تکلیف عصر غیبت

تکلیف عصر غیبت :

 

عصر غیبت عصر بلاتکلیفی و بی مسئولیتی نیست. نخستین وظیفه، ((ثابت قدم بودن)) در عقیده به وجود و امامت و لزوم اطاعت از اوست. ((امیدواربودن)) وظیفه دیگر است.

((صبر)) تکلیف دیگر این دوران است. ((انتظار فرج)) وظیفه ی دیگر.

منتظران باید پای بند به دین باشند و در دینداری سست نشوند.

از وظایف دیگر شیعه در این عصر، ((کثرت دعا برای ظهور)) است با مضمونی از خوده امام زمان عج:

 

(( برای تعجیل فرج بسیار دعا کنیدچرا که این برای خوده شما نیز فرج است. ))

 

انتظار فرج:

 

انتظار روزی که حاکمیت حق و عدالت تحقق یابد و  مومنان عزت و اقتدار یابند.

در روایات آمده است که :

 

((خود را برای آمدن حضرت مهدی عج آماده سازید، هرچند در حد آماده کردن یک تیر!))

 

این چهره انتظار مثبت و راستین را به روشنی ترسیم میکند و با انتظاری که عامل سکوت و سازش و تخدیر و بی تفاوتی است فرق دارد. اینگونه انتظار از افضل عبادات است و در حدیث است که :

 

((کسی که منتظر امر ما باشد، گویا در راه خدا جهاد کرده و به خون خویش آغشته است.))

 

***

 

معبودا !

هر کس را قبله ای است و با اینکه خود را عبد رضای تو میدانم، اما پیوسته فریفته ی جلوی ظاهری قبله های نفسانی هستم و تو هر چند قبله آمال هستی، ولی از باب نظر به نیاتمان، بپذیر.

 

رحیما !

سرگردان و حیرانم چون گمگشته ای که در یک میدان دوان دوان در پی هیچ میدود و از این گمان فقط خستگی و نا امیدی توامان نصیب دارد و تو هر چند علت العللی و غایت الغایات، ولی از باب جهل بسیارم، دریاب!

 

*السلام علیک یا اباصالح المهدی*

 

 

دستم را بالا گرفتم و گفتم: خدایا...حال نکردم

سرم را بالا گرفتم و دوباره گفتم خدایا...

باز حال نداد

چشم هایم را باز کردم . سقف اتاق را دیدم که گچبری شده بود. رفتم توی حیاط.

دست ها بالا. چشم ها رو به آسمان. باز هم:خدایا...

روزهای اول سال 1389 و من با خودم درگیر شده بودم.

یک چیزی یادم رفته بود که صدا زدنت به دلم نمینشست.

قرآن کوچکم را باز کردم. میدانی چه آمد؟

((نحن اقرب الیه من حبل الورید))

نمیدانم چرا توی آسمان دنبالت میگشت.

برگشتم داخل اتاق. نشستم و سرم را پایین انداختم. چشم هایم را بستم و دست هایم را هم روی زانو گذاشتم. اشتباه میکردم:

(( تو را توی خودم باید جستجو میکردم! ))

  لزوم شناخت او چیست؟

 

باید او را بشناسیم تا محبت ما نسبت به او زیادتر شود. معتقدیم که ((معرفت))  او ما را به ((محبت)) او میکشاند و محبت و علاقه او هم ما را در مسیر ((اطاعت)) و همراهی و همسویی با او قرار میدهد.

از آنجایی که سرمشق و الگوی زندگی ما ، اوست ، شناخت و کسب رضای او مارا به رضای پروردگارمان میرساند.

((امام شناسی)) برای ما یک تکلیف است و عمل طبق خواسته امام، تکلیفی دیگر.

 

پیشینه عقیده به منجی:

 

(( میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند...))

انتظار ظهور منجی در کیش های آسمانی یهود، زرتشت و مسیحیت هم آمده است. این عقیده که به آن ((فتوریسم)) به معنای اعتقاد به دوره آخر الزمان هم میگویند، کهن و ریشه دار است.

در آیین هند و بودا نیز، مسئله ی آینده ای روشن و سرشار از عدالت و موضوع انتظار آن دوران مطرح است.

قرآن کریم نقل میکند که: (( در زبور حضرت داود هم نوشتیم که بندگان صالح، وارثان زمین خواهند شد.))

همین عقیده است که انسانها را به آینده امیدوار میکند و آنان را از یاس و افسردگی می رهاند و به زندگی ها نور امید میبخشد.

در هیچ مذهب و مکتب و آیینی مشخصات آن پیشوای رهایی بخش، به اندازه ی احادیث نقل شده از پیامبران و امامان ، روشن و دقیق و گویا نیست. بر این نعمت فرهنگی و حدیثی خدا را شاکریم و محبت و معرفت بیشتر و توفیق انتظار و اطاعت کامل را از پروردگار میطلبیم.

 

السلام علیک یا بقیة الله فی الارضین

مدیون یارم!

فدای آن جمال حیدریت ... مرا روزیست هر دم دلبریت

عبایت سایه بان عالم عشق ... نگاه من به دست کوثریت

مرا حبل المتین گیسویت ای یار ... منم من آن گدای سامریت

دخیل من بوَد نعلین پایت ... ببین مستم ز فیض ساغریت

الهی که بگردم دورت ای دوست ... فدای نام و پشت عسگریت

تویی که درد من را گوش هستی .. مرا میل است روزی زائریت

دلم آشفته خاله سیاهت ... نشان از انتساب مادریت

مدد بنموده ای بر زانوانم ... الهی کم مبادا یاوریت

امیدم این بوَد تا این دو روزه ... بگیرم من مدال نوکریت

عشق به انتظار ما را عاشق یار کرده است !

 

برای اغیار که به جای مهتاب، شب را می پرستند، انتظار، البته که واژه ی غریبیست! ستاره ها را ولی با انتظار الفتی است دیرینه .ایشان مدت هاست که از پس ابرهای ظلمت و دودهای بر آمده از کنده های آلوده، خورشید را جست و جو میکنند. خورشیدی که هست اما به چشم بصیرت می آید نه به چشم صورت ، و از این رو خوش گفته اند آنان که چشم به راه سپیده اند، ما ظهور یار را میجوییم نه حضور یار را !

/ 0 نظر / 5 بازدید