ما‌  به‌  درگاه تو‌  (از هر‌  گناه به‌  درگاهت توبه مى کنیم در‌  روز فطر که‌  این روز را‌  براى اهل ایمان عید  ‌و‌  روز شادى  ‌و‌  سرور قرار دادى  ‌و‌  براى ملت خود (یعنى ملت اسلام که‌  «ان الدین عند الله الاسلام» دین خدا اسلام است) مجمع  ‌و‌  محفلى آراستى ما‌  در‌  این روز شریف از‌  هر‌  گناه که‌  مرتکب شده ایم  ‌و‌  از‌  هر‌  زشتکارى  ‌و‌  بدى که‌  از‌  این پیش از‌  ما‌  سر‌  زده یا‌  خیال بدى که‌  در‌  دل پنهان داریم توبه مى کنیم توبه  ‌ى‌  کسى که‌  هرگز قصد رجوع به‌  هیچ گناه نکند  ‌و‌  به‌  هیچ خطا  ‌و‌  ناروائى باز نگردد توبه نصوح که‌  خالص  ‌و‌  پاک از‌  هر‌  شک  ‌و‌  ریب باشد پس‌  اى خدا تو‌  از‌  ما‌  این توبه را‌  (به لطف  ‌و‌  کرمت) بپذیر  ‌و‌  از‌  ما‌  راضى  ‌و‌  خشنود باش  ‌و‌  بر‌ این توبه نصوح ما‌  را‌  ثابت بدار (و ما‌  را‌  یارى کن که‌  توبه نشکنیم  ‌و  بر‌ نفس اماره  ‌و‌  شیطان رجیم هنگام اراده معصیت فیروز گردیم  ‌و‌  از‌  نفس  ‌و‌  شیطان به‌  یارى تو‌  اطاعت نکنیم تا‌  توبه ما‌  ثابت بماند)

̶    پروردگارا دلهاى ما‌  را‌  از‌  خوف عقاب  ‌و‌  وعده عذاب  ‌و‌  شوق ثواب  ‌و‌  وعده اجر  ‌و‌  رحمت دائما نصیب گردان (که همیشه از‌  معصیتت به‌  ترسیم  ‌و‌  به‌  طاعتت مشتاق باشیم  ‌و‌  لحظه اى دل ما‌  را‌  از‌  یادت غافل مگردان که‌  اگر ترس  ‌و‌  شوق تو‌  از‌  دل ما‌  بیرون رود دل خانه شیطان شود  ‌و‌  غرق دوزخ عصیان گردد  ‌و‌  از‌  درجات عالى بهشتى به‌  قعر درکات جهنم سقوط خواهد کرد) (دو چشمه خوف  ‌و‌  شوقت را‌  در‌  دل ما‌  جارى ساز) تا‌  ما‌  از‌  شوق بهشت  ‌و‌  نعمتهائى که‌  از‌  تو‌  به‌  دعا درخواست مى کنیم شاد باشیم  ‌و‌  لذت بریم  ‌و‌  از‌  ترس عذابهائى که‌  به‌  تو‌  از‌  آنها پناه مى بریم محزون  ‌و‌  هراسان شویم 

̶    و اى خدا ما‌  را‌  در‌  نزد خود از‌  توبه کنندگان آنانکه بر‌ آنها محبتت را‌  حتم  ‌و‌  لازم «در آیه  ‌ى‌  ان‌  الله یحب التوابین» فرمودى مقرر فرما)  ‌و‌  از‌  آنانکه رجوع به‌  طاعتت را‌  از‌  آنها قبول فرمودى قرار ده‌  اى عادل تر از‌  همه دادگران عالم.

̶    اى پروردگار از‌  خطاهاى پدران  ‌و‌  مادران  ‌و‌  اهل دین ما‌  (و برادران ایمانى ما) از‌  رفتگان  ‌و‌  آیندگان ایشان تا‌  روز قیامت از‌  خطاهاى جمیعشان (به عفو  ‌و‌  کرمت) درگذر.

̶    خدایا بر‌ محمد (ص) پیغمبر ما‌   ‌و‌  آل‌  پاکش رحمت فرست چنانکه بر‌ فرشتگان مقربت رحمت فرستادى.  ‌و‌  باز درود  ‌و‌  رحمت فرست بر‌ او‌   ‌و‌  آل‌  پاکش چنانکه بر‌ انبیاء  ‌و‌  رسولانت درود  ‌و‌  رحمت فرستادى  ‌و‌  نیز درود  ‌و‌  رحمت فرست بر‌ او‌   ‌و‌  آل‌  پاکش چنانکه بر‌ بندگان صالح  ‌و‌  شایسته ات رحمت فرستادى  ‌و‌  افضل  ‌و‌  کاملتر از‌  همه آنان اى خداى پروردگار عوالم بى نهایت چنان رحمت کاملى بر‌ رسول خاتمت ( محمد مصطفى) فرست که‌  برکات  ‌آن رحمت ما‌  را‌  فرارسد  ‌و‌  به‌  نفعش ما‌  نیز نائل شویم  ‌و‌  از‌  برکاتش دعاهاى ما‌  مستجاب گردد که‌  همانا اى پروردگار تو‌  از‌  هر‌  کس که‌  خلق به‌  کرمش راغب  ‌و‌  مشتاقند البته بى نهایت کریم ترى  ‌و‌  از‌  هر‌  کس که‌  خلق به‌  او‌  اعتماد کنند تو‌  محققا کافى تر از‌  او‌  خواهى بود (بلکه تنها توکل  ‌و‌  اعتماد بر‌ تو‌  که‌  کل‌  رحمت  ‌و‌  قدرتى شایسته است نه بر‌ غیر تو‌  که‌  همه فقیر  ‌و‌  عاجز فانى الذاتند)  ‌و‌  تو‌  عطا بخش ترین کسى که‌  از‌  فضل  ‌و‌  کرمش خلق درخواست حاجت کنند  ‌و‌  توئى که‌  بر‌ کل‌  موجودات عالم قدرت کامل دارى.

 

  نظرات ()
برنامه ماه مبارک رمضان هیئت نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/٥/۱٥

باسمه تعالی

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه دوستان گرامی در ماه مبارک رمضان.

به اطلاع میرساند جلسات  مرداد و شهریور ماه ۱۳۸۹ هیات آل یاسین مصادف با ماه مبارک رمضان از ساعت ۲1 تا ساعت ۲4 برگزار میگردد.

برنامه های جلسه مقاوله و قرائت قرآن  ، سخنرانی جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقای فخاران اعزامی از قم ، قرائت دعای افتتاح و دیگر برنامه های مرتبط  میباشد. ضمنا از چند مداح نیز جهت شرکت در جلسه دعوت شده است که در ایام ماه مبارک از حضور آنها بهره مند خواهیم شد.

      از همه عزیزان جهت شرکت در جلسه دعوت بعمل می آید. منتظرتان هستیم.

هیات آل یاسین علیه السلام خورموج

  نظرات ()
خاورمیانه آتش زیرخاکستر نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/٥/۱٢

خاورمیانه آتش زیرخاکستر
سناریوی توطئه چیزی است که این روزها بویژه در لبنان شاهد آنیم؛ همه تلاش های آمریکا و اسراییل برای ایجاد جدایی میان حزب الله و بقیه نظام متمرکز شده است و کل منابع مادی و رسانه ای واشنگتن و حتی موضعگیری های پیدا و پنهان سفیر آمریکا در بیروت، در همین جهت ادامه دارد؛ و اخیرا نیز «عبدالله بن عبدالعزیز» شاه عربستان فعال شده است و ازطرف واشنگتن پیام های تهدیدآمیز را به دمشق و بیروت می برد. همزمان با آن، عوامل سیا و موساد نیز برای اجرای این سناریو فعال هستند.

 

اشاره

منطقه خاورمیانه طی هفته های جاری شاهد سناریوها و توطئه های جدید است که در کشورهای مختلف منطقه، از جمله در پاکستان و لبنان می توانیم نشانه هایی از این وضعیت جدید را ببینیم.
مقاله حاضر، با بررسی تحولات کنونی و ریشه های آن، گزینه های احتمالی آتی برای منطقه را نیز مورد توجه قرار می دهد. پیش بینی ها حاکی است که آینده خاورمیانه بحرانی تر و بی ثبات تر از شرایط کنونی خواهد بود.


سرویس خارجی


به این گزاره توجه کنید:«شرایط نسبتا آرام جاری خاورمیانه، پیش درآمد منازعات سختی است که طی سال های آتی منطقه را فرامی گیرد ولاجرم تحولات ریشه ای و عمیقی را نیز به دنبال خواهد داشت.»


جدای از موافقان و مخالفان این پیشگویی، سؤال این است که آیا می توان از همین جا، وقایع آتی خاورمیانه را پیش بینی کرد؟


پاسخ علمی این است که اگر دو مرحله توصیف و تحلیل پدیده های اجتماعی به دقت انجام شود و تبیین این پدیده ها با واقعیت قرین باشد، آن وقت می توان یک یا چند گمانه احتمالی را در مورد وقایعی که در آینده رخ می دهند، ارائه کرد.

این گمانه و یا گمانه ها نوعا با یک دامنه پنج تا 15درصدی خطا و یا انحراف از معیار همراه هستند. اصولا اگر چنین پیش بینی هایی در کار نباشد، در بسیاری از موارد نمی توان طرح ها و برنامه ها را از قبل بودجه بندی کرد.


البته، یک روند معکوس هم وجود دارد که بیشتر برای مورخان و کارآگاهان پلیس به کار می آید، بدین ترتیب که اگر قتلی و یا واقعه بزرگی مثل حادثه 11 سپتامبر 2001 آمریکا رخ دهد، محققان و کارآگاهان از طریق بازسازی و مدل سازی صحنه، به دنبال سرنخ ها می گردند و یا می خواهند کشف کنند که آیا علت این واقعه، همان است که در رسانه ها به طور رسمی روایت می شود و یا کار خودی ها و یک توطئه هدفمند داخلی است و باید گفت که بسیاری از تحولات و رویدادهای موثر تاریخی و سیاسی از این منظر تحلیل می شوند.

البته، گزاره موردتوجه ما مربوط به آینده است و لذا، ناگزیریم که به رهیافت نخست (یعنی توصیف، تحلیل و پیش بینی) تکیه کنیم.


اوضاع پرابهام جاری
دو پدیده، شرایط جاری خاورمیانه را بسیار پیچیده و بغرنج کرده است؛ پدیده نخست، حاکمیت وضعیت نامتوازن از لحاظ سلسله مراتب قدرت است که به ویژه خود را در رابطه با بحران مزمن اعراب و اسرائیل نشان می دهد، و دیگری، مسئله عقب نشینی آمریکا از عراق و افغانستان است، که درمورد کشور نخست طبق قرارداد امنیتی بغداد- واشنگتن باید عملی شود و دومی نیز طبق وعده ای که «باراک اوباما» به مردم آمریکا داده است، باید اجرا گردد.


این دو پدیده حساس و پیچیده را در اینجا به طور مفصل مورد توجه قرار می دهیم، تا درحد مقدور بتوانیم تصویری درست از آینده منطقه به دست دهیم.

شرایط نامتعادل
تحولات سیاسی مثل سایر تحولات اجتماعی و طبیعی عموماً به سمت توازن و تعادل میل دارد و اگر پدیده ای مثل جنگ و انقلاب، وضعیت تعادل را برهم بزند، این حالت نامتعادل دیر یا زود به سمت تعادل میل پیدا می کند. مثل برکه آرامی که با پرتاب تکه سنگی، نا آرام و نامتعادل می شود، ولی کم کم موج های روی آب محو می گردند و برکه آرامش قبلی خود را باز می یابد. این مدل را ما در روابط قدرت و روابط میان دولت ها و بازیگران بین المللی نیز می بینیم و شرایط جنگی نوعاً به سمت صلح و آرامش در یکی از اشکال جدید و یا قدیمی روابط قدرت مثل سلسله مراتبی، دو قطبی و یا چند قطبی گرایش پیدا می کند.


در شرایط نامتوازن و نامتعادل که به زعم این نویسنده، ترجمان وضعیت کنونی خاورمیانه و بحث ما نیز روی آن متمرکز است، نیروها و بازیگران درگیر، هر کدام مدعی داشتن نقش برتر در ایجاد نظم جدید و یا حفظ وضع موجود هستند. این شرایط که تحت عنوان «شرایط بحرانی» قابل توصیف است، نه در وضعیت متعادل قبل از جنگ (و انقلاب) و نه در شرایط متعادل نوین پس از جنگ قرار دارد؛ پس جایگاه دقیق آن کجاست؟ شاید نتوان جایگاه دقیقی برای آن متصور شد، ولی محل فرضی آن را می توان درست قبل از شرایط جنگی دانست. برای «شرایط بحرانی» خاورمیانه تقریباً می توان یک چنین جایی را متصور شد. به عبارت دیگر، می توان با لحاظ درصد تقریبا بالای خطا، پیش بینی کرد که خاورمیانه در شرایط پیش از جنگ قرار دارد.


اما، چرا احتمال خطای پیش بینی با یک درصد بالا ذکر می شود؟ برای اینکه هر بحرانی الزاما به جنگ ختم نمی شود؛ بسیاری از بحران ها وجود داشته اند که در غیر از شرایط جنگی و انقلابی پیش آمده و از طرق دیگری به غیر از جنگ و درگیری حل شده اند، مثل بحران موشکی کوبا در سال 1962 که به جنگ میان دو ابرقدرت آن زمان نینجامید. پس، مشخصا درباره وضعیت نامتوازن کنونی خاورمیانه و کشف و اثبات این نکته که این وضعیت در شرایط پیش از جنگ قرار دارد یا نه، باید دلایل محکم تری ارایه کرد.
کارشناسان در ریشه یابی بحران خاورمیانه، علت العلل آن را دو چیز می دانند؛ منازعه اعراب و اسرائیل و نفت.
جبهه مقاومت، جبهه صهیونیست
در منازعه اعراب و اسرائیل چیزی که به بحث ما ربط دارد، ایجاد تردید و تزلزل در همه اهرم های دیپلماتیکی است که برای حفظ موجودیت رژیم اسرائیل به کار گرفته می شده و می شوند و این یعنی وضعیت نامتعادل.


اکنون نه تنها جبهه مقاومت ضدصهیونیستی تقویت شده، اسرائیل نیز ضربات حیثیتی مرگباری را از جانب دو جنگ آخرش با لبنان و دولت حماس در نوار غزه متحمل شده است.

علاوه بر آن، هر چه از محاصره غزه می گذرد، چهره صهیونیست ها و حامیان آمریکایی و اروپایی آنها در نزد جهانیان زشت تر نیز می شود و بخصوص، جنبش اعزام کشتی های امداد از کشورهای مختلف به غزه که هم اکنون جریان دارد، اسرائیلی ها و آمریکایی ها را واقعا تحت فشار قرار داده و حتی روابط دیرپای ترکیه و اسرائیل را نیز کاملا تیره کرده است.
این تنگناها برای اسرائیل (و البته برای آمریکا و اروپا) قابل تحمل نیست و هیچ راه غیرنظامی و مسالمت آمیزی هم وجود ندارد که آنها برای نجات اسرائیل، آن را آزمایش نکرده باشند.
این بیهودگی سال ها مذاکرات سازش و زدوبندها و توطئه های آشکار و پنهان جبهه حامی اسرائیل، همه محصول یک چیز است؛ به هم خوردگی توازن نیروهای منطقه به نفع مقاومت. این حالت نامتوازن و نامتعادل بعد از مرحله توازنی قرار دارد که آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد (دهه های پس از جنگ جهانی دوم) حافظ آن بوده اند و پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 نیز آمریکا با تمام وجود تلاش می کرد در ذیل سیاست یکجانبه گرایی خود، آن را حفظ کند.
اما اکنون همه می دانند که حفظ وضع موجود و حفظ تعادل مورد نظر کاخ سفید میان قدرت های منطقه ای و استمرار هژمونی آمریکایی- اسرائیلی در خاورمیانه، موضوعی است که به گذشته تعلق دارد.


به خاطر همین وضعیت نامتوازن است که نیروهای نوظهور با هرگونه پیمان صلحی که اسرائیل در آن جایگاه دست بالا را داشته باشد، مخالفت می کنند و هرگونه راهکار دیپلماتیک و غیرنظامی هدفمند غرب که آب را به آسیاب اسرائیل بریزد، پیشاپیش محکوم به شکست است.

حال که مثلث اسرائیل- آمریکا- اروپا با تمام وجود به بیهودگی مذاکرات پی برده اند، درباره آینده این رژیم چه فکر می کنند؟ آیا غیر از این است که آن را در خطر می بینند؟
مسلماً قدم بعدی محور آمریکا- اسرائیل، ورود به فاز تصمیم گیری و اقدام است؛ برای کشف ذهنیت رهبران این جبهه و فهم اینکه سران تل آویو و واشنگتن چه چیزی را در سر دارند، بهترین رهیافت این است که ما خود را به جای آنها قرار دهیم و ببینیم که یک بازیگر خردمند در چنین شرایط مفروضی چه می کند.


از این منظر، چشم پوشی از موجودیت اسرائیل و یا آنچه که جبهه ضدصهیونیست مطرح می کند، مبنی بر اینکه ساکنان اصلی و اولیه سرزمین اشغالی فلسطین (چه مسلمان، چه مسیحی و چه یهودی) با رأی خود، نوع و ماهیت کشور و نظام را مشخص کنند، نه مورد قبول رهبران تل آویو است و نه کاخ سفید آن را می خواهد. پس، حفظ موجودیت رژیم اسرائیل، یک استراتژی دایمی و غیرقابل تغییر آنهاست.

وقتی منطق آمریکا و اسرائیل، محافظت از وضع موجود به هر قیمتی باشد و جریان مقابل نیز از موضعش عقب نشینی نکند، و اهرم های سیاسی و دیپلماتیک همه پوچ و بی حاصل از کار درآیند، برای بازیگر جبهه صهیونیست، تنها دو انتخاب باقی می ماند؛
1) اجرای سناریوی توطئه های پنهان برای ایجاد شکاف و ضعف در جبهه مقاومت و نابودی این جبهه و 2) ورود به فاز نظامی و دست زدن به عملیات محدود و یا جنگ تمام عیار علیه جبهه مقاومت.
قبل از آنکه دو گزینه فوق را مورد توجه قرار دهیم، می بینیم که خاورمیانه یک قدم به شرایط بحرانی تر نزدیک شده است؛ اکنون دیگر کسی مذاکره را مفید نمی داند و حتی شرکای فلسطینی و عرب آمریکا مثل تشکیلات خودگردان و مصر هم آن را جدی نمی گیرند.


آزمون سناریو

سناریوی توطئه چیزی است که این روزها بویژه در لبنان شاهد آنیم؛ همه تلاش های آمریکا و اسراییل برای ایجاد جدایی میان حزب الله و بقیه نظام متمرکز شده است و کل منابع مادی و رسانه ای واشنگتن و حتی موضعگیری های پیدا و پنهان سفیر آمریکا در بیروت، در همین جهت ادامه دارد؛ و اخیرا نیز «عبدالله بن عبدالعزیز» شاه عربستان فعال شده است و ازطرف واشنگتن پیام های تهدیدآمیز را به دمشق و بیروت می برد. همزمان با آن، عوامل سیا و موساد نیز برای اجرای این سناریو فعال هستند.
ماجرای بین المللی شدن دادگاه بررسی علل و عوامل ترور «رفیق حریری»، نخست وزیر مقتول لبنان و اتهامی که این روزها از جانب دادگاه مذکور متوجه حزب الله شده است؛ در همین راستا قابل تحلیل است. فکرش را بکنید که اگر سران حزب الله در این دادگاه متهم شناخته شوند چه اتفاقی خواهد افتاد؟


درصورتی که آمریکا موفق شود با اجرای این سناریوی جدید، حزب الله را از بدنه نظام سیاسی لبنان جدا و این جنبش را منزوی کند و با فشارها و تحریم هایی که بر ایران تحمیل کرده است، به زعم خود بتواند کشورمان را هم به فشارهای اقتصادی و مسائل سیاسی داخلی سرگرم و مواضع آن را در سیاست خارجی تضعیف کند، دراین صورت زمینه برای تحمیل نظم دلخواه در قالب خاورمیانه بزرگ و یا هر اسم دیگر فراهم می شود. قطعا در نظم جدید آمریکایی، حلقه واسطه میان این ابرقدرت و پیرامون (کشورهای خاورمیانه)، اسراییل خواهدبود. اما، اگر این سناریو به نفع جبهه صهیونیست پایان نیابد و جبهه مقاومت نیز محفوظ بماند و قوی تر بشود، در این حالت، جنگ به عنوان تنها گزینه روی میز قرارمی گیرد.


فاز نظامی
آنچه که برای آغاز یک جنگ اهمیت دارد، انگیزه ورود به جنگ نیست، بلکه توان جنگیدن و یا احساس این توان در کشور جنگ طلب است؛ اگر توطئه های کنونی علیه حزب الله درلبنان و علیه جمهوری اسلامی ایران بتواند جبهه مقاومت را کاملا منفعل و نابود بکند (که هیچ دورنمایی از آن متصور نیست) خود بخود جنگ میان دوجبهه نیز منتفی است، اما، اگر این توطئه، جبهه مقاومت را ضعیف و متشتت بکند، در این صورت، ممکن است که زمینه برای ضربه نهایی آمریکا و اسرائیل فراهم شود. البته در این میان، متغیرهای بازدارنده دیگر را هم نباید نادیده گرفت؛ ضعف توان نظامی آمریکا و ناتو به خاطر دو جنگ عراق و افغانستان، مخالفت افکار عمومی مردم جهان، گسترده شدن عرصه نبرد و احتمال درگیر شدن تقریباً همه کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس در جنگ جدید، آسیب پذیری آمریکا در برابر حملات چریکی، بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و تأثیر مخرب آن بر اقتصاد آمریکا و غرب،... از جلمه این متغیرهای بازدارنده هستند.


نفت، ریشه دیگر بحران

تقریباً همه اندیشمندان و کارشناسان منصف در این مسئله اتفاق نظر دارند که منابع نفتی خاورمیانه با حجم تعجب برانگیز 65درصد منابع نفتی جهان، منشأ بسیاری از فجایع و بحران های بزرگ این منطقه بوده است؛ اگر آمریکا و انگلیس سال هاست که در منطقه حضور پررنگ دارند، اگر آنها حمایت از اسرائیل را یک مسئله استراتژیک برای خود می دانند، اگر نظام های غیردموکراتیک و محافظه کار خاورمیانه نسبت به مردم خود احساس استقلال و بی نیازی می کنند، اگر عربستان درانتخابات لبنان عراق دخالت می کند تا گرایش رأی دهندگان را به دلخواه خود دستکاری کند، اگر کشورهای منطقه تبدیل به بازارهای مصرف شده اند، ...تا حدود بسیار زیادی به خاطر نفت و دلارهای نفتی است.
مسلماً اگر نفتی در کار نبود، آمریکا به کشورهای منطقه همان نگاهی را داشت که به عنوان مثال به سومالی و یا سنگال دارد و یا نفت باقی است و ایالات متحده هم رتبه نخست را در واردات این ماده را دارد، از همه ابزارها برای حفظ هژمونی و تسلط بر منطقه استفاده می کند. لذا، این فرضیه که آمریکا ممکن است از همه اهرم های قابل استفاده (از جمله جنگ) برای برقراری مجدد ثبات و تعادل مورد نظر خود در خاورمیانه استفاده کند، به واقعیت خیلی نزدیک است.


عقب نشینی از عراق و افغانستان

هم اکنون حدود 77هزار و 500نظامی آمریکایی در عراق حضور دارند و طبق قرارداد امنیتی بغداد- واشنگتن، آمریکا موظف است همه نیروهای رزمی خود را تا 11شهریور آینده از عراق خارج کند و فقط نیروهای آموزشی و مستشاران نظامی را که بالغ بر 50 هزار نفر می شوند، در عراق نگه دارد و آنها نیز تا پایان آذر سال 1391 شمسی باید عراق را ترک کنند.
در مورد افغانستان هم واشنگتن متعهد شده است که اقدام مشابهی را انجام دهد؛ سال گذشته وقتی که «باراک اوباما»، رئیس جمهور آمریکا، استراتژی جدید خود را در مورد افغانستان اعلام کرد، به مردم کشور خود وعده داده بود تا 16 ماه دیگر همه نیروها را از افغانستان خارج کند.
اما، شاید این سوال پیش آید که عقب نشینی چه ربطی به بحث ما دارد؟ این عقب نشینی ها و یا هر تصمیم دیگری که واشنگتن در رابطه با عراق و افغانستان می گیرد، می تواند ما را در پیش بینی شرایط آتی خاورمیانه کمک کند.


اولین نکته ای که در مورد عقب نشینی اهمیت دارد این است که آمریکا برای اجرای تعهداتش فرصت کمی دارد. این در شرایطی است که هیچ دورنمایی از موفقیت را هم برای خود در این دو کشور نمی بیند؛ در عراق هیچ نماینده قابل اتکایی وجود ندارد که بتواند پس از خروج نظامی آمریکا، منافع ایالات متحده را در این کشور حفظ کند. با این وجود، ساده اندیشی است اگر بگوئیم آمریکا از عراق دل می کند و می رود. «کریستو فرکینگ» کارشناس آمریکایی، طی مقاله ای که در پایگاه اینترنتی «ولترنت» درج شد، نوشت: «آمریکا تا زمانی که نفت در عراق وجود دارد، آنجا را ترک نخواهد کرد. من تعجب می کنم که رسانه های آمریکایی و حتی رسانه های ضدجنگ بر این باور هستند که خروج نیروهای آمریکایی از عراق، محقق خواهد شد.»

 

انفجارهای پی درپی در عراق از جانب هر جریانی که پشتیبانی شود و تعلل در تشکیل دولت جدید در این کشور به هر دلیلی که باشد، بهانه های خوبی برای ادامه حضور است. وقتی که تهاجم به عراق در بهار سال 2003، براساس یک سری دروغ انجام گرفت، دلیلی ندارد که ادامه حضور و نقض قرارداد امنیتی بغداد - واشنگتن براساس دروغ های جدید، تحقق نیابد! شکست آمریکا در افغانستان نیز کاملاً آشکار است و این رسوایی را اکنون همه به چشم خود می بینند. هیچ دورنمای مشخصی هم برای خروج آبرومندانه آمریکا از این کشور وجود ندارد. عواملی چون کشتار روزمره غیرنظامیان و منتشر شدن حدود 91 هزار برگ سند در مورد جنایات ارتش آمریکا در افغانستان نیز شرایط را برای سران کاخ سفید سخت تر کرده است. در یک کلام، واقعیات منطقه باآنچه که آمریکایی ها از ابتدا در قالب «خاورمیانه بزرگ» در سر می پروراندند، صدها فرسنگ فاصله دارد.

 

آینده قابل پیش بینی

یکبار دیگر فرضیه ای را که در ابتدای بحث آورده شده است، مرور می کنیم: «شرایط نسبتاً آرام کنونی خاورمیانه، پیش درآمد منازعات سختی است که طی سال های آتی منطقه را فرا می گیرد و لاجرم، تحولات ریشه ای و عمیقی رانیز به دنبال خواهد داشت.»
در ادامه بحث خود به این نکته نیز اشاره کردیم که تحولات منطقه ای و بین المللی را نوعاً می توان با یک مدل سه مرحله ای «شرایط متعادل، شرایط نامتعادل، و شرایط متعادل جدید» منطبق کرد. در مورد شرایط نامتعادل نیز گفته شد اگر یکی یا برخی از قطب های قدرت برای خود جایگاه بهتری را در روابط قدرت مطالبه کند، وضعیت موجود را به چالش می کشد. در شرایط متعادل مذاکرات معمولاً با کشمکش ها و جنگ های مقطعی و محدود همراه می شود. در صورت به بن بست رسیدن کامل هرگونه گفت وگو و مذاکره، ممکن است که جنگ هم در بگیرد. سپس درگیری نیز مرحله جدیدی آغاز می شود و یکبار دیگر شرایط به سمت تعادل دلخواه قدرت های پیروز میل پیدا می کند.


در یک جمع بندی، می توان به نکات ذیل اشاره کرد:

1) خاورمیانه منطقه ای نیست که ایالات متحده بخواهد به راحتی از آن دل بکند.
2) حمایت آمریکا از اسرائیل دائمی
و همه جانبه است.
3) خاورمیانه اکنون در شرایط نامتعادل و بحرانی قرار دارد.
4) شکست کامل مذاکرات، تقویت روزافزون جبهه مقاومت ضدصهیونیستی، ناکامی در اجرای سناریوهای متعدد توطئه علیه حزب الله، حماس، سوریه و ایران، وضعیت لرزان رژیم صهیونیستی، فرارسیدن زمان عقب نشینی اجباری آمریکا از عراق و افغانستان مخدوش شدن و جهه ایالات متحده در جهان و...، وضعیت نامتعادل کنونی را در مرحله یک جنگ تمام عیار منطقه ای (و شاید هم جهانی) قرار داده است.
5) نزدیک شدن زمان عقب نشینی از عراق و افغانستان، سران کاخ سفید را در وضعیتی قرار می دهد که ممکن است آنها تحت فشار زمان اندک باقی مانده دست به اقدامات نابخردانه و ماجراجویی های نظامی بزنند، تا طعم تلخ شکست خود را اینگونه جبران کنند.
6) آمریکا و اسرائیل هم اکنون انگیزه کافی برای جنگ علیه جبهه مقاومت را دارند، اما توان یک نبرد جدید را ندارند و از عواقب و پیامدهای آن می ترسند.
کلام آخر اینکه خاورمیانه اکنون در آستانه یک منازعه سخت است؛ اگر توطئه جاری در لبنان نتیجه ندهد و حزب الله همچنان قدرتمند باقی بماند، اگر در عراق بن بست سیاسی به پایان برسد و یک دولت ملی جدید مورد توافق همه گروه های سیاسی شکل بگیرد و حملات تروریستی نیز قطع شود و اگر ایالات متحده در افغانستان همچنان تحت فشار حملات روزمره شبه نظامیان باشد و در آمریکا نیز مردم از اوباما عقب نشینی را بخواهند، قطعا طی سال های آتی جنگی در خاورمیانه رخ نمی دهد.
اما، اگر آمریکا متحدان را برای یک جنگ جدید متقاعد کند و افکار عمومی داخلی و کشورهای غربی را نیز با ماجراجویی های خود همراه سازد، این جنگ به احتمال زیاد تا دو سه سال آینده رخ خواهد داد و شاید هم به سمت یک جنگ غیر متعارف کشیده شود.
دوگمانه فوق در ارتباط با آینده خاورمیانه، وزن همسانی ندارند و متأسفانه هر چه زمان می گذرد، احتمال وقوع گمانه دوم (جنگ)، پررنگ تر می شود. بنابراین، اگر تحولات جاری به همین شکل ادامه یابد، منطقه خاورمیانه تا حداکثر دو سه سال آینده باید شاهد یک جنگ سخت و گسترده باشد. قطعاً تحولات آینده خاورمیانه راه را برای شکل گیری یک نظم جدید هموار خواهد ساخت.

 

سبحان محقق_کیهان

  نظرات ()
مطالب اخیر حضرت امام خامنه ای حضرت فاطمه علیهاالسلام :خداوند امر به معروف را براى اصلاح مردم قرار داد . دلم با یاد زهرا (س) بی قرار است السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا بنت رسول الله من نمی گویم چه شد .... سکوت علی(ع) رضایت از فریاد زهرا(س) بود حضرت امام خامنه ای بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی احترام حضرت موسی (ع) و حضرت خضر (ع)
کلمات کلیدی وبلاگ حضرت فاطمه (س) (٦۸) سلامٌ علی آل یاسین (٦٥) مهدی(عج) (٦٤) مهدویت (٦۱) شیعه (٦٠) علی (ع) (٥۸) مذهبی (٥٦) تصویر (٥٤) مطالب عمومی (٥٤) برنامه هیئت (٥٤) فرهنگی (٥٢) رمضان (٥٢) خداحافظ رمضان (٥۱) امام شناسی (٤٢) کلام تازه (٤٠) زینب(س) (۳٧) امام خامنه ای (۳٧) امام حسین(ع) (۳٥) آیت الله خامنه ای (۳٥) شعبان (۳۳) عید فطر (۳۳) مقام عظمای ولایت (۳٢) مقام معظم رهبری (۳۱) امام سجاد(ع) (٢٧) ایران (٢٥) حضرت محمد(ص) (٢۳) امام خمینی (٢٢) تکلیف عصر غیبت (۱٩) یادمون باشه (۱٩) پیروی از هدایت (۱٩) ماه رجب (۱٧) گریه بر حسین(ع) (۱٦) منزل حضرت علی(ع) (۱٥) زیارت امام حسین(ع) (۱٥) فاطمیه اول (۱٤) فدک (۱٤) خطبه فدکیه (۱۳) خدا (۱۳) پیام عاشورا (۱۳) اوضاع پرابهام (۱٢) خبر (۱٢) عکس (۱٢) قرآن (۱۱) حضرت عباس (۱۱) ساقی العطاشا (۱۱) امام حسن مجتبی (ع) (۱۱) موکب (۱۱) سفر به نجف (۱٠) سفر به نجف و کوفه (۱٠) مقام امام زمان و حضرت امام صادق (۱٠) این عمار (۱٠) همایش شیرخوارگان (۱٠) علی اصغر(ع) (۱٠) بازگشت از کربلا (۱٠) سقا (۱٠) اربعین حسینی (۱٠) شب قدر (۱٠) محرم (۱٠) عاشورا (۱٠) کربلا (۱٠) ابوالفضل (۱٠) ولایت (۱٠) تفکر (٩) امام باقر(ع) (٩) سیدالشهدا (٩) قبرستان وادی السلام (٩) حجاب (۸) نیایش (٧) امام صادق (ع) (٧) آرامش (٧) پدر (٧) مدینه (٧) نهج البلاغه (٧) لیله الرغائب (٦) عتبات عالیات (٦) تحول اقتصادی (٦) عربستان (٦) اعتکاف (٦) روایات (٦) شعر (٦) انقلاب (٦) غدیر (٦) اطلاعیه (٦) عمر (٦) نوروز (٦) مصرف یارانه ها (٦) همه چیز درباره یارانه‌ها (٦) من و نیروی امنیتی (٦) جهاد اقتصادى (٦) حضرت جواد الائمه (ع) (٦) سفیانی (٦) نماز شب (٦) طرح تحول اقتصادی (٦) هدفمند کردن یارانه ها (٦) کمیت و کیفیت مبلغان (٦) خاورمیانه آتش زیرخاکستر (٦) تحلیل خروج سفیانی (٦) پاییز و بچه ها (٦) شدیدالایمان (٦) خاک بازی طفلان (٥) خطر وهابیت (٥) صله رحم (٥) عید غدیر (٥) امام موسی کاظم (ع) (٥) پیام به مردم مصر (٥) حضرت هود و صالح(ع) (٥) امام رضا (ع) (٥) امام هادی (ع) (٥) سوریه (٤) طنز (٤) لبنان (٤) چیزی شبیه به طنز (٤) وادی السلام (٤) اس ام اس روز مادر (٤) ابوموسی جزیره ایرانی (۳) اعتیاد (۳) آیت الله بهجت (۳) تبریک سال نو (۳) مصر (٢) بحرین (٢) وزیر نیرو (٢) صهیونیزم (٢) وهابیت (٢) رقیه (س) (۱)
دوستان من جدیدترین مسیجها و قشنگترین عکسها خبرگزاری ایران و جهان زئوس وبلاگی متفاوت گروه هنری مدیسه زمزمه های سبز محب الزینب لواشک ترش حامد تیموری بازمانده آخر جایی دیگر باغ رضوان آل ياسين مهدوي شهدا محب مهسا پریسا باغ رضوان امام رضا زوارالحسین خانه خوبان محب ولایت چشمه ریگی سولماز و پدر دیکشنری آنلاین هيات اهل بيت (ع) پرنیان(حمید زارعی) عزاداری سنتی بوشهر حاج عمار افسر جنگ نرم پرتال زیگور طراح قالب