غلامحسین بسته آهنگ
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ غلامحسین بسته آهنگ
آرشیو وبلاگ
      هیئت آل یاسین علیه السلام خورموج (بحث مهدویت و امامت و همچنین برنامه های مختلف فرهنگی)
خاورمیانه آتش زیرخاکستر نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/٥/۱٢

خاورمیانه آتش زیرخاکستر
سناریوی توطئه چیزی است که این روزها بویژه در لبنان شاهد آنیم؛ همه تلاش های آمریکا و اسراییل برای ایجاد جدایی میان حزب الله و بقیه نظام متمرکز شده است و کل منابع مادی و رسانه ای واشنگتن و حتی موضعگیری های پیدا و پنهان سفیر آمریکا در بیروت، در همین جهت ادامه دارد؛ و اخیرا نیز «عبدالله بن عبدالعزیز» شاه عربستان فعال شده است و ازطرف واشنگتن پیام های تهدیدآمیز را به دمشق و بیروت می برد. همزمان با آن، عوامل سیا و موساد نیز برای اجرای این سناریو فعال هستند.

 

اشاره

منطقه خاورمیانه طی هفته های جاری شاهد سناریوها و توطئه های جدید است که در کشورهای مختلف منطقه، از جمله در پاکستان و لبنان می توانیم نشانه هایی از این وضعیت جدید را ببینیم.
مقاله حاضر، با بررسی تحولات کنونی و ریشه های آن، گزینه های احتمالی آتی برای منطقه را نیز مورد توجه قرار می دهد. پیش بینی ها حاکی است که آینده خاورمیانه بحرانی تر و بی ثبات تر از شرایط کنونی خواهد بود.


سرویس خارجی


به این گزاره توجه کنید:«شرایط نسبتا آرام جاری خاورمیانه، پیش درآمد منازعات سختی است که طی سال های آتی منطقه را فرامی گیرد ولاجرم تحولات ریشه ای و عمیقی را نیز به دنبال خواهد داشت.»


جدای از موافقان و مخالفان این پیشگویی، سؤال این است که آیا می توان از همین جا، وقایع آتی خاورمیانه را پیش بینی کرد؟


پاسخ علمی این است که اگر دو مرحله توصیف و تحلیل پدیده های اجتماعی به دقت انجام شود و تبیین این پدیده ها با واقعیت قرین باشد، آن وقت می توان یک یا چند گمانه احتمالی را در مورد وقایعی که در آینده رخ می دهند، ارائه کرد.

این گمانه و یا گمانه ها نوعا با یک دامنه پنج تا 15درصدی خطا و یا انحراف از معیار همراه هستند. اصولا اگر چنین پیش بینی هایی در کار نباشد، در بسیاری از موارد نمی توان طرح ها و برنامه ها را از قبل بودجه بندی کرد.


البته، یک روند معکوس هم وجود دارد که بیشتر برای مورخان و کارآگاهان پلیس به کار می آید، بدین ترتیب که اگر قتلی و یا واقعه بزرگی مثل حادثه 11 سپتامبر 2001 آمریکا رخ دهد، محققان و کارآگاهان از طریق بازسازی و مدل سازی صحنه، به دنبال سرنخ ها می گردند و یا می خواهند کشف کنند که آیا علت این واقعه، همان است که در رسانه ها به طور رسمی روایت می شود و یا کار خودی ها و یک توطئه هدفمند داخلی است و باید گفت که بسیاری از تحولات و رویدادهای موثر تاریخی و سیاسی از این منظر تحلیل می شوند.

البته، گزاره موردتوجه ما مربوط به آینده است و لذا، ناگزیریم که به رهیافت نخست (یعنی توصیف، تحلیل و پیش بینی) تکیه کنیم.


اوضاع پرابهام جاری
دو پدیده، شرایط جاری خاورمیانه را بسیار پیچیده و بغرنج کرده است؛ پدیده نخست، حاکمیت وضعیت نامتوازن از لحاظ سلسله مراتب قدرت است که به ویژه خود را در رابطه با بحران مزمن اعراب و اسرائیل نشان می دهد، و دیگری، مسئله عقب نشینی آمریکا از عراق و افغانستان است، که درمورد کشور نخست طبق قرارداد امنیتی بغداد- واشنگتن باید عملی شود و دومی نیز طبق وعده ای که «باراک اوباما» به مردم آمریکا داده است، باید اجرا گردد.


این دو پدیده حساس و پیچیده را در اینجا به طور مفصل مورد توجه قرار می دهیم، تا درحد مقدور بتوانیم تصویری درست از آینده منطقه به دست دهیم.

شرایط نامتعادل
تحولات سیاسی مثل سایر تحولات اجتماعی و طبیعی عموماً به سمت توازن و تعادل میل دارد و اگر پدیده ای مثل جنگ و انقلاب، وضعیت تعادل را برهم بزند، این حالت نامتعادل دیر یا زود به سمت تعادل میل پیدا می کند. مثل برکه آرامی که با پرتاب تکه سنگی، نا آرام و نامتعادل می شود، ولی کم کم موج های روی آب محو می گردند و برکه آرامش قبلی خود را باز می یابد. این مدل را ما در روابط قدرت و روابط میان دولت ها و بازیگران بین المللی نیز می بینیم و شرایط جنگی نوعاً به سمت صلح و آرامش در یکی از اشکال جدید و یا قدیمی روابط قدرت مثل سلسله مراتبی، دو قطبی و یا چند قطبی گرایش پیدا می کند.


در شرایط نامتوازن و نامتعادل که به زعم این نویسنده، ترجمان وضعیت کنونی خاورمیانه و بحث ما نیز روی آن متمرکز است، نیروها و بازیگران درگیر، هر کدام مدعی داشتن نقش برتر در ایجاد نظم جدید و یا حفظ وضع موجود هستند. این شرایط که تحت عنوان «شرایط بحرانی» قابل توصیف است، نه در وضعیت متعادل قبل از جنگ (و انقلاب) و نه در شرایط متعادل نوین پس از جنگ قرار دارد؛ پس جایگاه دقیق آن کجاست؟ شاید نتوان جایگاه دقیقی برای آن متصور شد، ولی محل فرضی آن را می توان درست قبل از شرایط جنگی دانست. برای «شرایط بحرانی» خاورمیانه تقریباً می توان یک چنین جایی را متصور شد. به عبارت دیگر، می توان با لحاظ درصد تقریبا بالای خطا، پیش بینی کرد که خاورمیانه در شرایط پیش از جنگ قرار دارد.


اما، چرا احتمال خطای پیش بینی با یک درصد بالا ذکر می شود؟ برای اینکه هر بحرانی الزاما به جنگ ختم نمی شود؛ بسیاری از بحران ها وجود داشته اند که در غیر از شرایط جنگی و انقلابی پیش آمده و از طرق دیگری به غیر از جنگ و درگیری حل شده اند، مثل بحران موشکی کوبا در سال 1962 که به جنگ میان دو ابرقدرت آن زمان نینجامید. پس، مشخصا درباره وضعیت نامتوازن کنونی خاورمیانه و کشف و اثبات این نکته که این وضعیت در شرایط پیش از جنگ قرار دارد یا نه، باید دلایل محکم تری ارایه کرد.
کارشناسان در ریشه یابی بحران خاورمیانه، علت العلل آن را دو چیز می دانند؛ منازعه اعراب و اسرائیل و نفت.
جبهه مقاومت، جبهه صهیونیست
در منازعه اعراب و اسرائیل چیزی که به بحث ما ربط دارد، ایجاد تردید و تزلزل در همه اهرم های دیپلماتیکی است که برای حفظ موجودیت رژیم اسرائیل به کار گرفته می شده و می شوند و این یعنی وضعیت نامتعادل.


اکنون نه تنها جبهه مقاومت ضدصهیونیستی تقویت شده، اسرائیل نیز ضربات حیثیتی مرگباری را از جانب دو جنگ آخرش با لبنان و دولت حماس در نوار غزه متحمل شده است.

علاوه بر آن، هر چه از محاصره غزه می گذرد، چهره صهیونیست ها و حامیان آمریکایی و اروپایی آنها در نزد جهانیان زشت تر نیز می شود و بخصوص، جنبش اعزام کشتی های امداد از کشورهای مختلف به غزه که هم اکنون جریان دارد، اسرائیلی ها و آمریکایی ها را واقعا تحت فشار قرار داده و حتی روابط دیرپای ترکیه و اسرائیل را نیز کاملا تیره کرده است.
این تنگناها برای اسرائیل (و البته برای آمریکا و اروپا) قابل تحمل نیست و هیچ راه غیرنظامی و مسالمت آمیزی هم وجود ندارد که آنها برای نجات اسرائیل، آن را آزمایش نکرده باشند.
این بیهودگی سال ها مذاکرات سازش و زدوبندها و توطئه های آشکار و پنهان جبهه حامی اسرائیل، همه محصول یک چیز است؛ به هم خوردگی توازن نیروهای منطقه به نفع مقاومت. این حالت نامتوازن و نامتعادل بعد از مرحله توازنی قرار دارد که آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد (دهه های پس از جنگ جهانی دوم) حافظ آن بوده اند و پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 نیز آمریکا با تمام وجود تلاش می کرد در ذیل سیاست یکجانبه گرایی خود، آن را حفظ کند.
اما اکنون همه می دانند که حفظ وضع موجود و حفظ تعادل مورد نظر کاخ سفید میان قدرت های منطقه ای و استمرار هژمونی آمریکایی- اسرائیلی در خاورمیانه، موضوعی است که به گذشته تعلق دارد.


به خاطر همین وضعیت نامتوازن است که نیروهای نوظهور با هرگونه پیمان صلحی که اسرائیل در آن جایگاه دست بالا را داشته باشد، مخالفت می کنند و هرگونه راهکار دیپلماتیک و غیرنظامی هدفمند غرب که آب را به آسیاب اسرائیل بریزد، پیشاپیش محکوم به شکست است.

حال که مثلث اسرائیل- آمریکا- اروپا با تمام وجود به بیهودگی مذاکرات پی برده اند، درباره آینده این رژیم چه فکر می کنند؟ آیا غیر از این است که آن را در خطر می بینند؟
مسلماً قدم بعدی محور آمریکا- اسرائیل، ورود به فاز تصمیم گیری و اقدام است؛ برای کشف ذهنیت رهبران این جبهه و فهم اینکه سران تل آویو و واشنگتن چه چیزی را در سر دارند، بهترین رهیافت این است که ما خود را به جای آنها قرار دهیم و ببینیم که یک بازیگر خردمند در چنین شرایط مفروضی چه می کند.


از این منظر، چشم پوشی از موجودیت اسرائیل و یا آنچه که جبهه ضدصهیونیست مطرح می کند، مبنی بر اینکه ساکنان اصلی و اولیه سرزمین اشغالی فلسطین (چه مسلمان، چه مسیحی و چه یهودی) با رأی خود، نوع و ماهیت کشور و نظام را مشخص کنند، نه مورد قبول رهبران تل آویو است و نه کاخ سفید آن را می خواهد. پس، حفظ موجودیت رژیم اسرائیل، یک استراتژی دایمی و غیرقابل تغییر آنهاست.

وقتی منطق آمریکا و اسرائیل، محافظت از وضع موجود به هر قیمتی باشد و جریان مقابل نیز از موضعش عقب نشینی نکند، و اهرم های سیاسی و دیپلماتیک همه پوچ و بی حاصل از کار درآیند، برای بازیگر جبهه صهیونیست، تنها دو انتخاب باقی می ماند؛
1) اجرای سناریوی توطئه های پنهان برای ایجاد شکاف و ضعف در جبهه مقاومت و نابودی این جبهه و 2) ورود به فاز نظامی و دست زدن به عملیات محدود و یا جنگ تمام عیار علیه جبهه مقاومت.
قبل از آنکه دو گزینه فوق را مورد توجه قرار دهیم، می بینیم که خاورمیانه یک قدم به شرایط بحرانی تر نزدیک شده است؛ اکنون دیگر کسی مذاکره را مفید نمی داند و حتی شرکای فلسطینی و عرب آمریکا مثل تشکیلات خودگردان و مصر هم آن را جدی نمی گیرند.


آزمون سناریو

سناریوی توطئه چیزی است که این روزها بویژه در لبنان شاهد آنیم؛ همه تلاش های آمریکا و اسراییل برای ایجاد جدایی میان حزب الله و بقیه نظام متمرکز شده است و کل منابع مادی و رسانه ای واشنگتن و حتی موضعگیری های پیدا و پنهان سفیر آمریکا در بیروت، در همین جهت ادامه دارد؛ و اخیرا نیز «عبدالله بن عبدالعزیز» شاه عربستان فعال شده است و ازطرف واشنگتن پیام های تهدیدآمیز را به دمشق و بیروت می برد. همزمان با آن، عوامل سیا و موساد نیز برای اجرای این سناریو فعال هستند.
ماجرای بین المللی شدن دادگاه بررسی علل و عوامل ترور «رفیق حریری»، نخست وزیر مقتول لبنان و اتهامی که این روزها از جانب دادگاه مذکور متوجه حزب الله شده است؛ در همین راستا قابل تحلیل است. فکرش را بکنید که اگر سران حزب الله در این دادگاه متهم شناخته شوند چه اتفاقی خواهد افتاد؟


درصورتی که آمریکا موفق شود با اجرای این سناریوی جدید، حزب الله را از بدنه نظام سیاسی لبنان جدا و این جنبش را منزوی کند و با فشارها و تحریم هایی که بر ایران تحمیل کرده است، به زعم خود بتواند کشورمان را هم به فشارهای اقتصادی و مسائل سیاسی داخلی سرگرم و مواضع آن را در سیاست خارجی تضعیف کند، دراین صورت زمینه برای تحمیل نظم دلخواه در قالب خاورمیانه بزرگ و یا هر اسم دیگر فراهم می شود. قطعا در نظم جدید آمریکایی، حلقه واسطه میان این ابرقدرت و پیرامون (کشورهای خاورمیانه)، اسراییل خواهدبود. اما، اگر این سناریو به نفع جبهه صهیونیست پایان نیابد و جبهه مقاومت نیز محفوظ بماند و قوی تر بشود، در این حالت، جنگ به عنوان تنها گزینه روی میز قرارمی گیرد.


فاز نظامی
آنچه که برای آغاز یک جنگ اهمیت دارد، انگیزه ورود به جنگ نیست، بلکه توان جنگیدن و یا احساس این توان در کشور جنگ طلب است؛ اگر توطئه های کنونی علیه حزب الله درلبنان و علیه جمهوری اسلامی ایران بتواند جبهه مقاومت را کاملا منفعل و نابود بکند (که هیچ دورنمایی از آن متصور نیست) خود بخود جنگ میان دوجبهه نیز منتفی است، اما، اگر این توطئه، جبهه مقاومت را ضعیف و متشتت بکند، در این صورت، ممکن است که زمینه برای ضربه نهایی آمریکا و اسرائیل فراهم شود. البته در این میان، متغیرهای بازدارنده دیگر را هم نباید نادیده گرفت؛ ضعف توان نظامی آمریکا و ناتو به خاطر دو جنگ عراق و افغانستان، مخالفت افکار عمومی مردم جهان، گسترده شدن عرصه نبرد و احتمال درگیر شدن تقریباً همه کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس در جنگ جدید، آسیب پذیری آمریکا در برابر حملات چریکی، بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و تأثیر مخرب آن بر اقتصاد آمریکا و غرب،... از جلمه این متغیرهای بازدارنده هستند.


نفت، ریشه دیگر بحران

تقریباً همه اندیشمندان و کارشناسان منصف در این مسئله اتفاق نظر دارند که منابع نفتی خاورمیانه با حجم تعجب برانگیز 65درصد منابع نفتی جهان، منشأ بسیاری از فجایع و بحران های بزرگ این منطقه بوده است؛ اگر آمریکا و انگلیس سال هاست که در منطقه حضور پررنگ دارند، اگر آنها حمایت از اسرائیل را یک مسئله استراتژیک برای خود می دانند، اگر نظام های غیردموکراتیک و محافظه کار خاورمیانه نسبت به مردم خود احساس استقلال و بی نیازی می کنند، اگر عربستان درانتخابات لبنان عراق دخالت می کند تا گرایش رأی دهندگان را به دلخواه خود دستکاری کند، اگر کشورهای منطقه تبدیل به بازارهای مصرف شده اند، ...تا حدود بسیار زیادی به خاطر نفت و دلارهای نفتی است.
مسلماً اگر نفتی در کار نبود، آمریکا به کشورهای منطقه همان نگاهی را داشت که به عنوان مثال به سومالی و یا سنگال دارد و یا نفت باقی است و ایالات متحده هم رتبه نخست را در واردات این ماده را دارد، از همه ابزارها برای حفظ هژمونی و تسلط بر منطقه استفاده می کند. لذا، این فرضیه که آمریکا ممکن است از همه اهرم های قابل استفاده (از جمله جنگ) برای برقراری مجدد ثبات و تعادل مورد نظر خود در خاورمیانه استفاده کند، به واقعیت خیلی نزدیک است.


عقب نشینی از عراق و افغانستان

هم اکنون حدود 77هزار و 500نظامی آمریکایی در عراق حضور دارند و طبق قرارداد امنیتی بغداد- واشنگتن، آمریکا موظف است همه نیروهای رزمی خود را تا 11شهریور آینده از عراق خارج کند و فقط نیروهای آموزشی و مستشاران نظامی را که بالغ بر 50 هزار نفر می شوند، در عراق نگه دارد و آنها نیز تا پایان آذر سال 1391 شمسی باید عراق را ترک کنند.
در مورد افغانستان هم واشنگتن متعهد شده است که اقدام مشابهی را انجام دهد؛ سال گذشته وقتی که «باراک اوباما»، رئیس جمهور آمریکا، استراتژی جدید خود را در مورد افغانستان اعلام کرد، به مردم کشور خود وعده داده بود تا 16 ماه دیگر همه نیروها را از افغانستان خارج کند.
اما، شاید این سوال پیش آید که عقب نشینی چه ربطی به بحث ما دارد؟ این عقب نشینی ها و یا هر تصمیم دیگری که واشنگتن در رابطه با عراق و افغانستان می گیرد، می تواند ما را در پیش بینی شرایط آتی خاورمیانه کمک کند.


اولین نکته ای که در مورد عقب نشینی اهمیت دارد این است که آمریکا برای اجرای تعهداتش فرصت کمی دارد. این در شرایطی است که هیچ دورنمایی از موفقیت را هم برای خود در این دو کشور نمی بیند؛ در عراق هیچ نماینده قابل اتکایی وجود ندارد که بتواند پس از خروج نظامی آمریکا، منافع ایالات متحده را در این کشور حفظ کند. با این وجود، ساده اندیشی است اگر بگوئیم آمریکا از عراق دل می کند و می رود. «کریستو فرکینگ» کارشناس آمریکایی، طی مقاله ای که در پایگاه اینترنتی «ولترنت» درج شد، نوشت: «آمریکا تا زمانی که نفت در عراق وجود دارد، آنجا را ترک نخواهد کرد. من تعجب می کنم که رسانه های آمریکایی و حتی رسانه های ضدجنگ بر این باور هستند که خروج نیروهای آمریکایی از عراق، محقق خواهد شد.»

 

انفجارهای پی درپی در عراق از جانب هر جریانی که پشتیبانی شود و تعلل در تشکیل دولت جدید در این کشور به هر دلیلی که باشد، بهانه های خوبی برای ادامه حضور است. وقتی که تهاجم به عراق در بهار سال 2003، براساس یک سری دروغ انجام گرفت، دلیلی ندارد که ادامه حضور و نقض قرارداد امنیتی بغداد - واشنگتن براساس دروغ های جدید، تحقق نیابد! شکست آمریکا در افغانستان نیز کاملاً آشکار است و این رسوایی را اکنون همه به چشم خود می بینند. هیچ دورنمای مشخصی هم برای خروج آبرومندانه آمریکا از این کشور وجود ندارد. عواملی چون کشتار روزمره غیرنظامیان و منتشر شدن حدود 91 هزار برگ سند در مورد جنایات ارتش آمریکا در افغانستان نیز شرایط را برای سران کاخ سفید سخت تر کرده است. در یک کلام، واقعیات منطقه باآنچه که آمریکایی ها از ابتدا در قالب «خاورمیانه بزرگ» در سر می پروراندند، صدها فرسنگ فاصله دارد.

 

آینده قابل پیش بینی

یکبار دیگر فرضیه ای را که در ابتدای بحث آورده شده است، مرور می کنیم: «شرایط نسبتاً آرام کنونی خاورمیانه، پیش درآمد منازعات سختی است که طی سال های آتی منطقه را فرا می گیرد و لاجرم، تحولات ریشه ای و عمیقی رانیز به دنبال خواهد داشت.»
در ادامه بحث خود به این نکته نیز اشاره کردیم که تحولات منطقه ای و بین المللی را نوعاً می توان با یک مدل سه مرحله ای «شرایط متعادل، شرایط نامتعادل، و شرایط متعادل جدید» منطبق کرد. در مورد شرایط نامتعادل نیز گفته شد اگر یکی یا برخی از قطب های قدرت برای خود جایگاه بهتری را در روابط قدرت مطالبه کند، وضعیت موجود را به چالش می کشد. در شرایط متعادل مذاکرات معمولاً با کشمکش ها و جنگ های مقطعی و محدود همراه می شود. در صورت به بن بست رسیدن کامل هرگونه گفت وگو و مذاکره، ممکن است که جنگ هم در بگیرد. سپس درگیری نیز مرحله جدیدی آغاز می شود و یکبار دیگر شرایط به سمت تعادل دلخواه قدرت های پیروز میل پیدا می کند.


در یک جمع بندی، می توان به نکات ذیل اشاره کرد:

1) خاورمیانه منطقه ای نیست که ایالات متحده بخواهد به راحتی از آن دل بکند.
2) حمایت آمریکا از اسرائیل دائمی
و همه جانبه است.
3) خاورمیانه اکنون در شرایط نامتعادل و بحرانی قرار دارد.
4) شکست کامل مذاکرات، تقویت روزافزون جبهه مقاومت ضدصهیونیستی، ناکامی در اجرای سناریوهای متعدد توطئه علیه حزب الله، حماس، سوریه و ایران، وضعیت لرزان رژیم صهیونیستی، فرارسیدن زمان عقب نشینی اجباری آمریکا از عراق و افغانستان مخدوش شدن و جهه ایالات متحده در جهان و...، وضعیت نامتعادل کنونی را در مرحله یک جنگ تمام عیار منطقه ای (و شاید هم جهانی) قرار داده است.
5) نزدیک شدن زمان عقب نشینی از عراق و افغانستان، سران کاخ سفید را در وضعیتی قرار می دهد که ممکن است آنها تحت فشار زمان اندک باقی مانده دست به اقدامات نابخردانه و ماجراجویی های نظامی بزنند، تا طعم تلخ شکست خود را اینگونه جبران کنند.
6) آمریکا و اسرائیل هم اکنون انگیزه کافی برای جنگ علیه جبهه مقاومت را دارند، اما توان یک نبرد جدید را ندارند و از عواقب و پیامدهای آن می ترسند.
کلام آخر اینکه خاورمیانه اکنون در آستانه یک منازعه سخت است؛ اگر توطئه جاری در لبنان نتیجه ندهد و حزب الله همچنان قدرتمند باقی بماند، اگر در عراق بن بست سیاسی به پایان برسد و یک دولت ملی جدید مورد توافق همه گروه های سیاسی شکل بگیرد و حملات تروریستی نیز قطع شود و اگر ایالات متحده در افغانستان همچنان تحت فشار حملات روزمره شبه نظامیان باشد و در آمریکا نیز مردم از اوباما عقب نشینی را بخواهند، قطعا طی سال های آتی جنگی در خاورمیانه رخ نمی دهد.
اما، اگر آمریکا متحدان را برای یک جنگ جدید متقاعد کند و افکار عمومی داخلی و کشورهای غربی را نیز با ماجراجویی های خود همراه سازد، این جنگ به احتمال زیاد تا دو سه سال آینده رخ خواهد داد و شاید هم به سمت یک جنگ غیر متعارف کشیده شود.
دوگمانه فوق در ارتباط با آینده خاورمیانه، وزن همسانی ندارند و متأسفانه هر چه زمان می گذرد، احتمال وقوع گمانه دوم (جنگ)، پررنگ تر می شود. بنابراین، اگر تحولات جاری به همین شکل ادامه یابد، منطقه خاورمیانه تا حداکثر دو سه سال آینده باید شاهد یک جنگ سخت و گسترده باشد. قطعاً تحولات آینده خاورمیانه راه را برای شکل گیری یک نظم جدید هموار خواهد ساخت.

 

سبحان محقق_کیهان

  نظرات ()
مطالب اخیر حضرت امام خامنه ای حضرت فاطمه علیهاالسلام :خداوند امر به معروف را براى اصلاح مردم قرار داد . دلم با یاد زهرا (س) بی قرار است السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا بنت رسول الله من نمی گویم چه شد .... سکوت علی(ع) رضایت از فریاد زهرا(س) بود حضرت امام خامنه ای بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی احترام حضرت موسی (ع) و حضرت خضر (ع)
کلمات کلیدی وبلاگ حضرت فاطمه (س) (٦۸) سلامٌ علی آل یاسین (٦٥) مهدی(عج) (٦٤) مهدویت (٦۱) شیعه (٦٠) علی (ع) (٥۸) مذهبی (٥٦) تصویر (٥٤) مطالب عمومی (٥٤) برنامه هیئت (٥٤) فرهنگی (٥٢) رمضان (٥٢) خداحافظ رمضان (٥۱) امام شناسی (٤٢) کلام تازه (٤٠) زینب(س) (۳٧) امام خامنه ای (۳٧) امام حسین(ع) (۳٥) آیت الله خامنه ای (۳٥) شعبان (۳۳) عید فطر (۳۳) مقام عظمای ولایت (۳٢) مقام معظم رهبری (۳۱) امام سجاد(ع) (٢٧) ایران (٢٥) حضرت محمد(ص) (٢۳) امام خمینی (٢٢) تکلیف عصر غیبت (۱٩) یادمون باشه (۱٩) پیروی از هدایت (۱٩) ماه رجب (۱٧) گریه بر حسین(ع) (۱٦) منزل حضرت علی(ع) (۱٥) زیارت امام حسین(ع) (۱٥) فاطمیه اول (۱٤) فدک (۱٤) خطبه فدکیه (۱۳) خدا (۱۳) پیام عاشورا (۱۳) اوضاع پرابهام (۱٢) خبر (۱٢) عکس (۱٢) قرآن (۱۱) حضرت عباس (۱۱) ساقی العطاشا (۱۱) امام حسن مجتبی (ع) (۱۱) موکب (۱۱) سفر به نجف (۱٠) سفر به نجف و کوفه (۱٠) مقام امام زمان و حضرت امام صادق (۱٠) این عمار (۱٠) همایش شیرخوارگان (۱٠) علی اصغر(ع) (۱٠) بازگشت از کربلا (۱٠) سقا (۱٠) اربعین حسینی (۱٠) شب قدر (۱٠) محرم (۱٠) عاشورا (۱٠) کربلا (۱٠) ابوالفضل (۱٠) ولایت (۱٠) تفکر (٩) امام باقر(ع) (٩) سیدالشهدا (٩) قبرستان وادی السلام (٩) حجاب (۸) نیایش (٧) امام صادق (ع) (٧) آرامش (٧) پدر (٧) مدینه (٧) نهج البلاغه (٧) لیله الرغائب (٦) عتبات عالیات (٦) تحول اقتصادی (٦) عربستان (٦) اعتکاف (٦) روایات (٦) شعر (٦) انقلاب (٦) غدیر (٦) اطلاعیه (٦) عمر (٦) نوروز (٦) مصرف یارانه ها (٦) همه چیز درباره یارانه‌ها (٦) من و نیروی امنیتی (٦) جهاد اقتصادى (٦) حضرت جواد الائمه (ع) (٦) سفیانی (٦) نماز شب (٦) طرح تحول اقتصادی (٦) هدفمند کردن یارانه ها (٦) کمیت و کیفیت مبلغان (٦) خاورمیانه آتش زیرخاکستر (٦) تحلیل خروج سفیانی (٦) پاییز و بچه ها (٦) شدیدالایمان (٦) خاک بازی طفلان (٥) خطر وهابیت (٥) صله رحم (٥) عید غدیر (٥) امام موسی کاظم (ع) (٥) پیام به مردم مصر (٥) حضرت هود و صالح(ع) (٥) امام رضا (ع) (٥) امام هادی (ع) (٥) سوریه (٤) طنز (٤) لبنان (٤) چیزی شبیه به طنز (٤) وادی السلام (٤) اس ام اس روز مادر (٤) ابوموسی جزیره ایرانی (۳) اعتیاد (۳) آیت الله بهجت (۳) تبریک سال نو (۳) مصر (٢) بحرین (٢) وزیر نیرو (٢) صهیونیزم (٢) وهابیت (٢) رقیه (س) (۱)
دوستان من جدیدترین مسیجها و قشنگترین عکسها خبرگزاری ایران و جهان زئوس وبلاگی متفاوت گروه هنری مدیسه زمزمه های سبز محب الزینب لواشک ترش حامد تیموری بازمانده آخر جایی دیگر باغ رضوان آل ياسين مهدوي شهدا محب مهسا پریسا باغ رضوان امام رضا زوارالحسین خانه خوبان محب ولایت چشمه ریگی سولماز و پدر دیکشنری آنلاین هيات اهل بيت (ع) پرنیان(حمید زارعی) عزاداری سنتی بوشهر حاج عمار افسر جنگ نرم پرتال زیگور طراح قالب