غلامحسین بسته آهنگ
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ غلامحسین بسته آهنگ
آرشیو وبلاگ
      هیئت آل یاسین علیه السلام خورموج (بحث مهدویت و امامت و همچنین برنامه های مختلف فرهنگی)
دستور حقوق‌بشری‌ پیامبر(ص) برای‌ نبرد با رومیان نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩۳/۱٢/٧

ششم جمادی الاول سال هشتم هجری سپاه اسلام به فرمان پیامبر اکرم(ص) راهی سرزمین شام شد تا انتقام کشته شدن سفیر اسلام را از رومیان بگیرند.

این در حالی بود پس از برقراری امنیت در بیشتر نقاط حجاز و دفع حملات یهود در شمال و قریش در جنوب از سوی سپاه اسلام، حضرت رسول(ص) به این فکر افتاد که دعوت خود را متوجه مرزنشینان شام کنند، به همین منظور «حارث عمیر» را با نامه‌ای روانه فرمانروای شام کردند، فرمانروای آن روز شام «حارث غسانی» بود که از سوی قیصر روم حکومت می‌کرد، «شرجیل» که فرماندار شهرهای مرزی بود، از ورود سفیر پیامبر اکرم(ص) آگاه شد و او را در دهکده موته دستگیر کرد و برخلاف تمام اصول انسانی و جهانی که جان و خون سفیر در تمام نقاط جهان محترم بود، سفیر پیغمبر(ص) را کشت.

به منظور انتقام گرفتن از این زمامدار خودسر که بدون اجازه از مقامات بالا سفیر اسلام را کشته بود، فرمان جهاد در ماه جمادی‌الاول صادر شد و بیش از سه هزار نفر از مسلمانان راهی سرزمین موته شدند.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مراسم هیات نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩۱/۸/٢٠

مراسم دهه اول ماه محرم الحرام 1434 ه.ق

از پنجشنبه 25/08/1391 به مدت 11شب 

شروع برنامه: از ساعت 19:30

سخنران (5شب اول): حجت الاسلام و المسلیمن شیخ عمارهادی پور 

سخنران (5شب دوم): حجت الاسلام و المسلیمن حاج شیخ  ابوالفضل عاشوری

و با مداحی: احمد ناصری 

آدرس: شهرک بسیجیان منزل حاج عبدالله بسته آهنگ

هیات آل یاسین (ع) خورموج

  نظرات ()
حاج شیخ ایوالفضل عاشوری نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩۱/۸/۱

زندگی نامه حاج شیخ ابوالفضل عاشوری

در سحرگاه اولین روز از دومین ماه فصل گرم تایستان در شهرستان خورموج کودکی زیبا روی در خانواده ای مذهبی قدم در جهان ناسوتی گذاشت .پدر وی از روحانیون سرشناس استان ومعتمدین مذهبی دیار خود به حساب می آمد .روزگار کودکی خود را در آن دیار سپری کرده و تحت تعلیمات مذهبی با قرآن آشنا شده و تنها چهارده بهار از عمر خود را سپری کرده بود که به همراه جمعی جوانان غیور این مرزو بوم راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد .

دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت پشت سر گذاشت برای ادامه تحصیلات در علوم دینی راهی دیار علم و معرفت قم گشت و در حوزه علمیه قم زیر نظر اساتید بزرگ حوزه به تحصیل علوم دینی پرداخت.  پس ازاتمام دروس سطح درس خارج فقه  اصول را نزد آیات عظام مکارم شیرازی –فاضل لنکرانی –جعفر سبحانی به مدت پنج سال با موفقیت پشت سر گذاشته و سال ها در استان محل تولد خویش به تبلیغ علوم دینی پرداخت . برپایی منابر عزاداری سید الشهدا و حضرت زهرا (س) را از نقاط افتخار آمیز در کارنامه تبلیغ علوم دینی خود می دانند  که به لطف خود از محبوبیت بسیاری نیز بین جوانان و دوست داران اهل بیت (ع) برخوردار بوده اند.

برای کمک به هموطنان خود و اجرای هر چه بهتر عدالت و حق در جامعه به جمع برادران تلاشگر خود در سیستم قضایی پیوست . در این راستا تاکنون به فعالیت های چشمگیر خود ادامه داده و مسئولیت های متفاوتی نیز درسمتهای ریاست شعبه های حقوقی و جزایی –در شهرستان کازرون و ریاست حوزه قضایی شهرستان کازرون را نیز بر عهده داشته اند .

همزمان با فعالیت های قضایی خود ایشان در جامعه دانشگاهیان کشور نیز حضوری چشمگیر و فعال داشته اند از جمله تدریس دروس فقهی و حقوقی در دانشگلاههای شهرستان فیروز آباد و کازرون .

شایان ذکر است که ایشان در خانواده نیز فردی محبوب و دوست داشتنی هستند و برای همه اعضای خانواده ی خود برادری دلسوز و با مسئولیت می باشند و به لطف خود پدری مهربان و نمونه برای سه فرزند خود .

ایشان هم اکنون مسئولیت ریاست یکی از شعب جزایی دادگاه  شهرستان شیراز را به عهده دارند و بحمدا... در جمع همکاران خود فردی لایق و صمیمی به حساب آمده و منشا خیرات و برکات فراوانی برای مظلومین و مراجعین به محکمه قضایی محسوب میشوند که خود همه را مدیون لطف الهی دانسته و با جدیت به تلاش خستگی ناپذیر در راه اجرای هر چه پر شکوه تر حق و عدالت ادامه می دهند .

 

  نظرات ()
نظر سه مرجع تقلید درباره مراجعه روزه‌دار به دندانپزشکی نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩۱/٥/۱

براساس نظر مراجع عظام مراجعه روزه‌دار به دندانپزشک تحت شرایط و تدابیر خاصی بلامانع است.

 

آیة الله العظمی  وحید خراسانی(دام ظله):

کشیدن دندان در ایام روزه داری مکروه است و تا زمانی روزه را باطل نمی کند که چیزی به حلق نرسد. روزه داران سعی کنند در ایام روزه داری پس از افطار به دندانپزشکی مراجعه کنند.

 

آیة الله العظمی روحانی(دام ظله):

پر کردن دندان در ماه مبارک رمضان اگر باعث نشود که چیزی از راه حلق وارد معده شود ایرادی ندارد. در مورد مسواک زدن هم اگر آب از حلق پایین نرود بلامانع است.

 

آیة الله العظمی ناصر مکارم شیرازی(دام ظله):

در ایام روزه داری دندان کشیدن مکروه است و تزریق بی حسی اشکال ندارد اما درکل چیزی نباید از حلق فرو رود.

  نظرات ()
کوری هر منافق، صلوات بر محمد نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩۱/۳/٢٩

خوش رحمتی است یاران، صلوات بر محمد
گوئیم از دل و جان، صلوات بر محمد

گر مؤمنی و صادق، با ما شوی موافق
کوری هر منافق، صلوات بر محمد

گر فکر رهایی ز غم و راه نجاتی
در این شب پر فیض تو خواهی ثمراتی

باید که به کوری دو چشمان حسودان
بر احمد و آلش بفرستی صلواتی

بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست
بعثت سوم او واقعه ی عاشوراست

پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست
شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست

به به که چه روز خرم آمد
مبعوث نبى اکرم آمد

بس عید فرا رسید بى شک
عیدى نبود چنین مبارک

تو سروران را سروری تو رهبران را رهبری
تو از تمام انبیا هم بهتری هم برتری

تو کشتی توحید را هم ناخدا هم لنگری
تو اولین روشنگری تو آخرین پیغمبری

نبض هستی لرزه بر رگ‌های کوهِ نور زد
باغبان انبیاء گل نغمه‌ای مسرور زد

چشمِ کوه‌های دگر پیش حرا تاریک بود
چشم خورشیدی او علت بر این مشهور زدکار قلبِ عاشقا شوق و سروره
عید مبعث واسه مسلمین غروره

 

لحظه‌ی بعثت نورانی احمد
آمد از غارِ حرا ندای سرمد

سوره‌ی علق بخوان تو یا محمّد

سرحلقه عشاق به عالم، احمد
یعنی هدف از خلقت آدم، احمد

رخشان و فروزنده بر انگشت وجود
پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد

بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند
سخن از اقرأ و از غار حرا می گویند

حمد حق، مدح رسول دو سرا می گویند
خلق عالم همه تبریک به ما می گویند

آن شب سکوت خلوت غار حرا شکست
با آن شکست، قامت لات و عزا شکست

آمد به گوش ختم رسولان ندا بخوان
مهر سکوت لعل بشر زان ندا شکست

ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت
در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت

خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت
بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است
مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است

خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند
احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است

غار حرا سراسر لبریز نور سرمد
جبریل آمد و گفت قم فانذر محمد

برخیز و رهبری کن،بر یار یاوری کن
بر خلق هر دو عالم، از حق پیمبری کن

تا به کی چهره ی خورشید عدالت مستور
تا به کی سلطه ی بیدادگران با زر و زور

با من امروز بخوانید همگی این منشور
منجی کل جهان آمده با مشعل نور

 

 

از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید
با نخستین حرف، قرآن کریم آمد پدید

صوت اقرا باسم ربک می رسد بر گوش جان
یا که از غار حرا خلق عظیم آمد پدید

امشب شب غار حرا از روز روشن تر شده
امشب فضای مکه پر از جلوه ی کوثر شده

امشب جهان رشک جنان امشب زمین کوثر شده
امشب امین وحی حق نازل به پیغمبر شده

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

 

i

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

 

u

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

 

t

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

 

r

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

 

e

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

w

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

 

Q

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

P

  نظرات ()
حضرت فاطمه (س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

S

  نظرات ()
تسبیحات حضرت زهرا(س) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۳/٢

نجات از شقاوت

تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) از آثار و برکات بسیارى برخوردار است که از جمله‏ى آنها نجات یافتن از شقاوت و بدبختى است. هر انسانى به تناسب بینش و نگرشى که به جهان هستى و وجود پرآشوب خود دارد به دنبال خوشبختى است، و به عبارتى دیگر یکى از مهمترین مسائلى که همه‏ى انسانها را آگاه یا ناآگاه به خود مشغول داشته است به طورى که کارهاى زندگى و برنامه‏هایشان را در جهت وصول به آن پى‏ریزى مى‏کنند، مسئله‏ى رسیدن به سعادت و گریز از شقاوت است.

منتهى از آنجایى که انسان اختیار دارد؛ راه خودش را باید آزادانه انتخاب کند. لذا انسان بعد از این که راه برایش نمایان شد، گاهى حسن انتخاب به خرج مى‏دهد و راه هدایت مى‏پیماید، و گاهى سوء انتخاب به خرج داده و راه ضلالت و گمراهى پیش مى‏گیرد. و این مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئله‏اى است که همه‏ى آنان که به خود آمده‏اند، از آن مى‏ترسند و آنها که بصیرت ندارند و در خواب غفلت عمر مى‏گذرانند از آن نیز به غفلت به سر مى‏برند.

لذا آن دسته که داراى بصیرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت همیشه دست به دعا و ذکر بلند مى‏کنند و با تضرع و اصرار از خداى خویش طلب دورى از شقاوت و رسیدن به سعادت مى‏نمایند. مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام)، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختى است.

از این رو شایسته نیست که از برکات و آثار آن غفلت نموده و در انجام آن کوتاهى و سستى نماییم. امام صادق(علیه‏السلام) در این رابطه مى‏فرماید: «یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمه علیهاالسلام کما نامرهم بالصلاه، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد فشقى»(1)؛ اى ابا هارون! ما بچه‏هاى خود را همانطور که به نماز امر مى‏کنیم به تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نیز امر مى‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بندهای که بر آن مداومت نموده است.
امام صادق(علیه‏السلام) در این رابطه مى‏فرماید: اى ابا هارون! ما بچه‏هاى خود را همانطور که به نماز امر مى‏کنیم به تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نیز امر مى‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده
ای که بر آن مداومت نموده است.

و نیز از این حدیث شریف استفاده مى‏شود که شایسته است والدین محترم، تسبیحات حضرت زهرا (علیهاالسلام) را مانند نماز به فرزندانشان تعلیم کنند، باشد که مشمول این حدیث گردند.
دورى شیطان و خشنودى خدا

شیطان همواره دشمن دیرینه‏ى انسان بوده و هست و هیچگاه انسان از حیله‏ها و خواطر شیطانى او در امان نیست. شیطان بنا بر آیات الهى، دشمن قسم خورده‏ى انسان است تا او را به هر طریق ممکن به گمراهى بکشاند. از این رو آدمى همیشه در معرض تهاجم شیطان و وساوس شیطانى است. بعضى انسانها در مقابل این تهاجم شیطانى و خواطر نفسانى همیشه در حال فرارند که در این صورت همواره مورد تعقیب شیطان و خواطرند، و هیچگاه خلاصى ندارند و اى بسا در آخر خسته شده و نفس‏زنان تسلیم شوند، و عده‏اى اندک در تلاش‏اند که با مداومت بر ذکر و فکر و عمل، چنان رفتار کنند که شیطان و خواطر را از خود فرارى دهند و شیطان را از خود دور کنند که البته راهى است مشکل. کسانى که به این مقام برسند داراى نفس مطمئنه خواهند شد که دیگر دگرگونى در آن راه ندارد.

وقتى انسان توانست شیطان را از خود دور و طرد کند، و به طاعات عمل نماید و در کارها و اذکار و عبادتهاى خود اخلاص ورزد، رضایت خدا نیز حاصل گردد، چون شیطان و وساوس او یکى از بزرگترین موانع کسب رضایت و خشنودى حقتعالى است. آرى رضا و رضوان خداوند سبحان مطلوب سالکان و منتهاى آرزوى عارفان است.

یکى از راههایى که مى‏تواند شیطان را از انسان دور کرده و موجبات رضاى الهى را فراهم آورد مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه‏(علیهاالسلام) است. امام باقر(علیه‏السلام) مى‏فرماید: «من سبح تسبیح فاطمه علیهاالسلام ثم استغفر، غفر له، و هى مائه باللسان، و الف فى المیزان، و یطرد الشیطان، و یرضى الرحمان»(2)؛ هر کس تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار مى‏گیرد، و آن تسبیح به زبان صد تا است، و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شیطان را دور کرده، و خداى رحمان را خشنود و راضى مى‏نماید.
امام باقر(علیه‏السلام) مى‏فرماید: هر کس تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار مى‏گیرد، و آن تسبیح به زبان صد تا است، و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شیطان را دور کرده، و خداى رحمان را خشنود و راضى مى‏نماید.

از امام صادق(علیه‏السلام) روایت است که وقتی انسان در جاى خواب خود مى‏خوابد، فرشته‏ی بزرگوارى و شیطان سرکشی به سوى او مى‏آیند، پس فرشته به او مى‏گوید:

روز خود را به خیر ختم کن و شب را با خیر افتتاح کن، و شیطان مى‏گوید: روز خود را با گناه ختم کن و شب را با گناه افتتاح کن. اگر اطاعت فرشته کرد و تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) را در وقت خواب خواند، فرشته آن شیطان را مى‏راند و از او دور مى‏کند، و او را تا هنگام بیدارى محافظت مى‏کند، پس باز شیطان مى‏آید و او را امر به گناه مى‏کند و ملک او را به خیر امر مى‏کند. اگر از فرشته اطاعت کرد و تسبیح آن حضرت را گفت آن فرشته، شیطان را از او دور مى‏کند و حقتعالى عبادت تمام آن شب را در نامه‏ى عملش مى‏نویسد.(3)
برائت از دوزخ و نفاق

بنا بر روایت امام صادق(علیه‏السلام)، تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) از جمله‏ى ذکر کثیرى است که خداوند در قرآن کریم یاد فرموده است:

«تسبیح فاطمة الزهراء علیهاالسلام من الذکر الکثیر الذى قال الله عز و جل: «واذکروا الله ذکرا کثیرا.» و از طرفى رسول گرامى اسلام فرموده است: «من اکثر ذکر الله عز و جل احبه الله و من ذکر الله کثیرا کتبت له برائتان؛ برائة من النار و برائة من النفاق»(4)؛ هر کس ذکر خداى عزوجل را بسیار کند خداوند او را دوست دارد، و هر کس ذکر خدا را بسیار کند براى او دو برائت(منشور آزادى) نوشته شود: یکى برائت از آتش جهنم، و دیگرى برائت از نفاق و دورویى. لذا تسبیحات صدیقه‏ى طاهره اگر با شرائطش انجام پذیرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق مى‏گردد.

پینوشتها:

1ـ فروع کافى، کتاب الصلاه، ص 343، ح 13.

2ـ وسائل الشیعه، ج 4، ص 1023، ح 3.

3ـ شیطان دشمن دیرینه‏ى انسان، محمد نصیرى، ص 136.

4ـ اصول کافى، ج 2، ص 499، ح 3

 

  نظرات ()
چرا در شب های شهادت بانوی ماه باید تالار های عروسی چراغانی باشند نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/٢/۱۸

امسال فاطمیه بسیار غریب بود...

چرا در شب های شهادت بانوی ماه باید تالار های عروسی چراغانی باشند....

امسال فاطمیه بسیار غریب بود...
بدون هیچ مقدمه ای بعد از نام خدا آغاز میکنم ... صحبتهای مقام معظم رهبری بود که هنوز هم یادمان است که میگفت: فاطمیه را همچون محرم بدانید و برگزار کنید ... خیلی جای درد و ناراحتی است که افرادی که ادعای دین و مذهب می‌کنند افرادی که مسئول هستند و افراد ذی ربط در این امر کوتاهی فراوانی کردند جدا از فرهنگ سازی و مقدمه چینی برای این ایام بیشترین ضعف دامن گیر مسئولین است علی الخصوص صدا و سیما . در ایام محرم این صدا و سیما بود که القا کرد محرم همان ده روز اول است و پس از سوم امام برنامه های عادی از سر می‌گرفت امسال هم تمامی شبکه های صدا و سیما بدون هیچ نگرانی و احساس مسئولیت نسبت به این جریان سریال ها و فیلم های عادی و بعضا طنز پخش کردند بگذریم از موسیقی ها و افتضاحات روزمره شان اما جا نداشت این یک دهه صدا و سیما که به راحتی می‌تواند فرهنگ سازی کند و حداقل جو را آماده کند، به احترام حضرت زهرا (س( اندکی به خود میامد اندکی فضا را برای فاطمیه و داغ دارانش آماده می‌کرد . چرا در شب های شهادت بانوی ماه باید تالار های عروسی چراغانی باشند چرا کاروان عروسی و شادی در خیایانها از روبروی هیئت های مذهبی باید رد شوند کمتر زحمتی که بود این بود که صدا و سیما با پخش مداحی و مراثی فاطمی این جو را ایجاد می‌نمود چقدر درد آورد است که بچه هیئتی ما از هئیت خارج شود و با چنین صحنه هایی روبرو شود . اما اگر این شور و همین چند بنر مراسمات و همین مداحان و حب اهل بیت نبود به راستی چه میکردیم ….

این است جامعه اسلامی این است ایام فاطمیه در .....

اللهم عجل لولیک الفرج
این الفاطمیون

  نظرات ()
معنی صبر نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/٢/٩

 

معنی صبر

: صبر یعنی


امتداد عطش لبهای ترک خورده خاک تا فصل باران


: صبر یعنی


کشت تحمل در باغچه انتظار تا شکوفه حضور


: صبر یعنی

 


شباهنگ اشک در دامان تنهایی تا ظهور فجر


: صبر یعنی


ماندن قرنها خروش در پشت حنجره تا روز فریاد


: صبر یعنی


شاخه سبز عبور عشق در چهار راه زندگی


: صبر یعنی


شهامت ماندن و بسیج برای روز رفتن


: صبر یعنی


طاقت بر زهر خند تاریکی تا ار مغان گلخند روشنی

: صبر یعنی

 


تحمل جان در پوستین تن تا محو شدن در او که باقی است

  نظرات ()
وقتی که امام زمان(عج) شیعیان بحرین را نجات دادند نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/٢/٢

وقتی که امام زمان(عج) شیعیان بحرین را نجات دادند

 

     این روزها با بیداری اسلامی، شاهد تحولات گسترده‌ای در منطقه هستیم. اما بحرین حالت ویژه‌تری را به خود اختصاص داده و در کنار تمام صحنه‌های زیبای قرائت دعای فرج امام زمان(عج) در میدان لؤلؤ ، اینک بحرین شرایط مظلومانه‌تری را به خود گرفته و تمام شیعیان و مسلمانان واقعی در بحرین شرایط سختی را تجربه می‌کنند.
به گزارش جهان اما این شرایط، به گونه‌ای دیگر مسبوق به سابقه است و آن هنگامی است که پادشاه بحرین می‌رفت تا با دسیسه وهابیون زمانه خود، شیعیان بحرین را به شهادت برساند اما با عنایت مستقیم امام زمان(عج) شیعیان بحرین نجات یافتند.

 

       این واقعه که با عنوان قضیه انار در روضه‌های مرحوم کافی معروف است، حکایت از حضور یک ناصبی متعصب و دشمن اهل بیت پیامبر(ص) به عنوان وزیر حاکم وقت بحرین دارد که از هیچ دسیسه‌ای جهت ضربه زدن به شیعیان کوتاهی نمی‌کرد و در مهمترین دسیسه‌اش، اناری را خدمت حاکم ارائه می‌کند که با حک شدن برجسته مطالبی خلاف عقاید شیعیان بر روی آن و جلوه دادن آن به عنوان معجزه الهی و دلیلی بر بطلان شیعیان، حاکم را قانع می‌نماید که در صورت عدم پاسخ مناسب شیعیان در برابر این واقعه یا شیعیان مطیع خواسته‌های آنها شده یا کشته شوند.

     بزرگان شیعیان بحرین نیز با احضار حاکم و با مشاهده این انار، مضطرب و از حاکم سه روز مهلت می‌خواهند. سپس با تشکیل جلسه و انتخاب سه نفر از پرهیزکارترین افراد، قرار را بر این می‌گذارند که هر شب یک نفر به بیابان رفته و تا صبح به عبادت مشغول و از خداوند به وسیله امام زمان(عج) یاری بخواهند. بعد از آنکه نفر اول و دوم تا صبح عبادت می‌کنند و نتیجه‌ای نمی‌گیرند نوبت به محمد ابن عیسی بحرینی می‌رسد و در همان شب امام زمان (عج) به داد شیعیان بحرین می‌رسند و با برداشتن پرده از این راز برای محمد ابن عیسی بحرینی و اشاره به این موضوع که انار مذکور قبل از رشد کامل در قالبی سفالین با مطالب حک شده و موهوم روی آن به این شکل ظاهر گشته و با دادن آدرس دقیق مکان اختفای قالب سفالین در منزل وزیر ناصبی و نیز خبر از وجود دود و خاکستر در درون انار، این توطئه را از سر شیعیان بحرین دور می‌سازند.

      اما پاسخ امام زمان(عج) به سوال محمد ابن عیسی بحرینی مبنی بر علت تاخیر دو روزه در حل این مشکل نیز قابل توجه است. ایشان در برابر سوال وی می‌فرمایند: تقصیر خودتان است که پس از سه روز به داد شما رسیدم؛ چرا که خودتان از حاکم سه روز فرصت خواستید. اگر در همان مجلس حاکم، مرا صدا می‌زدید و می‌گفتید یا صاحب الزمان! همان جا راه حل را به شما می‌نمایاندم.

 

  نظرات ()
مراسم هیات در اول اردیبهشت ماه نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/٢/۱

مراسم این هفته هیات

 01/02/1390 (اول اردیبهشت )

منزل جانباز عزیز جناب آقای محمود روستا

  نظرات ()
هیئت آل یاسین (ع) خورموج نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/٢/۱

هیئت آل یاسین (ع) خورموج

 

سلام و صلوات بر خاتم پیامبران ، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)

سلام بر خاندان مطهر نبی مکرم اسلام ، حضرات ائمه اطهار (ع)

 

با ادای احترام به روح ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی و تمنای سلامت و سعادت برای رهبر فرزانه انقلاب ، حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی ) و با نثار بهترین تحیات به ارواح طیبه شهیدان راه اسلام خاصه ایثار گران 8 سال دفاع مقدس

هیئت آل یاسین (ع) خورموج ، مفتخر است که توانسته محفل انسی برای خاندان معظم شهدا ،‌جانبازان ، آزادگان و رزمندگانی باشد که در راه پاسداری از مکتب اهل بیت (ع) و دفاع از کیان سرزمین و نظام اسلامی ایران از نثار جان دریغ نکرده و در امتحان بزرگ الهی سر بلند شدند.

دوستان در خصوص برنامه های مختلف هیات دستور فرموده بودند که دستور کاری جهت برنامه های امسال تهیه ببینیم . که با اجازه دوستان عزیز و اعضای محترم موارد را به صورت خلاصه وار عرض می نمایم.

دستور کار هئیت آل یاسین (ع) خورموج به شرح ذیل می باشد :

 

برگزاری مداوم جلسات هفتگی در شام پنج شنبه هر هفته

 

قرائت قرآن ، سخنرانی و مدیحه سرایی در شبهای ماه مبارک رمضان

 

برگزاری مجلس عزاداری سالار شهیدان از اول تا دوازدهم محرم بعد از نماز مغرب و عشاء

 

برگزاری پنج روز عزاداری صدیقه طاهره (س) در ایام فاطمیه

 

برگزاری جشن باشکوه به مناسبت نیمه شعبان

 

برگزاری مراسم عزاداری به مناسبت شهادت حضرت امام صادق علیه السلام

 

برگزاری دعای عرفه

 

سرکشی به خانواده دوستان شهید ، رزمنده و جانباز و اعضاء هیئت و مشارکت در غم و شادی آنها

خادمان شما در هیئت ، رشد و بهبود کیفی برنامه های هیئت را در سایه انتقاد ،‌ پیشنهاد و راهنمایی های سازنده همه عزیزان می دانند .امید که ما را در ترقی و تعالی یاری کنید و نظرات خود را از ما دریغ ندارید.

 

والسلام علی عباد الله الصالحین

هیئت امناء هیئت آل یاسین علیه السلام خورموج

  نظرات ()
صله رحم ولو به یک سلام نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳٩٠/۱/٥

صله رحم ولو به یک سلام

امیر مؤمنان (ع) فرمود: با ارحام خود ارتباط داشته باشید گر چه به سلامى باشد، زیراخدای تبارک و تعالى مى‏فرماید: بترسید از خدا زیرا بازپرسى می شوید از او و از ارحام . (۱: النساء) آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏۱، ص: ۶۰

  نظرات ()
عید است ولی بدون او غم داریم نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱٢/٢٩

عید است ولی بدون او غم داریم

عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد

این گونه هزار عید با هم داریم

اللهم عجل لولیک الفرج

سال نو مبارک

  نظرات ()
سلامٌ علی آل یاسین نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱٢/۱

 

سلامٌ علی آل یاسین

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت

توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

در شـــــام ولادت دو قــطب عالم 

تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت

سلام من بر گل، سلام بر باغ گل، سلام برگلستان، طراوت زهرا(ع).

سلام بر نور، بر درخشش نور، بر لطافت نور و بر شجرۀ طیبۀ دودمان با جلالت زهرا(ع)

سلام، مولای، ...آئینه تمام نمای پیامبر... فرزند علی...نور دیده زهرا(ع)

سلام، مهدی...سوته دلانیم، فراهم آمده ایم تا در مبارک میلادی اینچنین، شادمان از شکفتن مولودی آنچنان فریاد بر آوریم

"یا ایّها العزیز مسنّا و اهلنا الضّر و جئنا ببضاعة مزجاه"

ای عزیز مصر وجود، مالک رقاب مُلکِ دل، ما برادران یوسف را مانندیم که دوری مان از تو، و نه دوری تو از ما به اضطرارمان افکنده و بضاعت نا چیزمان گوهر گرانبهای محبت توست که خود تو ارزانیمان داشته ای.

بتو پناه آورده ایم و از تو می خواهیم که بر ما تصدق نموده و پیمانه های کوچکِ دلمان را از چشمه سار ولایتِ خود لبریز نمائی.

چه کم گردد تو را دارای خرمن

اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

شنیده ایم امام علیه السلام پدر مهربان است. شنیده ایم دریای دل مهربانش به کوچکترین پیام محبتی موج بر میدارد و تمامی فرزندان خود را رهین لطف و کرمش می سازد.

پس دوستداران امام زمان، بیائید با هم یکدل و یکصدا پیام ارادت و محبتمان را در گلبونه ی سلامی بپیچیم و به آستان حضرتش تقدیم داریم که او"خود"حاضر و ناضر بر اعمال ماست و پیاممان را می شنود و سلاممان را بی واسطه جواب کرامت می فرماید. پس به او سلام میکنیم و از آستان مقدسش اذن دخول می طلبیم

السلام ُ علیکَ یا ولیّ الله...اِئذَن لِوَلیّکَ فی الدُّخولِ اِلی حَرَمِک...

گوش هوشتان را بگشائید!... دوستان چشم دل باز کنید!... این آوای ملکوتی پاسخ اوست که هوش از سر می رباید و این دستانِ خدائی اوست که آغوش گشوده، هر گم کرده راهی به حرم ولایت فرا می خواند و این عطرِ گُلِ نوشکفته وجودِ اوست که مشام جان را نوازش می دهد.

منتظرین امام زمان، هم اکنون که به بوی او معطّر شده اید و انشاء الله به حرم امن ولایتش اذن دخولتان داده است. پس به احترام قدومتان و برای شادمانی دِلتان چشمانمان را فرش میکنیم و گُل، نثار قدومشان مینمائیم.

فرارسیدن میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت محمد (ص)

وفرزند بزرگوارش امام جعفر صادق علیه السلام را به حضور امام زمان و نائب بر حقش امام خامنه ای و تمام مسلمانان  و  شیعیان جهان تبریک میگویم.

بار خدایامارا از رهروان ولایت وامامت قرار بده.

آمین یارب العالمین.

 

  نظرات ()
شهر خورموج عزادار رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی علیهماالسلام است نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱۱/۱۳

شهر خورموج عزادار رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی علیهماالسلام است

 

   به همین مناسبت پرچم های عزا بر سردرب مساجد، حسینیه ها، تکایا،‌ ادارات، مدارس، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی نصب شده است.
این روزها شهر خورموج همچون سراسر میهن اسلامیمان  حال و هوای خاصی دارد و مملو از خیل عظیم عزاداران و ارادتمندان به ساحت پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است، عزادارانی که با چشمانی اشکبار مرثیه غم می سرایند و سالروز رحلت حضرت محمد (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) را به عزا نشسته اند.
عزاداران و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت (ع) به عزاداری مشغولند.
معابر نیز مملو از خیل عظیم هیات های عزاداری است مراسم عزاداری دهه آخر صفر و سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام و شهادت سلاله های مطهرشان امام حسن مجتبی و امام رضا (ع) که از چند روز گذشته در مساجد، حسینیه ها و تکایای شهر خورموج آغاز شده بود، امروز هم با شکوه و معنویت خاصی ادامه دارد.
برخی از شهروندان هم بر حسب یک سنت دیرینه در ایام دهه آخر صفر و از جمله سالروز رحلت پیامبر اکرم (ص)، امام حسن مجتبی و امام رضا (ع) با برپایی مجالس روضه و عزاداری در منازل ، ارادت خود را به ساحت ائمه معصومین (ع) نشان می دهند.

  نظرات ()
مراسم دهه آخر صفر نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱۱/٤

السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)اربعین حسینی بر شما عزیزان وعاشقان حسین تسلیت عرض مینماییم).

مراسم سوگواری دهه آخر صفر از دوشنبه 4 بهمن تا پنجشنبه 14 بهمن ماه برگزار می شود.

در این مراسم معنوی کربلایی عبدالمهدی عاشوری مداح اهل بیت عصمت علیهم السلام به ذکر مصائب و مرثیه خوانی می پردازند.

تقارن مناسبت جانسوز اربعین حسینی با سالروز جانکاه رحلت پیامبر اسلام (ص) و شهادت فرزندان گرامی ایشان حضرت امام حسن مجتبی و حضرت امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام دهه آخر ماه صفر را دهه اندوه و غم برای پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام قرار داده است.

 

  نظرات ()
مقام امام زمان(عج) در وادی السلام نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱٠/٢٧

  نظرات ()
سفر به عراق و زیارت کربلا و نجف نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱٠/۱٤

با سلام خدمت تمامی دوستان.

امروز هیچ گونه فرصتی نداشتم .

فقط باسرعت اومدم این مطلب را بذارم تا 10 روزه دیگه که فرصت بشه و مطالب را به روز کنم.

 فردا انشا الله راهی کربلا هستم. نائب الزیاره دوستان و کسانی که التماس دعا داشتند هستم.

پس خداحافظ همگی

البته اگه زنده بودم و تونستم به سلامت برگردم مطالب جدید از کربلا و نجف براتون میارم.

  نظرات ()
سرور عابدان عالم نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱٠/٩

ای سرور عابدان عالم، امشب که شب رحلت توست، به درگاهت می آیم تا بر جوانی ام دعا کنی، تا در لطافت و غلظت و رقت و نورانیت تو شناور شوم و ذوب شوم در زلال نگاهت. 

امام صادق‏علیه السلام :

کانَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ‏علیه السلام إذا قامَ فِی الصَّلوةِ کَأَنَّهُ ساقُ شَجَرَةٍ لایَتَحرَّکُ مِنهُ شَی‏ءٌ إلّا ما حَرَّکَهُ الرِّیحُ مِنهُ

امام سجّادعلیه السلام هرگاه به نماز می ایستاد چنان تنه درختی بود که چیزی از آن نمی‏جنبید مگر آنچه را که باد می‏جنباند

الکافی ، ج 3 ، ص 300 .

علی رغم آنکه امام سجاد علیه السلام در دوران امامت پربرکت‏خود - که 34 سال طول ‏کشید - تعرض آشکاری به دستگاه خلافت نداشت ولی فعالیت‏های فرهنگی آن بزرگوار و ‏تعلیم و تربیت عناصر مؤمن و مخلص، بنی‏امیه را نسبت‏به آن حضرت بدبین کرد به طوری ‏که به آن امام علیه السلام تعرض هم کردند و دست کم یک بار آن حضرت را با غل و ‏زنجیر از مدینه به شام بردند. ‏

این غل و زنجیری که نسبت‏به امام سجاد علیه السلام معروف است، به طور یقین معلوم ‏نیست که در واقعه کربلا باشد اما در دوران امامت و از مدینه به شام، یقینی است. امام ‏سجاد علیه السلام در موارد متعدد دیگری مورد شکنجه و آزار مخالفان قرار گرفت و ‏سرانجام در سال 96 هجری در زمان خلافت ولید بن عبدالملک، به وسیله عمال خلافت، ‏مسموم شد و به سعادت «شهادت‏» رسید. ‏

سلام الله علیه یوم ولد و یوم عاش و یوم استشهد و یوم یبعث‏حیا.

  نظرات ()
شهادت امام سجاد (ع) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱٠/٩

غم فراق امام کاروان اسرای کربلا، نگین آرامش قلب اهل حرم، بر همگان به ویژه جوانان دلداده کوی دوست تسلیت باد.

  نظرات ()
صهیونیزم بوی خون می دهد و اعراب بوی خیانت نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۱٠/٦

 

صهیونیزم بوی خون می دهد و اعراب بوی خیانت.

     انگلیس ، دستان محمد بن عبدالوهاب و محمد ابن سعود را در دستان هم گذاشت تا با بدعتی به نام وهابیت ، عربستان را سعودی کند و ضمن تجزیه و تضعیف ملت های مسلمان ، سرزمین وحی را برای همیشه از دست مسلمانان بگیرد. صهیونیزم بوی خون می دهد و اعراب بوی خیانت.

 


با روی کار آمدن دوباره جاهلیت نو ، آن هم از نوع وهابی آن ، از کشتار بی رحمانه شعیان کربلا (1216) گرفته تا قتل عام مردم طایف (1217) که بگذریم - وهابیون پس از تسلط بر مکه در سال 1218 ، تخریب های زیادی انجام دادند. از جمله زادگاه پیامبر اکرم و حضرت علی (ع) و خدیجه و حتی ابوبکر را خراب کردند. آثار باستانی اطراف خانه خدا و آثار چاه زمزم را نیز تخریب کردند. آنها هنگام تخریب این بنا ها طبل می زدند و رقص و آوازه خوانی می کردند. وهابی ها در همان سال زادگاه رسول اکرم را به محل خرید و فروش حیوانات تبدیل کردند.

        و بالاخره پس از آنکه آل سعود در سال 1344 با حمایت کامل مالی و سیاسی بازهم انگلیس ، به طور کامل بر حجاز تسلط یافت به مرور تمام آثار صحابه ، قبور شهدا ، زادگاه امام حسین (ع) و بارگاه عظیم ائمه بقیع، بیت الاحزان و مرقد فاطمه بنت اسد و بعد ها کوچه های بنی هاشم را ویران کردند. جالب تر از همه اینجاست که آنها سنگ شیطان را نیز تخریب کردند و به جای آن دیواری کشیدند که زایرین امروزه آن دیوار را رمی جمرات می کنند! این تنها ابلیسک دنیا بود که به جای پرستش ، سنگسارمی شد.

 
        و حالا دیگر پرده داران حرم امن الهی وهابیون آل سعودند که ما را کافر و مشرک می خوانند و حرمهایمان را نابود می کنند و گواه آنان این حدیث از ابن تیمیه است که :
مَن اَتی إلی قَبرِ نبی أو صالح و یسأله حاجته ویستنجِده ، فهذا شزکٌ صریحٌ یجبُ أن یستتابَ وصاحِبَه فإن تابَ و الّا قُتل َ. "هرکس کنار قبر پیامبر و یا یکی از صالحین بیاید و از آنها حاجتی درخواست کند ، مشرک است و واجب است که او را توبه دهند، و اگر توبه نکند، باید او را کشت"

این موضوع تا به امروز آنچنان پیش رفته که هیئت عالی افتای سعود طبق آخرین فتاوایشان شیعیان را مرتد می خوانند .

 

  نظرات ()
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/٩/۱۳

  نظرات ()
عید سعید غدیر مبارک باد. نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/٩/۳

حلول عید سعید غدیرفرصتی است تا حق باوران ولایت مدار با تمسک به حبل المتین امامت وذیل عنایات قطب عالم امکان (عج) وتجدید بیعت با ولی فقیه زمان ، تداوم بخش رسالت و امامت معصومین درعصر غیبت باشند.

عید سعید غدیر مبارک باد.

 

 

  نظرات ()
ولی شناسی حضرت عباس (2) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۸/٢۱

ولی شناسی حضرت عباس (2)

این بسم الله آشنایی با حضرت اباالفضل است الان شما در نماز سلام به حضرت اباالفضل دادید السلام علینا و علی عباد الله الصالحین فرمودند مصداق شما از عباد صالحین عباس بن علی است چرا آقا عبد صالح است؟ شمارا می برم به محضر قرآن کریم چون ائمه معصوم ما فرموده اند کلامی از دهان ما خارج نمی شود مگر اینکه از آیه ای از قرآن استخراج کردیم گاهی از یک واو قرآن گاهی از یک نقطه حضرت ده خط فرموده اند ،فرمود لمکان نقطه ،گفت آقا این حکم را از کجا فرمودید فرمود لمکان الباء _وامسحو برؤسکم _ غوغاست در این زمینه فقط هم کار معصوم است .عبدالله بن عباس بن عبد المطلب معروف به ابن عباس پسر عموی پیغمبر اکرم شبی خدمت امیر المؤمنین رسید بعد از نماز حضرت شروع کردند در مورد نقطه باء بسم الله صحبت کردند تا اذان صبح نماز صیح را خواندند بعد حضرت فرمودند بخدا قسم اگر بخواهم  مطالبی که در مورد نقطه باء بسم الله است را بگویم  باید هفتاد شتر بیاوری و مطالب را بنویسی  وبار کنی و باز مطالب به اتمام نمی رسد آن وجود مبارک که عین او امام صادق است _ لا تفرقو بیننا بین ما فرق نگذارید اولنا محمد اوسطنا محمد آخرنا محمد و کلنا محمد _فرموده السلام علیک ایها العبد اصالح .سوره نساء آیه 69 فرموده است و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا شرط معیت چیست ؟ومن یطع الله و الرسول .
حالا ببینیم امام صادق چه فرمودند: السلام علیک ایها العبد اصالح، المطیع لله و لرسوله و لامیرالمؤمنین والحسن و الحسین این اولین جمله زیارت آقا اباالفضل است برای اباالفضل شناسی بسم الله از اینجا شروع می شود آقا اباالفضل در مقابل امامش سر سوزنی جلوه ندارند فکر نکنید آقا اباالفضل در روز عاشورا به فنای امام حسین حلول کرده فدای پاشنه در سید الشهدا شدند نه از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد، و اباالفضل تماشا کردند ،عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد،و هرکس میخواهد اباالفضلی بشه باید اولین قدم  المطیع لله و لرسوله شود باید هیچ اظهار رأی در مقابل امام زمانت نداشته باشی .
سراینکه اسمی از آقا اباالفضل در زیارت عاشورا نیست همین جاست چرا؟چون خودش هم نیست ،مسمی نیست که اسمی وجود داشته باشه گفت یعنی علی بن الحسین است فرمود مشیت خدا است که او امام است باید باشد ولی آقا اباالفضل قبل از همه به ایشان اشاره شده و علی الارواح التی حلت بفنائک.
شب عاشورا وقتی سید الشهدا فرمودند از تاریکی شب استفاده کنید اینها با من کار دارند اینها با من کار دارند اولین کسی که اشک از چشمان مبارکشون جاری شد آقا اباالفضل بودند واولین کسی که گفت آقا جان اگرکشته شوم زنده شوم ،کشته شوم زنده شوم تا هفتاد بار به خدا دست از شما بر نمی دارم آقا اباالفضل بودند،ولذا مثل عبد ذلیل وقتی آقا اباالفضل می آمدند محضر امام حسین مثل بنده نمی نشستند ،دو زانو و دست مبارک هم بر روی زانو می گذاشتند مثل اینکه مرده بودند  _من أراد أن ینظر إلی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر إلی وجه علی بن أبی طالب_این حدیث دو معنی دارد یکی نگاه کند به امیر المؤمنین یکی هم اینکه حضرت امیر وجهی دارد که غیر از خودشان است و آن هم آقا اباالفضل است این خضوع بود مال بدن آقا اباالفضل نفس و قلب آقا در  مقابل سید الشهدا خشوع داشت هر قطعه ای از وجود آقا اباالفضل ادب خاص خود را داشت سر سوزنی طغیان نداشت مرتب سیدی و مولای نمی فرمود یا أخی ،از کی از دو سالگی از وقتی زبان باز کردند چون آقا در کربلا34سال داشتند وامام حسین 57 سال، بر حسب ظاهر امام حسین 23 سال بزرگتر بودند .
خدا رحمت کند عباس بن عبد المطلب، پیغمبر  یه جایی می خواستند وارد بشوند با عمو قرین شدند _حضرت که سر تا پا ادب بودند فرمودند أنا أدیب الله و علی أدیبی من را خدا ادب کرده و علی هم ادب شده من است _این أدیب الله آمدند وارد بشوند عموشون بزرگتر بود فرمودند عمو جون شما بفرما یک وقت عباس گفت أنا أسن و أنت أکبر من مسن ترم ولی شما بزرگترید از من .برا همین یه کار سلام خدا بر عباس بن عبد المطلب، یک چنین ادبی آقا اباالفضل که هم از نظر سنی و هم از نظر مراتب وجودی از سید الشهدا کوچکتر بودند، داشتند.
وقتی به دنیا آمدند و دو ساله شدند حضرت سید الشهدا 25 ساله بودند از آنجا حضرت در مقابل امام حسین مؤدب شدند و بعد همراه پدر بزرگوار وارد کوفه شدند در این 5 سال که مولای ما امیرالمؤمنین در کوفه بودند ازآقا اباالفضل چیزهایی سر زده که انشاءالله بیان می شود،آرام آرام روشن می شود که چرا معصوم به دست آقا اباالفضل بوسه زده است حضرت امیر در ابتدا و حضرت سید الشهدا در انتهای عمر شریف آقا .
البته سید الشهدا پیشی گرفته اند ازهمه ائمه، حضرت رسول بر پیشانی و دست و سینه حضرت زهرا بوسه می زدند ولی امام حسین از برادرشان امام حسن هم سبقت گرفته اند جایی را بوسیدند که هیچ کس نبوسید و آن هم کف پای مادرشان بود به خاطر همین عمل امام حسین بعضی از فقها فتوا داده اند بوسه زدن بر پای مادر جایز است و بر پای ولی معصوم خدا جایز است چون مادرشون ولیه الله و عصمه الله الکبری بودند .این خانواده خیلی مؤدب بودند اگر می خواهید ادب ایشان را ببینید حدیث کسا را بخوانید .
سبب التزکیه الاخلاق حسن الادب ،حضرت عباس که ادب نداشتند بلکه أحسن ادب داشتند .
هر جا می خواهید برسید با ادب میرسید،در ادامه زیارت آقا اباالفضل است المواسی لأخیه الحسین ،هرچه برای خودش میخواهد برای حسین می خواهد ،جونش را برای حسین قطعه قطعه کرد ،شما هم برای هم باید این جور باشید ،فدای هم شوید .
من نمیدونم میتوان دو برادر در عالم پیدا کرد که با هم این قدر یگانه باشند .
دفتر کربلای معلی 50 هزار سال است چون یوم العاشورا، یوم القیامه است.هرسالش چندین دفتر است سال به سال اسرار جدیدی از کربلا بر روی بشر باز می شود ،ولی سر این دفتر به دست آقا اباالفضل است مفتاحش آقا اباالفضل است.

خدا رحمت کند حاج عبد الزهرا رحمت الله علیه ،من حاج عبد الزهرا را ندیده بودم ،ولی به یک اعتباری دیده بودم هر چه آقای صافی را نگاه می کردم مثل اینکه حاج عبد الزهرا را دیده بودم ،چون مرحوم آیت الله صافی اصفهانی عاشق حاج عبدالزهرا بود  وحاج عبد الزهرا هم عاشق آقای صافی بودند .المرءعلی دین خلیله هر کس را خواستید بشناسید رفیقش را بشناسید خودش را می شناسید می فرمود :گلوله آتش بود یک ماشین داشت از نجف می آمد کربلا ، از نجف تا کربلا گریه می کرد بهش میگفتند حسینه سیار ،توی خود ماشین چایی هم دم می کردند رفقا بودند ،او پشت فرمان روضه اباعبد الله الحسین را می خواند. سیدی بود مرحوم شد که با حاج عبدالزهرا خیلی مأنوس بود مریض شده بود ایام قبل از رحلت ایشان، بنده رفتم منزل ایشان. گفت :رفتم با حاج عبدالزهرا کربلای معلی بریم حرم آقا اباالفضل ،یک سلام دادیم از همان بیرون و رفتیم حرم سیدالشهدا ،حاج عبدالزهرا با امام حسین گفتگو داشت کلام امام حسین را می شنید ،دم در حرم دم باب قبله ایستاده بودیم دیدم صورت را گذاشت کنار در ،شروع کرد گریه کردند گفت نمی گذارد برویم تو به من گفتند برگرد سید ،گفتم چیه؟هر چی می گویم اجازه می دهید بیایم، ءأدخل یا ولی الله ؟ _اذن دخول را که حتما می خوانید_ از امشب می خواهیم برویم حرم آقا اباالفضل ،دل که دیگر گذر نامه نمی خواهد الآن هم مثل اینکه اذن دادند چون این گریه ها نشانه اذن دخول است ،ءأدخل یا الله ؟ءأدخل یا حجه الله ؟ءأدخل أیها الملائکه المحدقین بهذا الحرم الشریف؟ گفت اجازه نمی ده،برگرد. گفتم کجا برگردیم گفت برگرد بریم حرم عباس. برگشتیم حرم آقا اباالفضل دیدم شروع کرد به صحبت کردن باآقا اباالفضل ،دیدم خندید گفت آقا اباالفضل گفت بروید به آقا گفتم که اینها می آیند برگشتیم.
و از بزرگواری که الآن زنده هستند شنیدم که از قول سید هاشم حداد می گفت من ایستاده بودم تو ایوان دیدم حاج عبد الزهرا دم در ورودی حرم آقا اباالفضل خوابیده اند و زائران می آمدند رد بشوند ناچار بودند پا بگذارند رو حاج عبد الزهرا ،وخودش می گفت پاتون را بگذارید روی من بروید داخل حرم.چون آقا اباالفضل تو پاشنه در سیدالشهدا فنا شده منم می خواهم تو پاشنه در اباالفضل فنا بشوم. حالا اون بزرگوار میگه من همین طور که ایستاده بودم تو ایوان دیدم اباالفضل هم از ضریح آمده بیرون و به حاج عبدالزهرا نگاه می کند و لبخند می زند ،خدا لطف فرموده بود چشم حقیقت بینشون باز شده بود شما هم تسلیم خدا بشوید چشمتان را باز می کنند.خود ما نمی توانیم ولی خدا که بر هر کاری قادر است الم تعلم أن الله علی کل شیء قدیر،به زور ذکر و ورد نمی شه ولی اگر عنایت کنند می شود،آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند     آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند.
السلام علیک ایها العبد الصالح ،اباالفضل اول عبد بوده ، حضرت اباالفضل عابد نبوده بلکه عبد بوده ،ما در نماز نخواندیم السلام علینا وعلی عابدین الصالحین ،قرآن می توانستد بگوید عابدین ولی گفته عباد جمع عابد، عبٌاد است نه عباد .مهر این کلمه عباد به امضای امام صادق رسیده است .
شوخی نیست امام صادق را بزرگ بدانید، درود خدا برمعاویه بن وهب از اصحاب امام صادق در عرفات ،رفیق معاویه می گوید در کنار او ایستاده بودم دیدم به تمام رفقایش و همسایه هایش دعا کرد ،از ظهر عرفه تا غروب عرفه غروب شد دیدم چیزی برای خودش طلب نکرد،آمدم جلو گفتم یا معاویه بن وهب چرا این کار را کردی؟_شاهدم ای جاست _ گفت شنیدم از مولای خود و مولای تو ومولای همه اهل عالم ،بعد از پدران بزرگوارش که فرمود هر کس پشت سر برادر  دینی خود دعا کند وقتی دعا به آسمان اول می رسد ،ملائک آسمان اول می گویند صد هزار برابر برایت بود وبه آسمان دوم دویست هزار برابر ،تابه آسمان هفتم هفتصد هزار برابر ،به محضر حق که می رسد می فرماید رحمت من از ملائک کمتر نیست یک میلیون برابر،شاهدم ابتدای روایت بود که امام را بزرگ بدانید حالا این امام فرموده السلام علیک ایها العبد الصالح .چرا سلام داده سرٌ این سلام در سوره یس آمده سوره یس قلب قرآن است ،شما اگر قلب نداشته باشید می میرید عالم اگر قلب نداشته باشد که امام زمان علیه السلام است از بین می رود ،قرآن هم اگر قلب نداشته باشد حیات قرآن از بین می رود قلب قرآن سوره یس است .چرا؟به دلیل این آیه است سلام قولا من رب رحیم . تنها جاییکه فقط خود خدا سلام کرده است همین آیه است دیگه هر چه سلام کرده است ملائک کرده اند.اینجا خود خدا میگوید از قول من سلام برسون ،حالا امام صادق می خواهد سلام خدا را برساند ،اهل سنت می گویند چرا سلام می دهید ؟خدا سلام می دهد :سلام علی ال یاسین ،سلام علی ابراهیم، سلام علی نوح فی العالمین ،در سوره الصافات.برگردانش را اگر بخواهید در زیارت آل یاسین. 


سخنرانی استاد گرامی معمار

  نظرات ()
ولی شناسی حضرت عباس (1) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۸/۱٩

ولی شناسی حضرت عباس (1)

از بزرگوارانی که کنار اهل بیت بودند یکی از شاخص ترین ولی شناسان حضرت اباالفضل علیه السلام بودند آشنا با ولایت امام حسین علیه السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام وپدر بزرگوارشان حضرت علی علیه السلام بودند خدا رحمت کند خواجه شیرازی را " گویی ولی شناسان رفتند از این بیابان" منظور از ولی شناسان حضرت اباالفضل علیه السلام است.
 امام زمان  علیه السلام در زیارت ناحیه  توصیفاتی در مورد حضرت اباالفضل علیه السلام دارند که انسان اصلا نمی تواند آنها را نقل کنه که حضرت چه توجهی به حضرت اباالفضل علیه السلام دارند و از بهترین راههای قرب به امام زمان ابراز محبت و ادب به ساحت حضرت عباس علیه السلام است.شنیده اید از مداحان که حضرت ولی عصر در روز عرفه به خیمه هایی بیشتر توجه دارند که در آن روضه حضرت اباالفضل علیه السلام خوانده میشود  .
به راستی چرا 5 امام دست حضرت اباالفضل علیه السلام را بوسیده اند دست بوسی کار بسیار عظیمی است آیت الله بهجت برای بوسه به دست بر اساس روایات ال الله فتوا داده اند ,ائمه هدی فرموده اند بهترین جای بوسه زدن پیشانی است ,خوب آقا جان شما اگر گفته اید پیشانی مومن را ببوسید شما که اعلی هستید ازحضرت اباالفضل علیه السلام چون امام وجود و مقامش بالاست حضرت اباالفضل علیه السلام معصوم بودند ولی امام نبوده اند چه خصوصیتی در آقا بوده که 5 امام مثل ,محور عالم وجود حضرت امیر, امام حسن مجتبی,خامس آل عبا دست آقا اباالفضل رابوسیده اند که این خامسیت بزرگترین مقامات امام حسین بوده است سر این خامسیت را در زیارت عاشورا میتوان ادراک کرد آنجا که فرموده اند:انی اتقرب الی الله والی رسوله والی امیر المومنین والی فاطمه والی الحسن والیک و بموالاتک .
لذا برهمه ما لازم است آشنایی باحضرت اباالفضل علیه السلام مخصوصا آنهایی که میخواهند سلوک الهی کنند و راه خدایی بروند که فنای دروجود امام است چون ما سه منزل بیشتر نداریم اول فنای در امام بعدا فنای درحضرت رسول و بعد فنای در حق تعالی است کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام .ادب فنا از حضرت اباالفضل علیه السلام سر زده است .
ازاولیایی الهی که در زمان خودمان بوده اند و بنده آنها را درک کرده ام همگی از طریق حضرت اباالفضل علیه السلام به لقای الهی راه پیدا کرده اند آنهایی را هم که ما آنها را درک نکردایم و احوالات انها را سینه به سینه شنیده ایم گفته اند که حضرت اباالفضل علیه السلام بزرگترین ملجاء و پناهگاه اولیای خدا بوده اند از ابتدای خلقت .آیا  قبل از خلقت خلقی حضرت ,مگه آقا پناهگاه بوده اند ؟بله چون آنها در ازل با حضرت حق عهد بسته اند که تسلیم باشند .
آیا  قبل از خلقت خلقی حضرت ,مگه آقا پناهگاه بوده اند ؟بله چون آنها در ازل با حضرت حق عهد بسته اند که تسلیم باشند .
خیلی ها سوال می کنند چرا در زیارت عاشورا اسمی از حضرت اباالفضل علیه السلام نیست میدانید که زیارت عاشورا مستقیما از حضرت حق صادر شده زیارت قدسی است و هر کس هر روز سیری در آن نداشته باشد از محرومان است بر کسانی که اسرار زیارت روشن شده تمام راه و کربلا را در عاشورا بخواهند زیارت کنند در زیارت عاشورا ,عاشورا را زیارت میکنند .حضرت اباالفضل علیه السلام جایشان در این زیارت اینجا است :السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک .اولین روحی که حلول کرد به فنای امام حسین حضرت اباالفضل علیه السلام بودند کلمه حلت غوغاست کلمه کلمه این زیارت از ما فوق عرش به فرش امده ,تا دست همه را بگیرد و عرشی کند .فنا یعنی پاشنه در در کلمات امام سجاد هست که درمناجات می فرمایند عبیدک بفنائک ,مسکینک بفنائک بنده کوچک تو به در تو آمده حضرت اباالفضل علیه السلام به خود اجازه ندادند وارد حریم ابا عبد الله بشوند پاشنه در سید الشهدا قرار گرفتند ,حلت بفنائک قطعا اینها را حضرتش از حق تعالی  گرفته است .آن که فنا را یاد داده و بعد به فنا _با فتحه_رسیده وجود مبارک حضرت اباالفضل علیه السلام است .
داشتم دست بوسی را میگفتم که امامان ما نهی کرده اند دست بوسی را ولی خودشون دست بوسیده اند آن هم امام دست غیر امام را بوسیده است سر آن چیست از اسراربزرگ است و از خدا می خواهیم سر آن را به ما بفهماند .
مرحوم آقای قاضی براشون فتحی شده بود بعد از 14سال که پشت در ماندند ,پروردگار عالم به ایشان نشان داد که مفتاح فتح الفتوح در لقای خداحضرت اباالفضل علیه السلام است من مبالغه نمیکنم ,بلکه کم میگویم .خدااین چنین اراده کرده که باب حوائج الی الله را حضرت اباالفضل علیه السلام قرار بده,میدانید یعنی چه ؟نوعا فکر میکنند که حضرت بابی است که حاجات به آن عرضه میشود ولی در واقع از اون ور است نه از این ور یعنی چه؟ حضرت اباالفضل علیه السلام حوائج عرضه میکند نه این که حوائج را بر طرف میکند نه بلکه حاجت را هم ایشان عنایت میکند خوش به حال آنهایی که احتیاج دارند حضرت اباالفضل علیه السلام گدایی را عطا میکند تا شما بعدا گدای آنها شوید ,تا تشنه حسین شوید ,اگرگدا نشوید چگونه گدایی میکنید؟.
امشب شما برا چه آمدید اینجا اول یکی باید به شما عطش اعطا کند بعد دنبال آب بگردید اگه خدا تشنگی نده شما دنبال آب نمی گردید گفت خدا اینها را برای چه به اباالفضل داده من که نمی دونم شما هم یک وقت نگویید که می دونم ,نمی دونم بالاترین ادب در مقابل محمد و آل محمد است گفت پس که می داند گفت امام زین العابدین میداند فرمود رحمی الله عمی العباس حالا با هم انشاءالله کلماتشان را سیر می کنیم پس این که آقا اباالفضل پناهگاه اولیای خدا لقب گرفتند به مشیت خدا قرارگرفته اند وآنجا حاجت توزیع میکنند حاجت از رفع حاجت بالاتره نمیدانم بیچاره شده اید یا نه ؟گفت مصلحت نیست که این زمزمه خاموش شود خدا اینقدر در دنیا مومنین را دوست دارد به آنها مریضی میدهد اگر مریضی ندهد شما نمیروید لذت مناجات با خدا را بچشید قرض بهتون عنایت نکنه خدا خدا نمی کنید, حضرت حق غیوراست وچون غیور است هیچ فاصله بین خودش وعبدش را نمی پذیرد مقامی که خدا برای اباالفضل علیه السلام قرار داده واسطه قرار داده برای رفع حجاب بین خود وخلق خود البته بین حق وخلقش حجاب نیست بین خلق و حق حجاب است اباالفضل علیه السلام غیرت الله واسطه ای است که احتیاجات رابه اذن الله اعطا می کنه چرایی قصه چرا این جر است را در کلام امام صادق علیه السلام جستجو می کنیم چون درمیان امام زاده های عظیم اشان مثل حضرت معصومه مثل حضرت عبدالعظیم حسنی مثل حضرت اباالفضل علیهم السلام سه چهار مورد بیشتر نیستند که معصوم علیه السلام مستقیما و منحصرا در مورد آنها زیارت نامه صادر کرده اند اولین امام زاده واجب التعظیم که خدای مهربان اراده فرموده اند و امام صادق علیه السلام زیارت نامه برای ایشان صادر فرموده اند آقااباالفضل علیه السلام است جناب ابن قولوی درکامل الزیارت ازقول ابو حمزه ثمالی از امام صادق علیه السلام زیارت اباالفضل علیه السلام رانقل کردند یعنی یک زیارت ماثور است این زیارت یعنی معرفی اباالفضل علیه السلام ازطرف امام صادق علیه السلام اول زیارت نامه از اینجا شروع می شود حضرت صادق علیه السلام را خدای متعال لطف نمود واین بزرگوار مدتی تبعید شدند به کوفه ظاهرش تبعید بود ولی یامن فی بعده قربه دراین بعد قرب قرار گرفت وحضرت در کوفه بودند و مرتب میرفتند به کربلا.به کربلا وقتی مشرف میشوید ابتدای ورودی نهر حسینی است که نوعا تابستانها وقتی مشرف می شدیم مواجه می شدیم با این بچه های کربلایی که لب نرده ها ایستاده بودند و شیرجه می زدند در آب حتی اسب های خود را می بردند داخل نهر, خدا رحمت کند یکی از اولیای الهی  فرمودند من رفتم کربلا دیدم هنوز آب میگه العطش العطش العطش ... وارد آب شدم دیدم آب خجل است که من بودم اینجا و عزیز زهرا لب تشنه شهید شد بعد رفتم توی عمقش ودیدم از تربت کربلا تو آب هست لذا به رفقایش می فرمودند حتما توی نهر بروید تربت مخلوطه ,الان هم هست تربت ابا عبد الله الحسین .حضرت می آمدند پشت نهر یعنی خارج از کربلا این طرف نهرمزارع و صحرا است وطرف دیگر ابتدای کربلا است که مقام صاحب الزمان است حضرت صادق آنقدر مؤدب بودند _ امام صادق را اگرکسی بخواهد درک کند خداوند در قرآن می فرماید وکذالک نری ابراهیم ملکوت السموات والارض و لیکون من الموقنین اینچنین ما ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا ازموقنین شود ابابصیر از امام صادق سوال میکند ملکوت آسمانها و زمین چیست؟ حضرت فرمودند بیا تا برویم به اتاقی رفتند حضرت دست به روی چشم ابابصیر دست کشید وگفت حالا نگاه کن چند لحظه ای نگذشته بود تا اینکه ابابصیر گفت آقا بس است که دیگر تحمل ندارم .یعنی خدا که فاعل رویت ملکوت است به ابراهیم حالا این فاعلیت در اختیار امام صادق قرار گرفته _ یک چنین بزرگواری میخواهند بیایند زیارت کربلا آن هم هر شب جمعه میآمدند یک مکانی صاف نزدیک نهرالان کربلایی ها بهش می گویند باغ امام صادق اطرافش پر از درخت خرما است حضرت غسل میکردند در نهر حسینی بعد میرفتند در باغ می نشستند که نهر حسینی امام صادق فرمودند هر کس در نهر حسینی غسل کند مثل روزی است که از مادر متولد شده است چون آبش را جبرییل روزی هفت قطره در آن می ریزد ،ازشعبه ای از فرات است،بعد حضرت حرکت می کردند به سمت حرم اباالفضل در زیارتی که حضرت از آقا اباالفضل کردند اینگونه فرمودند السلام علیک ایها العبد الصالح.

سخنرانی استاد گرامی معمار

  نظرات ()
آرامش درون (ترس و غم و غصه - پیروی از هدایت) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۸/۱٥

آرامش درون (ترس و غم و غصه - پیروی از هدایت)

اگر می خواهیم بدانیم تابع امر و هدایت خدا هستیم یا نه ؟ باید نگاه کنیم ببینیم که ترس و غم و غصه از ما دور شده و به آرامش رسیدن را چشیده ایم یا نه ؟
انک لا تهتدی من احببت و لکن الله یهدی من یشاء (ای پیامبر تو هر کس را که بخواهی نمی توانی هدایت کنی و اما خدا هر کس را که خواست هدایت می کند)
إن علینا للهدی ( همانا هدایت بر عهده ماست ) _قرآن کریم
در قرآن کریم کسانی معرفی شده اند که از آرامش برخوردارند .اولین گروه اینها هستند : سوره مبارکه بقره آیه 38_ فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ( هر کس از هدایت من پیروی کند نه ترس ونه غم و غصه دارد _ رسیدن به آرامش _).
بشر در زمین که ظلمت دارد احتیاج به نور دارد که این نور هدایتی است که در این آیه اشاره شده و همزمان با هبوط آدم بر زمین هدایت هم بوده است و نتیجه هدایت یعنی رسیدن به آرامش. چهار مصداق برای هدایت در قرآن بیان شده است : اول _ شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس _ پس اولین هدایت قرآن است و تمسک به آن هدایت را به ارمغان می آورد و پیروی از هدایت یعنی رسیدن به آرامش . دنیا لیل است ... ودراین تاریکی شب ممکن است انسان ناخواسته یا خواسته به دیگران ظلمی کند ، و ظرفی را بشکند پا روی کسی که در تاریکی معلوم نیست بگذارد و هزار مورد دیگر ... و تنها در این ظلمت نور و روشنایی مایه نجات از اینها است ، اصلا تاریکی مایه نگرانی و نور آرامش را به ارمغان می آورد . علامت پیروی از هدایت و منفصل شدن از پیروی نفس ، خداحافظی با کلمه " به نظر من است " است ، و "من" از بین می رود.
مصداق دوم هدی : در روایات به اهل بیت تعبیر شده و الآن امام زمان هدی و منبع آرامش هستند و همه ائمه هدایت هستند و تمسک به آنها یعنی رسیدن به آرامش .

امام زمان را فقط در دوران ظهور باید با آرامش و علم اون حضرت شناخت.
مصداق سوم : در قرآن به مکه اشاره شده است . مسجد الحرام و مقام ابراهیم و مکه و منا و صفا و مروه همه هدی هستند و مخزن آرامش ، که همه اینه البته یک باطنی هم دارد که حضرت امیر فرمود أنا بیت الله ، و فرمود نحن کعبه . الآن مکه کعبه اسلام و اجسام است و کربلا کعبه ایمان و قلوب است و سر اینکه در روایات داریم که حضرت حجت قبله را به سوی کربلا میگردانند این است که مردم همه حسینی می شوند نه اینکه ظاهر قبله عوض شود . تعبیر رسول اکرم در کتاب کامل الاسلام از کربلا این است که فرمودند : کربلا قبة السلام . لذا رفتن به کربلا شرط ندارد ، حضرت صادق فرمودند کسانی که فقریند سالی یکبار و کسانی که غنی هستند سالی دو بار به کربلا بروند .
مصداق چهارم هدی خداوند در قرآن به تورات و انجیل اشاره کرده است _ و أنزل التورات و الانجیل هدی للناس _ یعنی ما باید اول اینها را هم قبول کرده باشیم و اصلا یکی از نشانه های متقین ، یؤمنون من قبلک است . البته نه تورات و انجیل تحریف شده فعلی بلکه تورات و انجیلی که در آن اسامی مبارک حضرت محمد و مهدی و علی آورده شده است .
هر کس پیروی کند از این هدایت ها پس نه ترس و نه غم و غصه ای خواهند داشت . پیامبر یه جایی نشسته بودند و سلمان که پیامبر فرمود سلمان از لقمان بهتر است آمدند خدمت حضرت رسول و دیدند که جناب امیرالمؤمنین هم حضور دارند به حضرت گفتند من در راه که آمدم یک جا پا بیشتر نبود و حضرت فرمودند من پایم را دقیقا در جای پای پیامبر گذاشته بودم ، این معنای هدایت است .  
  قرآن در مورد ثمره پیروی از هدایت اینها است : اول برداشته شدن ترس ، محبت حضرت امیر حلقه های در بهشت است پس باید سفت چسبید به این حلقه های بهشت . همچنین هر کس از هدایت خدا پیروی کرد غم و غصه اش هم از بین میرود . و سوم اینکه فمن تبع هدای فلا یضل و لا یشقی  یعنی اینکه نه دیگر گمراه می شود و نه شقی خواهد شد . کسانی که نگران عاقبت به خیری هستند نگاه کنند ببینند که حضرت امیر را دوست دارند یا نه ؟ محبت اهل بیت در موقع مردن به تعبیر امام صادق به فریاد انسان میرسد ، محبت با پیروی ، یعنی قبول هدایت و پیروی از آن .
فردی آمد خدمت امام صادق و گفت دعا کنید ما هم برویم بهشت . حضرت فرمود ما دعا می کنیم خدا شما را از بهشت بیرون نکند ، گفت منظور شما چیست ؟ فرمود مگر شما ما را دوست ندارید ، گفت : بله . فرمودند محبت ما یعنی بهشت . یعنی الآن بهشت هست و نقد است و نسیه نیست ، یعنی الآن ما از آتش دوریم و آرامش داریم، اگر هر کدام ما الآن در سرور و بهجتیم این همان اثرات محبت است .
امام صادق علیه السلام فرمود تفسیرٌ هُدی علی علیه السلام ، تفسیر هدی یعنی اطاعت از علی و در نتیجه رسیدن به آرامش .

 کسانی که هدایت خدا را تابع شدند آرامش دارند و خداوند را بزرگ میدانند لتکبرو الله ... و در آخر هم نتیجه اش شکرگذاری و دل آرامی انسان است .

سخنان استاد گرانقدر حجه الاسلام معمار

  نظرات ()
ایران و ایرانیان از زبان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السلام ـ نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/۸/۳

ایران و ایرانیان از زبان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السلام ـ :

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ غیر از احادیثی که در تفسیر آیات در مورد ایرانیان آوردیم، بارها در مورد ایران و ایرانیان سخن گفته و از آن‌ها به نیکی یاد کرده است که به چند مورد اشاره می‌شود. پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌فرمایند «ایرانیان خویشاوندان ما اهل بیت‌اند ... »[7] و در جای دیگر می‌فرمایند: «اعظم الناس نصیباً فی الاسلام اهل الفارس؛ در بین مردم، مردم فارس بیشترین سهم را از اسلام دارند.»[8] و در جایی دیگر از ایرانیان به عنوان خوشبخت‌ترین مردم یاد کرده و می‌فرمایند: «اسعد العجم بالاسلام اهل الفارس؛ خوشبخت‌ترین ملت غیر عرب به واسطه اسلام مردم ایرانند.»[9] و در مقالی دیگر ایرانیان را اهل بهشت می‌نامد و آن‌ها را جزء شفاعت شدگان در قیامت به حساب می‌آورد و می‌گویند: «اول کسانی که در روز قیامت برایشان شفاعت می‌کنم از میان امتم، اهل بیتم هستند سپس نزدیک‌ترین نزدیکانم از قریش ... سپس از عجم‌ها»[10]

علی ـ علیه السلام ـ هم که حکومتش حکومت عدل و داد بود و ملاک برتری انسان‌ها را به یکدیگر تقوا و ایمان آن‌ها می‌دانست احترام خاصی به ایران و ایرانیان داشت و هیچ تبعیضی میان اعراب و آن‌ها قائل نمی‌شد و همیشه از آن‌ها به نیکی یاد می‌کرد روزی اشعث نزد امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ آمد و از میان صفوف جماعت گذشت تا خود را به نزدیکی حضرت رساند و گفت: «ای امیر مؤمنان این سرخ رویان (ایرانیان) که اطراف شما را گرفته و نزد شما نشسته‌اند بر ما چیره شده‌‌اند.» حضرت از این سخن اشعث ناراحت شد و سرش را به زیر افکند، بعد فرمودند: « آیا امر می‌کنید که آنان (ایرانیان) را طرد کنم؟ هرگز طرد نخواهم کرد چون در این صورت از زمره جاهلان خواهم بود. اما سوگند به خدایی که دانه را شکافت و بندگانش را آفرید، حتماً شما را برای برگشت مجدد به آیین‌تان سرکوب می‌کنند، همان‌گونه که شما آنان (ایرانیان) را در آغاز برای پذیرش این آیین سرکوب نمودید.»[11]

علی ـ علیه السلام ـ همیشه در بزرگداشت ایرانیان می‌کوشید و به آن‌ تأکید می‌کردند، هنگامی که عمر از راه ایران به طرف مدینه می‌رفت، قصد کرد زنان ایرانی را بفروشد و مردان آن‌ها را عبد عرب قرار دهد تا افراد ضعیف را حمل کنند و پیران را بر پشت خود طواف دهند. امام علی ـ علیه السلام ـ به او فرمود: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌فرمایند: «بزرگان قوم را احترام کنید، هرچند مخالفت شما کردند و این ایرانیان حکیم و با احترام‌اند آن‌ها به ما سلام می‌کنند و رغبت به اسلام دارند ... » عمر گفت علی بن ابیطالب از من پیشی گرفت و عزم مرا درباره عجم‌ها نقض کرد.»[12]

وقتی ایرانیان از تبعیض اعراب نسبت به خود شکایت کردند علی ـ علیه السلام ـ به پیش اعراب رفت و در این زمینه با آن‌ها صحبت کرد و مفید واقع نشد آن ‌حضرت میان موالی آمد و گفت: «با کمال تأسف اینان حاضر نیستند با شما روش مساوات در پیش گیرند و مانند یک مسلمان متساوی الحقوق رفتار کنند. من به شما توصیه می‌کنم که بازرگانی پیشه کنید، خداوند به شما برکت خواهد داد.»[13]

ائمه دیگر هم در مناسبتی‌ و رویداد‌های مختلف از ایران و ایرانیان و آداب و رسوم آن‌ها تعریف و تمجید کردند همواره سعی داشتند ذهنیت برتری اعراب بر ایرانیان را از بین ببرند مخصوصاً همان‌طور که از روایات و شواهد بر می‌آید امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ به ایران عنایت خاصی دارند آن حضرت خطاب به میرزای قمی می‌فرمایند: «این جا (ایران) خانه شیعیان ما است. می‌شکند، خم می‌شود، خطر هست ولی ما نمی‌گذاریم سقوط کند، ما نگه‌اش می‌داریم.»[14]

روایات و احادیث در مورد شهرهای ایران مخصوصاً قم و خراسان هم بسیار چشم‌گیر می‌باشد و در این روایات از شهر قم بسیار تعریف و تمجید شده است که به طور اختصار به بعضی اشاره می‌شود.

در فضیلت شهر قم و اهل آن روایات بی‌شماری وجود دارد که در آن‌ها از قم با عناوین و القاب مختلف و ستایش‌های گوناگونی یاد شده مثل سرزمین نجیبان، حجت بلاد، معدن علم و فضل، استراحت‌گاه مؤمنان، مأوای فاطمیان، محل باز شدن در بهشت، سرزمین مقدس، حرم اهل بیت، شهر پر برکت، کوفه کوچک و ... که به بعضی اشاره می‌شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «اهل خراسان اعلامنا و اهل قم انصارنا و اهل کوفه اوتادنا[15]؛ مردم خراسان بزرگان ما و مردم قم یاران ما و مردم کوفه حامیان استوار ما هستند.» در جای دیگر امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرمایند: «بر مردم قم فرشته‌ای بالهایش را گشوده است که هیچ جباری نمی‌تواند اراده بد کند مگر این که خداوند او را ذوب می‌کند، مانند نمک در آب. سپس به عیسی بن عبدالله اشاره کرد و فرمود: سلام خدا بر اهل قم که شهرهای آنان را از آب باران سیراب می‌کند و برکاتش را بر آن‌ها نازل می‌کند و بدی‌هایشان را به خوبی بدل می‌کند. آن‌ها اهل رکوع،‌ سجود، قیام و قعود هستند. آن‌ها فقها و علما و فهمیده ها هستند. آن‌ها اهل درایت و روایت و حسن عبادت هستند.»[16] و یا در مورد شهر طالقان امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «خدای متعال را گنج‌هایی است در طالقان که نه طلاست و نه نقره و درفشی که از آغاز تا کنون باز نشده و به اهتزاز در نیامده است. این خطه دارای مردانی است که نسبت به ذات مقدس خداوند تردیدی در آن قلب‌ها ایجاد نمی‌شود ... آنان زاهدان شب و شیران روزند. در اطاعت از امام و رهبرشان مطیع‌تر از کنیزکان نسبت به مولای خویش‌اند ... شعار آنان خون‌خواهی سالار شهیدان امام حسین ـ علیه السلام ـ است ... به واسطه این رادمردان خداوند امام بر حق مهدی ـ علیه السلام ـ را پیروز می‌گرداند.»[17]


پی نوشتها :

[1] .
سوره محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ، آیه 38.
[2] .
میزان الحکمه، ری‌شهری، ج 10، ص 70.
[3] .
جمعه، آیه 3.
[4] .
الدرالمنثور، ص 152.
[5] .
انعام، 89.
[6] .
نفس الرحمن، ص 48.
[7] .
کنزالاعمال،‌ج 2، ص 303.
[8] .
همان.
[9] .
همان.
[10] .
همان، ص 94.
[11] .
ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج 20، ص 284.
[12] .
بحارالانوار، ج54 ،‌ ص330.
[13] .
بحارالانوار، ج 9،‌ ص124.
[14] .
عنایات ولی عصر به علماء و مراجع، ص 109.
[15] .
بحارالانوار، ج 57،‌ ص217.
[16] .
همان، ج 60، ص 216.
[17] .
همان، ج 53، ص 307.

منبع:اندیشه قم

  نظرات ()
وداع با رمضان از زبان امام سجاد (ع) نویسنده: غلامحسین بسته آهنگ - ۱۳۸٩/٥/۱۸

راز و نیاز امام سجاد

هنگام وداع ماه رمضان با‌  خداى خویش به‌  این دعا راز  ‌و‌  نیاز مى کرد


̶    اى خدا اى آنکه در‌  عطاء  ‌و‌  احسان به‌  خلق پاداش نخواهى 

̶    و هرگز از‌  عطا  ‌و‌  کرم به‌  بندگان پشیمان نشوى (که جود  ‌و‌  احسان تو‌  ذاتى  ‌و‌  از‌  پاداش خلق بى نیازى  ‌و‌  جود  ‌و‌  کرمت بر‌ بد  ‌و‌  خوب خلقان شامل است گرچه نیکو کار مطیع بیشتر لایق احسان تست  ‌و‌  عاصى بدکار کمتر (که فرمانبردارى بنده را‌  به‌  رحمت خدا نزدیک  ‌و‌  ناسپاسى دور مى سازد)

̶    و اى خدائى که‌  با‌  بنده خود مقابله به‌  مثل نمى کنى (که اگر بنده راه طاعت گیرد  ‌و‌  شکر نعمت کند بر‌ او‌  احسان کنى  ‌و‌  اگر به‌  راه عصیان رود منع نعمت فرمائى بلکه بر‌ همه خلق از‌  مومن  ‌و‌  کافر انبیاء  ‌و‌  اولیاء  ‌و‌  فرشتگان همه را‌  رحمت رحمانیت شامل  ‌و‌  نعمت عامت واصل خواهد بود. (که رحمتى وسعت کل‌  شیى ء) فرمودى  ‌و‌  هیچ مخلوقى را‌  محروم از‌   ‌آن رحمت نساختى اما رحمت رحیمى  ‌و‌  لطف خاص تو‌  خاص نیکوکاران است که‌  فرمودى (ان رحمه الله قریب من‌  المحسنین)  ‌و‌  درباره عموم خلق فرمودى (کلا نمد هولاء  ‌و‌  هولاء من‌  عطاء بک  ‌و‌  ما‌  کان عطاء ربک محظورا)

̶    بلکه اى خدا احسان تو‌  بى سابقه مقدم (بر استحقاق خلق است  ‌و‌  قبل از‌  لیاقت  ‌و‌  عدم لیاقت بندگان چنانکه نعمت وجود  ‌و‌  حیوه را‌  به‌  همه خلائق بى سابقه  ‌و‌  پیش از‌  قابلیت  ‌و‌  عدم قابلیت عطا فرمودى اما در‌  مقام رحمت رحیمى هرگز مومن  ‌و‌  کافر یکسان نیستند بلکه کافر محروم  ‌و‌  مومن هم متفاوت بر‌ حسب استحقاق به‌  مراتب ایمان  ‌و‌  طاعت  ‌و‌  معرفت است (لان شکرتم لازیدنکم  ‌و‌  لئن کفرتم ان‌  عذابى لشدید)  ‌و‌  عفو  ‌و‌  بخششت اى خدا از‌  فضل  ‌و‌  کرم تست بر‌ بندگان (نه استحقاق خلق)  ‌و‌  اما عقاب  ‌و‌  عذابت بر‌ خلق عدل محض است (و طبق استحقاق  ‌و‌  ابدا هیچ ظلم  ‌و‌  جورى از‌  تو‌  به‌  خلق نخواهد شد)  ‌و‌  حکم قضا  ‌و‌  قدرت (هر چه اقتضا کند بر‌ خلق) عین خیر  ‌و‌  صلاح است (و چنانکه بندگان در‌  قضاى الهى شر  ‌و‌  نقصى پندارند از‌  جهل  ‌و‌  نادانى است  ‌و‌  از‌  عدم احاطه به‌  صلاح نظام عالم آفرینش  ‌و‌  در‌  نظر انبیاء  ‌و‌  اولیاء  ‌و‌  عالمان ربانى  ‌و‌  حکیمان الهى هر‌  چه در‌  قضاى الهى است از‌  صلح  ‌و‌  جنگ  ‌و‌  فقر  ‌و‌  غنى  ‌و‌  صحت  ‌و‌  مرض  ‌و‌  خوش  ‌و‌  ناخوش همه خوش است  ‌و‌  ظهور کمالات وجود است  ‌و‌  عین لطف  ‌و‌  محض رحمت  ‌و‌  صرف خیر  ‌و‌  سعادت  ‌و‌  کمال خلق  ‌و‌  حسن نظام عالم است)


(ندانم که‌
  ناخوش کدام است یا‌  خوش
خوش است آنچه بر‌ ما‌
  خدا مى پسندد)


̶    اگر تو‌  اى خدا به‌  خلق چیزى عطا کنى هرگز مشوب  ‌و‌  ممزوج به‌  منت نخواهد بود ( زیرا عطاى تو‌  ذاتى وجودت بلا عوض  ‌و‌  غرض است  ‌و‌  بى تقاضاى شکر  ‌و‌  سپاس از‌  خلق  ‌و‌  خلائق در‌  مقابل نعمتهاى بى انتهاى تو‌  قابل نیستند که‌  منتى نهى یا‌  عوض خواهى  ‌و‌  اگر بندگان را‌  امر به‌  شکر نعمتت فرمودى  ‌آن شکر خود نعمت دیگرى است بر‌ آنها  ‌و‌  مزید احسانى از‌  تو‌  نسبت به‌  خلق نه  ‌آن که‌  شکر آنها عوض نعمتت خواهد بود بلکه توفیق عبد بر‌ شکر نعمت معبود که‌  توجه به‌  منعم  ‌و‌  به‌  معرفت خدا است بزرگتر از‌  هر‌  گونه نعمت ظاهر  ‌و‌  باطن است بلکه تمام نعمتها مقدمه است  ‌و‌  نعمت معرفت  ‌و‌  شناسائى منعم نتیجه  ‌و‌  مقصود اصلى از‌  خلقت است  ‌و‌  اى خدا اگر منع عطا کنى منع تو‌  هم ظلم  ‌و‌  تعدى به‌  خلق نخواهد بود (بلکه منعت خیر  ‌و‌  صلاح بندگانست  ‌و‌  لطف  ‌و‌  کرم در‌  حق آنهاست چنانکه در‌  اشعار منسوب به‌  امیرالمومنین (ع) است (المنع منه عطیه معروفه-  ‌و‌  الفقر احسان  ‌و‌  لطف عاجل) مفاد شعر آنکه منع خدا عطائى نیکوست  ‌و‌  فقر احسان  ‌و‌  لطف عاجل خدا در‌  حق بنده است)

̶    اى خدا تو‌  به‌  شکرگزاران نعمتت پاداش مى دهى در‌  صورتى که‌  تو‌  خود شکرت را‌  به‌  آنها الهام مى کنى 

̶    و هم آنکه حمد  ‌و‌  ستایش تو‌  به‌  جاى آرد تو‌  در‌  مقابل ستایش به‌  او‌  عطا مى بخشى  ‌و‌  حال آنکه تو‌  به‌  او‌  حمد  ‌و‌  ثنایت را‌  تعلیم دادى (چون حمد خدا ذکر اوصاف جمال  ‌و‌  کمال اوست  ‌و‌  شناسائى اوصاف الهیه به‌  تعلیم خداست  ‌و‌  بندگان بدون تعلیم الهى به‌  مقام معرفت اوصاف کمالیه حق نتوانند رسید به‌  عبارت دیگر چون خداى متعال به‌  چشم بصیرت آنها حسن  ‌و‌  جمال خود را‌  نشان دهد که‌  این معنى تعلیم خداست آنگاه بندگان حمد خدا که‌  تذکر اوصاف کمال اوست توانند کرد)

̶    اى خدا توئى که‌  (از لطف  ‌و‌  کرم) زشتى  ‌و‌  بدیهاى بندگان را‌  پنهان مى کنى  ‌و‌  اگر مى خواستى (کرم نکنى) آنها را‌  مفتضح  ‌و‌  رسوا مى ساختى  ‌و‌  (با همه عصیان بندگان) در‌  حق خلق لطف  ‌و‌  احسان مى کنى در‌  صورتى که‌  اگر مى خواستى منع جود  ‌و‌  احسان مى کردى  ‌و‌   ‌آن دو‌  قوم که‌  مفتضح  ‌و‌  رسوا نکردى  ‌و‌  منع احسان نفرمودى هر‌  دو‌  مستحق رسوائى  ‌و‌  منع احسان بودند جز آنکه تو‌  بناى کارهاى خود را‌  بر‌ فضل وجود  ‌و‌  احسان مقرر داشته اى  ‌و‌  با‌  قدرت کامل (بر انتقام) جریان قدرتت را‌  بر‌ عفو  ‌و‌  گذشت از‌  گناهان خلق قرار داده اى 

̶    و معصیت کاران را‌  با‌  حلم  ‌و‌  بردبارى روبرو کنى (و عاصیان با‌  حلم تو‌  را‌  ملاقات کنند)  ‌و‌   ‌آن کس که‌  با‌  عصیان  ‌و‌  گناه قصد ظلم به‌  نفس خود دارد او‌  را‌  مهلت براى توبه  ‌و‌  پشیمانى دهى تا‌  به‌  واسطه حلم  ‌و‌  امهال به‌  درگاهت به‌  توبه  ‌و‌  انابه باز آید  ‌و‌  تعجیل در‌  عقاب آنها نکنى تا‌  به‌  سبب توبه آنانکه مستوجب قهر  ‌و‌  عذابند هم هلاک نشوند  ‌و‌  هم آنان که‌  مستحق شقاوت  ‌و‌  حرمانند به‌  واسطه کرم  ‌و‌  رحمتت از‌  شقاوت برهند پس‌  از‌  طول مدت امهال  ‌و‌  اعتذار  ‌و‌  اتمام حجت پى در‌  پى تو‌  اى خداى کریم که‌  (این مهلت دادن براى توبه  ‌و‌  بازگشت به‌  سوى تو)  ‌آن هم از‌  عطوفتت  ‌و‌  لطف  ‌و‌  کرم (نامنتهاى) تست اى خداى با‌  حلم  ‌و‌  بردبار

̶    توئى که‌  درى به‌  سوى عفو  ‌و‌  بخششت به‌  روى بندگان باز کردى  ‌و‌  نامش را‌  توبه نهادى  ‌و‌  براى این درگاه توبه آیتى براى دلالت  ‌و‌  راهنمائى خلق (در کتاب وحى خود قرآن کریم) فرستادى تا‌  خلق به‌  واسطه گناه گمراه نشوند (یعنى به‌  واسطه  ‌ى‌  عصیان خود را‌  محروم از‌  رحمتت نپندارند)  ‌و‌  به‌  واسطه توبه به‌  درگاهت راه جویند

̶    مبارک است نام پاکت  ‌و‌   ‌آن آیه  ‌آن است که‌  فرمودى (توبوا الى الله توبه نصوحا عسى ربکم ان‌  یکفر عنکم سیئاتکم  ‌و‌  یدخلکم جنات تجرى من‌  تحتها الانهار یوم لا‌  یجزى الله النبى  ‌و‌  الذین آمنوا معه نورهم یسعى بین ایدیهم  ‌و‌  بایمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا  ‌و‌  اغفرلنا انک على کل‌  شیى ء قدیر) الا اى اهل ایمان به‌  درگاه خدا توبه کنید توبه  ‌ى‌  نصوح (با خلوص  ‌و‌  دوام که‌  دیگر نشکنید) باشد که‌  خدا گناهانتان را‌  مستور  ‌و‌  محو گرداند  ‌و‌  شما را‌  در‌  باغهاى بهشتى که‌  زیر درختانش نهرها جارى است داخل کند در‌   ‌آن روزى که‌  خدا پیغمبر خود را‌   ‌و‌  گرویدگان به‌  او‌  را‌  ذلیل  ‌و‌  خوار نسازد (بلکه عزیز  ‌و‌  سرفراز گرداند) در‌   ‌آن روز نور (ایمان  ‌و‌  عبادت) آنها در‌  پیش رو‌   ‌و‌  سمت راست ایشان مى رود (و راه بهشتشان مى نماید)  ‌و‌  مومنان در‌   ‌آن حال (از روى شوق  ‌و‌  نشاط) گویند پروردگارا تو‌  نور ما‌  را‌  به‌  حد کمال رسان  ‌و‌  ما‌  را‌  (به لطف  ‌و‌  کرم خود) ببخش که‌  تنها تو‌  بر‌ هر‌  چیز توانائى (و بر‌ عفو همه  ‌ى‌  گناهکاران قادرى) پس‌  چیست عذر گناهکارى که‌  از‌  ورود به‌  این منزلگاه (امن  ‌و‌  امان) توبه خود را‌  غافل مى سازد (و به‌  توبه نمى پردازد) با‌  وجودى که‌  تو‌  این درگاه توبه را‌  به‌  روى خلق گشودى  ‌و‌  همه را‌  به‌  این در‌  راهنمائى کردى 

̶    و اى خدا توئى که‌  در‌  معاملات بندگانت با‌  تو‌  بر‌ خود لازم کردى که‌  سود بندگان منظور دارى (و یک عمل خیر را‌  ده‌  پاداش دهى)  ‌و‌  هنگامى که‌  بر‌ حضرتت وارد شوند (یعنى روز مرگ که‌  تو‌  را‌  ملاقات کنند) آنها را‌  رستگارى  ‌و‌  سعادت بخشى  ‌و‌  زیاده از‌  پاداششان به‌  آنها عطا فرمائى 

̶    (مبارک  ‌و‌  متعالى است نام پاکت) در‌  کتاب خود (براى بشارت بر‌ این زیاده بر‌ پاداش بندگان  ‌و‌  لطف  ‌و‌  رحمت به‌  خلق) فرمودى (من جاء بالحسنه الخ) هر‌  کس کار نیکو کند (و یک عمل خیر براى رضاى خدا به‌  جاى آرد) او‌  را‌  ده‌  برابر پاداش خواهد بود  ‌و‌  هر‌  کس کار زشت کند جز به‌  قدر  ‌آن کار بد مجازات نشود)  ‌و‌  باز در‌  کتاب خود فرمودى (مثل الذین ینفقون الخ) مثل آنانکه مالشان را‌  در‌  راه خدا انفاق کنند به‌  مانند دانه اى است که‌  (در کشتزار) از‌  یک دانه هفت خوشه بروید  ‌و‌  در‌  هر‌  خوشه صد دانه درج باشد (که یک دانه هفتصد شود) (و خدا بر‌ هر‌  که‌  خواهد از‌  این مقدار (یک بر‌ هفتصد) هم بیفزاید (و هر‌  که‌  بخواهد  ‌و‌  صلاح داند بیش از‌  آنچه پاداش اوست بى حد از‌  رحمت بى منتهاى خود عطا مى کند)  ‌و‌  باز در‌  کتاب خود فرمودى (من ذا الذى الخ) کیست که‌  خدا را‌  وام دهد (یعنى قرض الحسنه دهد براى رضاى خدا به‌  حاجتمندان) تا‌  خدا بر‌ او‌  به‌  چندین برابر بیفزاید  ‌و‌  همچنین در‌  کتاب کریمت قرآن نظائر این آیات نازل فرمودى که‌  حسنات بندگان را‌  به‌  اضعاف مضاعف (از رحمت واسعت) عطا فرمائى 

̶    و باز تو‌  اى خدا بندگان را‌  به‌  کلام خود از‌  عالم غیب دلالت فرمودى  ‌و‌  ترغیب  ‌و‌  تشویق نمودى تا‌  به‌  حظ  ‌و‌  بهره کامل خود بهره مند شوند که‌   ‌آن حقایق را‌  که‌  در‌  قرآن از‌  عالم غیب فرستادى اگر از‌  آنها مستور مى داشتى (و به‌  واسطه کتاب آسمانى قرآن تعلیمشان نمى فرمودى)  ‌آن حقایق را‌  نه هرگز به‌  چشم مى دیدند  ‌و‌  نه به‌  گوش مى شنیدند  ‌و‌  نه پرواز عقل  ‌و‌  افکارشان به‌  انجام مى رسید چنانکه در‌  قرآن فرمودى (اذکرونى الخ) مرا یاد کنید تا‌  شما را‌  یاد کنم  ‌و‌  شکر  ‌و‌  سپاس مرا (بر نعمتهاى بى شمارى که‌  عطا کردم) به‌  جاى آرید  ‌و‌  کفران مى کنید  ‌و‌  باز فرمودى (لان شکرتم الخ) اگر از‌  نعمتهاى من‌  شکرگزارى کردید البته من‌  بر‌ نعمت شما بسیار مى افزایم  ‌و‌  اگر کفران کردید همانا عذاب من‌  بسیار سخت است ( یعنى شما را‌  از‌  معرفت منعم  ‌و‌  حظ نعمت بسیار محروم مى سازم)

̶    و باز در‌  کتاب مقدست فرمودى (ادعونى استجب لکم) مرا از‌  دل به‌  اخلاص کامل بخوانید تا‌  دعاى شما را‌  مستجاب کنم  ‌و‌  آنان که‌  از‌  دعا  ‌و‌  عبادت من‌  اعراض  ‌و‌  سرکشى کنند زود با‌  ذلت  ‌و‌  خوارى در‌  دوزخ (قهر حق) داخل شوند (آن قدر دعا به‌  درگاهت محبوب تست که‌  در‌  این آیه  ‌ى‌  مبارکه دعاى بندگان را‌  به‌  درگاهت عبادت نام کردى  ‌و‌  ترک تضرع  ‌و‌  دعا را‌  تکبر) (و خودبینى  ‌و‌  غرور  ‌و‌  سرکشى از‌  فرمان خدا) خواندى  ‌و‌  بر‌ ترک دعا به‌  درگاهش بر‌ دخول در‌  آتش دوزخ با‌  ذلت  ‌و‌  خوارى خلق را‌  وعید دادى  ‌و‌  سخت ترسانیدى 

̶    پس خلائق به‌  لطف  ‌و‌  کرم تو‌  به‌  ذکر  ‌و‌  دعا موفق شده  ‌و‌  یاد تو‌  مى کنند  ‌و‌  به‌  فضل  ‌و‌  احسانت بر‌ شکر  ‌و‌  سپاست به‌  حقیقت توفیق مى یابند  ‌و‌  به‌  امر تو‌  جرات کرده  ‌و‌  به‌  دعاء  ‌و‌  راز  ‌و‌  نیاز با‌  حضرتت زبان مى گشایند (چون اگر تو‌  امر به‌  دعا نمى کردى مخلوق ضعیف چه جرات داشت که‌  با‌  سلطان باعظمت ملک وجود به‌  دعا  ‌و‌  راز  ‌و‌  نیاز لب گشاید  ‌و‌  خواهش  ‌و‌  تمنا کند؟)  ‌و‌  تصدق  ‌و‌  احسانها که‌  خلق به‌  فقرا در‌  راه تو‌  مى کنند براى طلب مزید احسان تست (پس بندگان در‌  صدقه با‌  تو‌  معامله ربوى کنند که‌  بر‌ حسب وعده تو‌  در‌  مقابل هر‌  دینارى هفتاد  ‌و‌  بیشتر از‌  لطف حضرتت عوض گیرند  ‌و‌  تو‌  هم به‌  وعده  ‌ى‌  خود وفا کرده  ‌و‌  عطا خواهى کرد)  ‌و‌  در‌  عین حال صدقه  ‌و‌  احسانهایشان به‌  فقیران سبب نجاتشان از‌  قهر  ‌و‌  غضب تو‌  خواهد شد  ‌و‌  به‌  رضا  ‌و‌  خشنودیت نائل مى شوند (یعنى گناهانى که‌  مرتکب شدند  ‌و‌  بدان سبب مستوجب غضب تواند به‌  واسطه صدقه به‌  فقرا مى بخشى  ‌و‌  عفوشان مى کنى  ‌و‌  چون فقیران را‌  شاد  ‌و‌  خشنود کردند تو‌  از‌  آنها راضى  ‌و‌  خشنود مى شوى)

̶    و اگر یک مخلوقى با‌  مخلوق دیگرى اینگونه رفتار کند که‌  تو‌  بندگان را‌  ارشاد کردى (یعنى به‌  او‌  گوید که‌  اگر به‌  فقیران صدقه اى دادى  ‌و‌  دلى را‌  شاد کردى من‌  به‌  تو‌  هفتاد برابر  ‌و‌  بیشتر عوض دهم  ‌و‌  از‌  گناهت درگذرم  ‌و‌  به‌  لطف  ‌و‌  کرم از‌  تو‌  خشنود شوم)  ‌آن مخلوق کارى بسیار پسندیده کرده  ‌و‌  به‌  احسان  ‌و‌  نیکوکارى موصوف خواهد بود  ‌و‌  به‌  انعام  ‌و‌  لطف  ‌و‌  کرم به‌  هر‌  زبان ستایش خواهد شد پس‌  تو‌  را‌  اى خدا (که بندگان را‌  تعلیم دادى که‌  صدقه دهند تا‌  در‌  عوض به‌  آنها لطف  ‌و‌  کرم بسیار کنى  ‌و‌  گناهشان عفو فرمائى همین امر به‌  صدقه دادن تو‌  احسان بزرگى است در‌  حق ما‌  ما‌ هم بر‌ این احسان) حمد  ‌و‌  ستایش  ‌و‌  سپاسگزارى مى کنیم تا‌  به‌  سر‌  حدى که‌  ما‌  را‌  راه به‌  ستایش حضرتت یافت شود (یعنى تا‌  آنجائى که‌  حد معرفت ما‌   ‌و‌  ادراک ما‌  به‌  حمد  ‌و‌  ستایش تو‌  است نه  ‌آن حمدى که‌  لایق تست  ‌و‌  ثنائى که‌  تو‌  خود را‌  به‌   ‌آن ستایش کنى  ‌و‌  الا حمد حقیقى حضرتت  ‌آن است که‌  تو‌  خود را‌  بدان ستودى سبحانک ما‌  اثنى ثناء علیک انت کما اثنیت على نفسک) کلام رسول خاتم  ‌و  عقل کل‌  عالم  ‌و‌  سید ولد آدم است)  ‌و‌  تا‌  آنجا که‌  لفظ  ‌و‌  عبارت براى حمد  ‌و‌  ثنایت به‌  زبان توان آورد  ‌و‌  مادامى که‌  قوت فهم ما‌  به‌  معنائى بر‌ مقام حمدت که‌  ادراک اوصاف کمال تست راه تواند یافت  ‌و‌  عقل قاصر  ‌و‌  فکرت کوتاه ما‌  توانائى انتقال داشت (و الا)


(ما نتوانیم حق حمد تو‌
  گفتن
با همه کروبیان عالم بالا)


̶    اى خدائى که‌  به‌  فضل  ‌و‌  احسان بى انتهاى خویش بندگانت را‌  غرق نعمت کردى  ‌و‌  از‌  آنان حمد  ‌و‌  ثناى خود خواستى (در صورتى که‌  از‌  حمد  ‌و‌  ثناى خلق به‌  کلى بى نیازى پس‌  براى آنکه بندگان را‌  به‌  واسطه حمد  ‌و‌  ثنایت که‌  ذکر اوصاف کمال  ‌و‌  جمال تست با‌  خود انس دهى تا‌  از‌  انس به‌  حضرتت به‌  عالم شهود حسن اعظمت که‌  منتهاى آرزوى عارفان است نائل شوند  ‌و‌  به‌  لذت  ‌و‌  ابتهاج بى انتهاى  ‌آن حسن کل‌   ‌و‌  کل‌  حسن به‌  سعادت عظمى رسند به‌  دین سبب خلق را‌  امر به‌  حمد  ‌و‌  ثناى خود کردى  ‌و‌  نیز براى آنکه زبان  ‌و‌  دل به‌  ذکر حمد  ‌و‌  ثناى حضرتت مشغول دارند  ‌و‌  به‌  دین وسیله بدان سلطان عزت تقرب جویند خلق را‌  به‌  ذکر  ‌و‌  ستایشت دستور دادى  ‌و‌  الا ذات پاکت از‌  شکر  ‌و‌  سپاس خلق بى نیاز است  ‌و‌  لطف  ‌و‌  عطا  ‌و‌  نعمت  ‌و‌  احسانت بر‌ بندگان البته بى عوض  ‌و‌  بى غرض  ‌و‌  بى منت است) اى پروردگار چقدر انواع نعمت بى شمار  ‌و‌  عطاى وافرت میان ما‌  بندگان منتشر است  ‌و‌  توئى که‌  (بى تقاضا  ‌و‌  بى استحقاق ما) ما‌  را‌  به‌  فضل  ‌و‌  احسانت مخصوص گردانیدى 

̶    و بدین برگزیده (و شرع پسندیده) خویش ما‌  را‌  هدایت فرمودى  ‌و‌  به‌  راه معرفت خود که‌  بر‌ خلق سهل  ‌و‌  آسان فرمودى رهنمائى کردى  ‌و‌  براى تقرب نزد حضرتت  ‌و‌  وصول به‌  لطف  ‌و‌  کرامتت به‌  ما‌  چشم بصیرت (و آئینه دل روشن) عطا کردى 

̶    و اى پروردگارا تو‌  یکى از‌  برگزیده هاى  ‌آن وظائف (شریعت  ‌و‌  تکالیف عبودیت)  ‌و‌  فریضه هاى مخصوص ماه مبارک رمضان را‌  مقرر داشتى که‌  این ماه شریف را‌  بین دیگر ماهها امتیاز  ‌و‌  اختصاص دادى  ‌و‌  از‌  تمام زمانها  ‌و‌  دوران روزگاران اختیار کردى  ‌و‌  از‌  جمیع دوران سال این ماه (عزیز) را‌  برگزیدى (و برترى بخشیدى) چون در‌  این ماه (شریف) قرآن کتاب آسمانى (عظیم) را‌  نازل فرمودى (شرح باید دانست که‌  قرآن در‌  مدت بیست  ‌و‌  سه سال بر‌ پیغمبر اکرم (ص) نازل گردید  ‌و‌  مراد از‌  نزول  ‌آن در‌  ماه رمضان  ‌و‌  لیله القدر یا‌  نزول سوره  ‌ى‌  اول  ‌و‌  آیات اولیه قرآن است یا‌  مراد نزول قرآنى  ‌و‌  جمعى اجمالى بر‌ روح مقدس رسول در‌  این ماه بوده  ‌و‌  نزول فرقانى تفصیلى  ‌آن تدریجا  ‌و‌  نجوما نجوما در‌  ظرف بیست  ‌و‌  سه سال بوده یا‌  نزول  ‌آن به‌  واسطه  ‌ى‌  روزه  ‌ى‌  ماه رمضان که‌  رسول به‌  واسطه  ‌ى‌  روزه استعداد بیشترى بر‌ اخذ وحى یافت بوده یا‌  مراد از‌  رمضان  ‌و‌  لیله القدر که‌  فرمود عز من‌  قائل (انا انزلناه فى لیله القدر) قلب مقدس رسول «ص» است)  ‌و‌   ‌آن قرآن را‌  با‌  نور (علم  ‌و‌  حکمت) فرستادى (که بشر را‌  در‌  راه نظم معاش  ‌و‌  معاد روشن سازد  ‌و‌  تربیت جسمانى  ‌و‌  روحانى او‌  را‌  به‌  حد کمال رساند.)  ‌و‌  در‌  این ماه مبارک نور ایمان بندگان را‌  (به واسطه روزه که‌  صفاى باطن مى بخشد) مضاعف  ‌و‌  کاملتر گردانیدى  ‌و‌  روزه را‌  بر‌ مردم فرض  ‌و‌  واجب فرمودى  ‌و‌  (بیش از‌  سایر ماهها) ترغیب  ‌و‌  تشویق به‌  اقامه نماز در‌  شبهاى این ماه فرمودى  ‌و‌  به‌  واسطه شب قدر که‌  بهتر از‌  هزار ماه است جلال  ‌و‌  شرافت به‌  ماه رمضان بخشیدى 

̶    آنگاه این ماه با‌  فضل  ‌و‌  شرف را‌  به‌  ما‌  امت تخصیص دادى  ‌و‌  به‌  فضیلت روزه اش بین اهل ملل عالم ما‌  امت مرحومه را‌  برگزیدى ما‌  هم به‌  فرمان تو‌  روز را‌  روزه داشتیم  ‌و‌  شب را‌  به‌  یارى تو‌  به‌  اقامه نماز شب قیام کردیم  ‌و‌  از‌  انجام روزه  ‌و‌  نمازش منظور ما‌  این بود که‌  در‌  معرض رحمتت درآئیم  ‌و‌  سببى انگیزیم تا‌  قابل مثوبت  ‌و‌  لطف  ‌و‌  احسان حضرتت شویم چنانکه منظور تو‌  هم (از نماز  ‌و‌  روزه بندگان) همین بود (که بندگان به‌  واسطه این دو‌  عبادت صفاى قلب یافته  ‌و‌  شایسته رحمت  ‌و‌  لطف بى پایانت شوند بلکه به‌  دیده قلب لایق شهود جمالت گردند  ‌و‌  الا از‌  نماز  ‌و‌  روزه بندگان حضرتت بى نیاز است  ‌و‌  از‌  فعل  ‌و‌  ترکش تو‌  را‌  سود  ‌و‌  زیانى نیست)  ‌و‌  تو‌  اى خدا به‌  طاعاتى که‌  (رسولانت براى اینکه رو‌  به‌  سوى تو‌  آریم) ما‌  را‌  ترغیب  ‌و‌  تشویق کردند از‌   ‌آن طاعات بى نیازى  ‌و‌  آنچه بندگان از‌  فضل  ‌و‌  کرمت درخواست مى کنند بخشنده  ‌ى‌  بى عوضى (یعنى عبادات  ‌و‌  طاعاتى که‌  به‌  وحى تو‌  انبیا بر‌ امت واجب کردند بر‌ تو‌  نفع  ‌و‌  فائده ئى نداشت بلکه براى آنکه بندگان به‌   ‌آن عبادات از‌  رحمت نامنتهایت بیش منتفع شوند  ‌و‌  از‌  لطف احسان تو‌  بهره  ‌ى‌  کامل یابند ما‌  را‌  به‌  عبادتت تشویق کردند)  ‌و‌  تو‌  (اى سلطان ملک وجود) بهر بنده اى که‌  تقرب به‌  حضرتت مى جوید بسیار نزدیکى (و هیچ میانه تو‌  با‌  بندگان خداجو حجابى  ‌و‌  بعدى نخواهد بود  ‌و‌  به‌  مردم غافل هم که‌  جویاى تو‌   ‌و‌  طالب قرب حضرتت نیستند باز تو‌  نزدیکى آنها از‌  تو‌  دورند.
(دوست نزدیکتر از‌
  من‌  به‌  من‌  است
این عجبتر که‌
  من‌  از‌  وى دورم)

̶    اى خداى من‌  (لطف خاص حضرتت) مرتبه این ماه را‌  در‌  میان ما‌  (امت ختمى مرتبت) با‌  مقام محمود  ‌و‌  رتبه شرافت اقامه فرمود  ‌و‌  ما‌  هم با‌  این ماه عزیز رفیق  ‌و‌  هم صحبت نیکو شدیم  ‌و‌  بهترین  ‌و‌  عالیترین سود را‌  بین اهل عالم از‌  این ماه شریف بهره یافتیم (که این ماه عطاى خاص تو‌  بر‌ این امت بود نه امم دیگر)  ‌و‌  پس‌  از‌  آنکه مدت این ماه به‌  اتمام رسید  ‌و‌  زمانش سپرى شد  ‌و‌  عدد ایام شریفش به‌  پایان آمد ما‌  ازو مفارقت کردیم 

̶    با او‌  هنگام فراق وداع کردیم وداع کسى که‌  سخت درد فراقش بر‌ ما‌  مشکل بود  ‌و‌  مفارقتش سخت ما‌  را‌  غمین  ‌و‌  اندوهگین  ‌و‌  وحشتناک ساخت ولى عهد محبتش همیشه در‌  قلب ما‌  محفوظ  ‌و‌  حرمت  ‌و‌  جلالتش ملحوظ  ‌و‌  اداء حق وى بر‌ ما‌  حکم حتم گردید لذا ما‌  (این رفیق شفیق  ‌و‌  دوست عزیز شریف را‌  مخاطب ساخته و) مى گوئیم 

̶    سلام  ‌و‌  تحیت ما‌  بر‌ تو‌  اى شهر الله اکبر (اى ماه خداى بزرگ)  ‌و‌  اى عید مبارک دوستان خدا سلام  ‌و‌  درود ما‌  بر‌ تو‌  اى گرامى ترین یار  ‌و‌  مونس ما‌  از‌  همه دور روزگار  ‌و‌  اى بهترین ماه عزیز از‌  گردش تمام ایام  ‌و‌  ساعات زمان 

̶    درود  ‌و‌  تحیت ما‌  بر‌ تو‌  اى ماهى که‌  دعاها  ‌و‌  آرزوهاى بندگان از‌  درگاه خدا در‌  این ماه به‌  اجابت نزدیک شده  ‌و‌  کار خیر بیشتر از‌  اهل ایمان منتشر مى شود (چون به‌  واسطه روزه این ماه  ‌و‌  گرسنگى  ‌و‌  تشنگى از‌  شهوت حیوانى  ‌و‌  تن پرورى دور مى شوند  ‌و‌  به‌  صفات ملکوتى نزدیک لذا به‌  آرزوهائى که‌  هر‌  بنده ئى را‌  به‌  قرب خدا  ‌و‌  انس با‌  مولاست البته تا‌  حدى نزدیک خواهند شد  ‌و‌  بیشتر اعمال خیر  ‌و‌  نیکوکارى از‌  بندگان به‌  توفیق خدا در‌  این ماه انتشار خواهد یافت)

̶    درود  ‌و‌  سلام بر‌ تو‌  اى ماه مبارک که‌  همدم ما‌  بودى  ‌و‌  با‌  جلالت  ‌و‌  عزت  ‌و‌  قدرت نزد همه  ‌و‌  فراق  ‌و‌  فقدانت دلها را‌  سخت نالان ساخت آرى اهل ایمان همه به‌  تو‌  چشم امید داشتند (چون این ماه محو گناهان  ‌و‌  رفعت مقام روزه داران است) تو‌  درگذشتى  ‌و‌  الم فراقت دلها را‌  دردناک نمود

̶    و درود بر‌ تو‌  اى ماه عزیز که‌  چون به‌  ما‌  روى آوردى با‌  تو‌  انس  ‌و‌  الفت  ‌و‌  نشاط داشتیم  ‌و‌  چون منقضى شدى  ‌و‌  روى از‌  ما‌  بگردانیدى همه دلها را‌  وحشت زده  ‌و‌  محزون کردى 

̶    سلام بر‌ تو‌  (اى ماه مبارک) که‌  در‌  اثر همجوارى تو‌  دلها رقت  ‌و‌  شفقت با‌  هم داشت  ‌و‌  فسق  ‌و‌  گناه کمتر از‌  بندگان صادر مى شد (چون روزه قواى حیوانى را‌  ضعیف  ‌و‌  نور  ‌و‌  صفاى روحانى را‌  قوى مى گرداند لذا گناهان که‌  از‌  شهوت  ‌و‌  غضب حیوانى برمى خواست در‌  ماه رمضان کمتر از‌  مردم صادر  ‌و‌  شفقت  ‌و‌  مهربانى دلها به‌  هم افزون مى گردد)

̶    درود  ‌و‌  سلام بر‌ تو‌  اى ماه شریف که‌  بر‌ علیه شیطان (و نفس اماره) ما‌  را‌  یارى مى نمودى  ‌و‌  خوش رفیقى بودى که‌  طریق نکوکارى  ‌و‌  احسان را‌  بر‌ ما‌  آسان مى کردى (چون روزه صحیح شهوت  ‌و‌  غضب را‌  که‌  منشاء بدکارى است محو مى سازد  ‌و‌  نور  ‌و‌  صفاى دل را‌  که‌  منشاء نکوکارى است قوى مى گرداند لذا روزه داران را‌  نیکوکارى  ‌و‌  احسان کارى سهل است  ‌و‌  آسان  ‌و‌  زشتکارى  ‌و‌  عصیان کارى مشکل است)

̶    درود تحیت بر‌ تو‌  (اى ماه صیام) که‌  چقدر آزاد شده گان (از آتش دوزخ) در‌  تو‌  بسیار است 


̶    و  ‌آن کس که‌  احترام تو‌  را‌  کاملا رعایت کرده (به وظایف خود عمل نمود  ‌و‌  به‌  وجه صحیح روزه داشت) چقدر سعادتمند (ابد) گردید

̶    و تو‌  چه اندازه گناهان را‌  محو  ‌و‌  انواع عیوب را‌  مستور مى گردانى 

̶    درود  ‌و‌  تحیت بر‌ روانت اى ماه چقدر رحمت  ‌و‌  احسانت بر‌ گنهکاران  ‌و‌  هیبت  ‌و‌  جلالت در‌  قلوب اهل ایمان بسیار است 

̶    و درود بر‌ روانت اى ماه که‌  هیچ دور روزگاران با‌  دوران تو‌  در‌  نفاست (و شرافت  ‌و‌  حسن  ‌و‌  جمال) همانند نتواند شد

̶    سلام بر‌ تو‌   ‌و‌  درود بر‌ روانت اى ماهى که‌  (از وحى آسمانى با‌  نزول فرشتگان روحانى در‌  شب قدر) از‌  هر‌  امر  ‌و‌  فرمان الهى تو‌  را‌  سلام  ‌و‌  تحیت است 

̶    درود  ‌و‌  تحیت بر‌ روان تو‌  باد که‌  به‌  مصاحبتت (مشتاق  ‌و‌  مایل بودیم و) هیچ کراهت نداشتیم  ‌و‌  ملازمتت ما‌  را‌  ناپسند نبود

̶    درود ما‌  بر‌ روانت باد چنانکه تو‌  به‌  رحمت  ‌و‌  برکات بر‌ ما‌  وارد شدى  ‌و‌  مقدم مبارکت ما‌  را‌  از‌  دنس  ‌و‌  پلیدى گناهان پاک  ‌و‌  مطهر ساخت 

̶    درود بر‌ روانت سلام  ‌و‌  داع ما‌  با‌  تو‌  اى ماه مبارک نه از‌  روى ملالت  ‌و‌  دلتنگى است ترک روزه تو‌  نه از‌  خستگى  ‌و‌  انضجار (بلکه با‌  محبت قلبى  ‌و‌  شوق ذاتى به‌  ناچار با‌  تو‌  وداع نمودیم  ‌و‌  الم فراقت را‌  ناگزیر تحمل مى کنیم)

̶    درود بر‌ روان شریفت اى ماه که‌  پیش از‌  ورودت محبوب  ‌و‌  مطلوب ما‌  بودى  ‌و‌  هنگام رحلتت مایه حزن  ‌و‌  اندوه قلب ما‌  گشتى 

̶    درود  ‌و‌  تحیت بر‌ روان عزیزت چه بسیار شر  ‌و‌  بدیها که‌  به‌  واسطه  ‌ى‌  وجود تو‌  از‌  ما‌  برطرف شد  ‌و‌  چه بسیار خیر  ‌و‌  خوبیها که‌  به‌  سبب تو‌  بر‌ ما‌  (از خدا) افاضه گردید

̶    درود بر‌ روانت  ‌و‌  بر‌ شب قدر تو‌  که‌  بهتر (و برتر) از‌  هزار ماه است (که خدا در‌  شانش فرموده «لیله القدر خیر من‌  الف شهر» شب قدر بهتر از‌  هزار ماه بدون شب قدر است شاید یک معنى شب قدر قلب مطهر امام (ع)  ‌و‌  صدر شریف اولیاء خداست که‌  محل هبوط  ‌و‌  نزول فرشتگان  ‌و‌  منبع  ‌و‌  مخزن علوم آسمانى  ‌و‌  اسرار علم لدنى  ‌و‌  مهبط روح القدس است  ‌و‌  لوح محفوظ حق  ‌و‌  کتاب حفیظ  ‌و‌  مبین الهى  ‌و‌  کتاب مکنون انفسى یا‌  نفس کلیه  ‌ى‌  الهیه یا‌  عدل  ‌و‌  سلطنت خلیفه الله است (که لا‌  رطب  ‌و‌  لا‌  یابس الا فى کتاب مبین-  ‌و‌  کل‌  شیئى احصیناه فى امام مبین)

̶    درود بر‌ تو‌  اى ماه (اى شهر الله اعظم) دیروز (که از‌  ایام وصالت بود) چقدر حرص  ‌و‌  اشتیاق به‌  دیدارت داشتیم (و سرگرم جذبه جمالت بودیم)  ‌و‌  فردا (که روز فراق تست) باز چقدر شوق ما‌  به‌  دیدارت شدیدتر خواهد بود

̶    درود بر‌ تو‌   ‌و‌  بر‌ فضیلت  ‌و‌  شرافتت که‌  دریغا امروز از‌   ‌آن فضیلت محروم شدیم  ‌و‌  درود بر‌ رحمت  ‌و‌  برکات ایام گذشته ات که‌  از‌  ما‌  منقطع گردید.

̶    پروردگارا ما‌  اهلیت  ‌و‌  شایستگى بر‌ این ماه عظیم الشان داشتیم که‌  به‌  این ماه ما‌  امت را‌  شرافت دادى  ‌و‌  براى انجام روزه  ‌و‌  عباداتش به‌  لطف  ‌و‌  کرمت موفق فرمودى هنگامى که‌  اشقیاى امت شرافت اوقات  ‌و‌  ایام این ماه را‌  (از جهل  ‌و‌  شقاوت) نشناختند  ‌و‌  از‌  فضیلت برکاتش محروم شدند

̶    اى خدا توئى ولى نعمت ما‌  که‌  به‌  معرفت  ‌و‌  شرافت این ماه ما‌  را‌  برگزیدى  ‌و‌  به‌  آداب  ‌و‌  سننش ما‌  را‌  هدایت فرمودى  ‌و‌  ما‌  با‌  همه تقصیر (و قصور) باز خدایا به‌  توفیق تو‌  بر‌ انجام روزه  ‌و‌  نماز (و آداب) این ماه قیام کردیم  ‌و‌  اندکى از‌  وظائف بسیار این ماه را‌  (به حسن توفیق تو) ادا نمودیم.

̶    پروردگارا پس‌  تو‌  را‌  سپاس  ‌و‌  ستایش مى کنیم  ‌و‌  اقرار به‌  زشتکارى خود  ‌و‌  اعتراف به‌  ضایع  ‌و‌  ناقص بودن اعمالمان داریم  ‌و‌  براى (تقصیرمان در‌  بندگى) تو‌  ما‌  را‌  در‌  دلها عقده پشیمانى است  ‌و‌  بر‌ زبانها با‌  صدق  ‌و‌  حقیقت عذر خواهى پس‌  تو‌  (از کرمت) بر‌ آنچه از‌  اعمال ضایع  ‌و‌  تفریط کردیم اجر کامل بخش که‌  از‌  فضل  ‌و‌  کرم مرغوب  ‌و‌  عطاى محبوب تست که‌  به‌  جاى انواع ذخیره هاى مرغوب پربها عوض قرار دهیم (یعنى تا‌   ‌آن پاداش  ‌و‌  اجر تو‌  که‌  از‌  کرمت عطا کردى ذخیره ما‌  در‌  عالم ابد بهشت خلد سرمد گردد)

̶    و اى خدا عذر ما‌  را‌  از‌  تقصیرات  ‌و‌  کوتاهى در‌  حق بندگیت به‌  واجب از‌  لطف  ‌و‌  کرم بپذیر  ‌و‌  اى خدا کرم کن  ‌و‌  همین عمرى که‌  اکنون داریم به‌  ماه رمضان آینده سال دگر برسان  ‌و‌  چون ما‌  را‌  باز به‌  رمضان آینده رسانیدى ما‌  را‌  یارى کن که‌  به‌  فیض عبادت شایسته حضرتت (تا حدى که‌  قابلیم) نائل ساز  ‌و‌  بر‌ اداء نماز  ‌و‌  طاعتت بدان گونه که‌  شایسته تست لایق ساز  ‌و‌  ما‌  را‌  در‌  جریان اعمال شایسته اى قرار ده‌  (یا به‌  اجر اعمال صالحى رسان) که‌  تدارک حق طاعتت را‌  در‌  دو‌  ماه مذکور از‌  ماه هاى روزگاران توانیم کرد

̶    پروردگارا (کرم کن و) آنچه در‌  این ماه عزیز از‌  ما‌  لغزشى سر‌  زد یا‌  در‌  گناهى واقع شدیم  ‌و‌  عمل خطا  ‌و‌  ناشایسته اى با‌  قصد عمد یا‌  نسیان  ‌و‌  فراموشى انجام دادیم که‌  در‌   ‌آن ظلم  ‌و‌  ستم بر‌ غیر  ‌و‌  هتک احترام دیگران بود پس‌  تو‌  اى خدا بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاکش درود فرست  ‌و‌  جمیع  ‌آن لغزش  ‌و‌  گناهان را‌  در‌  پرده (رحمتت) مستور ساز  ‌و‌  به‌  عفو  ‌و‌  کرمت از‌  ما‌  درگذر  ‌و‌  ما‌  را‌  در‌  معرض نظر شماتت کنندگان در‌  میاور (و در‌  پیش چشم معرضین  ‌و‌  شامتین وامدار)  ‌و‌  زبان طعن طاعنان را‌  بر‌ ما‌  باز مگردان  ‌و‌  ما‌  را‌  به‌  کار خیرى بدار که‌  در‌   ‌آن کار محو گناهان ما‌  باشد  ‌و‌  کفاره آنچه تو‌  را‌  ناپسند  ‌و‌  منکر بود گردد به‌  حق رافت  ‌و‌  فضل  ‌و‌  رحمتت که‌  نفاذ نپذیرد  ‌و‌  نقصان نیابد (چون فضل  ‌و‌  رحمتت را‌  حد  ‌و‌  انتهائى نباشد.)

̶    پروردگارا بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاکش درود فرست  ‌و‌  مصیبت ما‌  را‌  به‌  فراق این ماه رمضان مبارک در‌  روز عید فطر جبران  ‌و‌  تدارک فرما  ‌و‌  روز عید ما‌  را‌  مبارک گردان  ‌و‌  بهترین ایام روزگارى که‌  بر‌ ما‌  گذشته است از‌  حیث جلب عفو  ‌و‌  رحمت  ‌و‌  محو گناه مقرر فرما  ‌و‌  از‌  جمیع گناهان پنهان  ‌و‌  آشکار ما‌  (به لطف  ‌و‌  کرم) درگذر

̶    و با‌  زوال یافتن این ماه رمضان خطاهاى ما‌  را‌  هم از‌  کتاب ما‌  خارج ساز (و قلم عفو به‌  خطا  ‌و‌  گناهانمان درکش)  ‌و‌  ما‌  را‌  از‌  سعادتمندترین اهل این ماه  ‌و‌  بزرگترین قسمت برهاى  ‌آن مقرر فرما  ‌و‌  وافرتر حظ  ‌و‌  بهره را‌  در‌  این ماه نصیب ما‌  گردان (یعنى از‌  همه مطیعان  ‌و‌  روزه داران که‌  به‌  سعادت  ‌و‌  بهره وافر از‌  ثواب در‌  این ماه مى رسند ما‌  را‌  سعادت کاملتر  ‌و‌  ثواب  ‌و‌  بهره بیشتر نصیب فرما.)

̶    پروردگار او‌  هر‌  کس حق رعایت این ماه را‌  به‌  جاى آورد  ‌و‌  احترام این ماه را‌  چنانکه سزاوار است نگاه داشت  ‌و‌  به‌  حدود وظایف  ‌و‌  آدابش چنانکه باید  ‌و‌  شاید قیام کرد  ‌و‌  از‌  گناهان در‌  این ماه به‌  حقیقت معنى تقوى پرهیزکارى  ‌و‌  تقوى گزید یا‌  آنکه به‌  درگاه حضرتت تقرب یافت تقربى که‌  موجب رضا  ‌و‌  خشنودیت از‌  او‌  گردید  ‌و‌  رحمت (خاص) تو‌  بر‌ او‌  توجه کرد (یا عطوفت  ‌و‌  رافتت شامل او‌  شد) پس‌  اى خدا سهم  ‌و‌  بهره ما‌  را‌  همانند  ‌آن کس از‌  دارائى بى حد  ‌و‌  نهایت خویش عطا فرما  ‌و‌  چندین برابر هم نیز از‌  فضل  ‌و‌  کرمت افزون بخش زیرا فضل  ‌و‌  رحمتت از‌  بخشش کم نگردد  ‌و‌  گنجینه هاى کرمت از‌  عطا نقصان نپذیرد
(گنج تو‌
  به‌  جود کم نیاید
از گنج کس این کرم نیاید)

̶    بلکه همیشه (از ازل تا‌  ابد) بر‌ خلق افاضه مى کند  ‌و‌  معدنهاى احسان تو‌  فناپذیر نباشد  ‌و‌  همانا عطاهاى تو‌  خوشتر  ‌و‌  گواراترین عطاست (بلکه هر‌  معطى  ‌و‌  هر‌  عطا از‌  منبع جود  ‌و‌  عطاى تو‌  از‌  دریاى کرم  ‌و‌  رحمت بى منتهاى تو‌  وجود یافته  ‌و‌  بى عطایت هیچ معطى  ‌و‌  عطائى در‌  عالم هستى نیست)

̶    پروردگارا بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاکش درود فرست  ‌و‌  همانند آنانکه در‌  این ماه روزه گرفتند یا‌  تو‌  را‌  به‌  اخلاص عبادت کردند تا‌  روز قیامت مانند همه آنان به‌  ما‌  اهل بیت (ع) یا‌  (به ما‌  امت پیغمبر- ص-) اجر  ‌و‌  ثواب عطا فرما.

̶    اى خدا ما‌  به‌  درگاه تو‌  (از هر‌  گناه به‌  درگاهت توبه مى کنیم در‌  روز فطر که‌  این روز را‌  براى اهل ایمان عید  ‌و‌  روز شادى  ‌و‌  سرور قرار دادى  ‌و‌  براى ملت خود (یعنى ملت اسلام که‌  «ان الدین عند الله الاسلام» دین خدا اسلام است) مجمع  ‌و‌  محفلى آراستى ما‌  در‌  این روز شریف از‌  هر‌  گناه که‌  مرتکب شده ایم  ‌و‌  از‌  هر‌  زشتکارى  ‌و‌  بدى که‌  از‌  این پیش از‌  ما‌  سر‌  زده یا‌  خیال بدى که‌  در‌  دل پنهان داریم توبه مى کنیم توبه  ‌ى‌  کسى که‌  هرگز قصد رجوع به‌  هیچ گناه نکند  ‌و‌  به‌  هیچ خطا  ‌و‌  ناروائى باز نگردد توبه نصوح که‌  خالص  ‌و‌  پاک از‌  هر‌  شک  ‌و‌  ریب باشد پس‌  اى خدا تو‌  از‌  ما‌  این توبه را‌  (به لطف  ‌و‌  کرمت) بپذیر  ‌و‌  از‌  ما‌  راضى  ‌و‌  خشنود باش  ‌و‌  بر‌ این توبه نصوح ما‌  را‌  ثابت بدار (و ما‌  را‌  یارى کن که‌  توبه نشکنیم  ‌و  بر‌ نفس اماره  ‌و‌  شیطان رجیم هنگام اراده معصیت فیروز گردیم  ‌و‌  از‌  نفس  ‌و‌  شیطان به‌  یارى تو‌  اطاعت نکنیم تا‌  توبه ما‌  ثابت بماند)

̶    پروردگارا دلهاى ما‌  را‌  از‌  خوف عقاب  ‌و‌  وعده عذاب  ‌و‌  شوق ثواب  ‌و‌  وعده اجر  ‌و‌  رحمت دائما نصیب گردان (که همیشه از‌