سفیانی کیست؟

خوانندگان عزیز توجه داشته باشند این مطالب تحلیلی می باشد.

آیا عبدالله دوم همان سفیانی عصر ظهور است؟!

 

 عبدالله دوم و رویاهای بزرگ!

آیا عبدالله دوم وارث حکومت عربستان ، عراق و سوریه است؟!

عبدالله دوم و خاورمیانه جدید!

آیا عبدالله مجری خاورمیانه جدید است؟!

آیا ارتش اردن می تواند طرح خاورمیانه جدید که آمریکا و اسرائیل نتوانستند آن را محقق سازند ، اجر کند؟!

شکست خاورمیانه جدید و شکل گیری خاورمیانه اسلامی!

با سلام و درود بر همه عزیزان

و عرض معذرت  به خاطر طولانی شدن انتظار مقاله

ما مقاله سفیانی را به علت زیاد بودن در سه قسمت ارائه خواهیم کرد

قبل از اینکه ما به بخش اول که بررسی بستری است که در آن عبدالله دوم بعنوان سفیانی ، جنایات خود را آغاز خواهد کرد ، بپردازیم ، بار دیگر توجه عزیزان را به این نکته مهم جلب می کنم که مقام معظم رهبری(مدظله) در اول فروردین امسال در حرم امام رضا(ع) فرمودند :

تدبیر و شجاعت  دو عنصر کاملاً ضروری در مقابله با دشمنان است.

می بینیم که رهبری عزیز مسائلی مانند مصلحت سنجی و راههای دیگر را در مواجهه با دشمن مطرح نفرمودند ، تدبیر و شجاعت ، ما تلاش کردیم تا در مقاله ضرورت افشاء چهره سفیانی ،  میزان عقلانی بودن افشاء چهره این مزدور استکبار را بررسی کنیم و سود و زیان آن را بسنجیم که دلایل عقلانی ، این افشاگری را تایید نمود.

مقاله ضرورت افشاء چهره سفیانی با دلائل ده گانه

 

فلذا بعد از اینکه ولی امر مسلمین  لزوم داشتن عامل دیگر یعنی شجاعت را نیز از ضررویات مواجهه با دشمن ذکر فرمودند ، به اینکار مصمم تر شدیم.

البته به خوبی می دانیم که ما معمولاً در مواجهه با دشمن عنصر تدبیر را تا حدودی داریم ولی چیزی که در عصر ما تا حدود زیادی کمیاب است ، عنصر شجاعت است ، ما با ذکر کوتاه دو نمونه عجیب ، اهمیت فوق العاده شجاعت در برخورد با دشمن را متذکر شده و به ادامه بحث می پردازیم.

 

در 13 آبان 58 ، در حالی که لانه جاسوسی آمریکا به امید براندازی نظام به شدت به جاسوسی و خرابکاری مشغول بود ، عده ای از دانشجویان شجاع و وقت شناس و بیدار در حرکتی انقلابی این پایگاه شیطان بزرگ را فتح کردند ، در حالی که بسیاری از مسئولین به محکوم کردن این اقدام شجاعانه پرداخته و عده ای نیز با ترس از عواقب وخیم آن در سکوت فرو رفته بودند ، امام عزیز(ره) در سخنرانی تاریخی خود این حرکت متهورانه جوانان انقلابی را تایید و انقلاب دوم نامید.

  

 در تابستان 2006 ناگهان خبری جهان را شگفت زده کرد و در حیرت و ترس فرو برد ، رزمندگان حزب الله لبنان در حرکتی غیرقابل پیش بینی و شجاعانه به نیروهای اسرائیلی حمله کرد و ضمن به هلاکت رساندن تعدادی ، دو نفر را نیز به اسارت گرفتند ، جنگی بسیار شدید آغاز شد و بسیاری از دوستان و علاقه مندان به حزب الله در صحت این اقدام تردید داشتند ، اما وقتی پرده ها کنار رفت و آشکار شد که این اقدام شجاعانه و پیش دستانه حزب الله برنامه های دشمن برای حمله قریب الوقوع به حزب الله را قبل از آغاز به شکست کشاند ، بسیاری زبان به تحسین گشودند ، حزب الله هرچند متحمل هزینه های بسیاری شد ، اما در مقایسه با هزینه ای که در صورت عدم حمله پیش دستانه باید می پرداخت ، بسیار کم بود. جنگ با پیروزی حزب الله به پایان رسید و محبوبیت این حزب خدایی و رهبر الهی آن به قلوب تمامی مسلمانان اعم از شیعه و سنی نفوذ کرد.

 

بررسی و تامل در احادیث شریف ما را به این نتیجه می رساند که تاکید زیاد ائمه اطهار(ع) بر ذکر بسیاری از صفات و خصوصیات دقیق سفیانی (که در مقایسه با سایر شخصیتهای ظهور بی نظیر است) ، هدفی جز آگاه سازی مسلمین و رسوا شدن سفیانی و جریان و حامیان او ندارد و قطعاً این امر آثار و برکات زیادی در کمتر شدن خسارات فتنه او به دنبال خواهد داشت . ما با این دیدگاه، این افشاگری را به حول و قوه الهی آغاز می کنیم و یقین داریم که خداوند به فضل خود دشمنان را منکوب کرده و یاران حق را نصرت خواهد فرمود.

انگیزه سفیانی از آغاز کشتار وحشتناک چیست؟

آیا عبدالله دوم می تواند در عصر حاضر که جنایتکاران جنگی دیر یا زود محکوم می شوند ، انگیزه ای قوی برای کشتاری وحشتناک داشته باشد؟

 

 

ما قبل از اینکه به انطباق صفات دهگانه سفیانی بر عبدالله دوم بپردازیم ، در ابتدا مهمترین خصوصیت سفیانی یعنی انگیزه و هدف او را از قیام و جنایاتش مورد بررسی قرار داده و میزان انطباق آن را در مورد عبدالله دوم می بینیم.

 

روایات شریف انگیزه مشخصی را برای سفیانی در خروج و جنایاتش ذکر نفرموده اند ،

هرچند روایات از رابطه سفیانی با یهود و غرب پرده بر می دارد و او را مزدور آنها می داند و این احتمال هست که سفیانی بدون داشتن هیچ انگیزه مشخصی و صرف اینکه فقط مزدور است و مامور به انجام نقشه ، قیام کند و یا اینکه کینه و نفرتی که از شیعیان دارد او را وادار به انجام جنایات نماید ، اما تاریخ  نشان می دهد که شیوه جبهه باطل در این است که در هنگامی که مزدوری را به انجام ماموریتی می گمارد برای تضمین پیروزیش ، وعده های بزرگ راست و دروغ زیادی  به او  می دهد که در تاریخ نمونه های بسیار دارد.  

البته دو حدیث وجود دارد که تا حدودی روشن گر است

رسول اکرم (ص)

(سخن سفیانی و لشگر او در هنگام جنگ) :

« ... خدایا خدایا اول انتقام وانگهی آتش ، خدایا خدایا آتش را می پذیریم ولی ننگ و شرم و سازش را نمی پذیریم ...» بحار ج 52 ص 249 –  غیبت نعمانی ص 164

علت اصرار سفیانی و لشگر او بر انتقام چیست؟ آیا تنها انتقام از شیعیان مدنظر است و یا افراد دیگری نیز هستند که سفیانی در صدد انتقام از آنهاست و چرا؟

ننگ و عاری که سفیانی تلاش دارد به آن پایان دهد و آن را نمی پذیرد چیست ؟ آیا تنها شکست از شیعیان در نظر سفیانی ، ننگ و عار است و عامل دیگری در میان نیست؟ و یا می تواند ریشه در یک مسئله تاریخی داشته باشد؟

حدیث عجیب دیگری وجود دارد که تا اندازه ای راهگشاست؟

 در وصف سفیانی داریم :

« او پلیدترین مخلوق روی زمین است که لحظه ای خدا را نپرستیده و مکه و مدینه را ندیده است »

 

(اجداد عبدالله دوم  از اشراف مکه و حاکم عربستان بودند که توسط آل سعود و توطئه انگلیسی ها شکست خورده و از عربستان رانده شدند ، در واقع عبدالله خود را فرزند حاکم عربستان می داند که حق او و اجدادش به زور غصب شده و در آرزوی بازگشت و انتقام از آل سعود است ، اما روایات شریف بیان می دارند که او موفق به این کار نخواهد شد و (حکومت) مکه و مدینه را نخواهد دید)

از محتوی حدیث روشن می گردد که معنی ظاهری در آن مد نظر نیست زیرا این کلام معصوم(ع) که بیان می دارد سفیانی لحظه ای خدا را نپرستیده است با روایاتی که بیان می دارند که او برای فریب مردم عبادت زیاد می کند ، منافات دارد مانند این حدیث :

« سفیانی در اثر عبادت بسیار زرد رنگ به نظر می رسد »  نسخه خطی ابن حماد ص 75

 

پس نتیجه می گیریم که منظور حدیث ، ندیدن ظاهری مکه و مدینه نیست.

پس اگر ندیدن ظاهر مکه و مدینه در حدیث فوق منظور معصوم(ع) نباشد ، این حدیث می تواند بیانگر چه چیزی باشد ؟ می توان فهمید همانگونه که در حدیث عبادت ظاهری مورد نظر نیست ، در مورد دیدن مکه و مدینه ، مقصود دیدن ظاهری نیست ، بلکه به احتمال قوی با توجه به اینکه سفیانی با لشگرکشی به مکه و مدینه قصد فتح آنجا را دارد ، منظور حدیث این باشد ، که حکومت آنجا را نخواهد دید ، این حدیث به طور غیر مستقیم بیان می دارد که سفیانی در آرزوی حکومت حجاز است! که آن را نخواهد دید.

و شاید علاوه بر انگیزه هایی که در بالا ذکر شد ، مانند مزدوری یهود و غرب و انتقام از شیعیان این انگیزه یعنی رسیدن به حکومت عربستان از انگیزه های قدرتمند و شوق آور سفیانی باشد ، و حتی این انگیزه به خاطر خصوصیت قدرت طلبی انسانها می تواند بسیار موثرتر از دو انگیزه قبلی باشد ،( در عین حالی که انگیزه مزدوری چندان جذاب نیست و انگیزه انتقام مخصوصاً برای سفیانی که تلاش دارد چهره موجه به خود بگیرد) 

انگیزه قدرت طلبی و حکومت اصلی ترین عامل جنگهای بزرگ در قرون گذشته و حال بوده است.

این صفت سفیانی تا چه اندازه بر پادشاه اردن منطبق است و  انگیزه های مذکور تا چه اندازه  در عبدالله دوم وجود دارد؟

فکر می کنم مزدور و دست نشانده بودن پادشاه اردن و اکثر کشورهای عربی آن قدر روشن و واضح باشد که نیازی به توضیح ندارد ، با این حال ما در بخش های بعدی مقاله نشان خواهیم داد که عبدالله دوم و خاندان پادشاهی اردن دست نشانده یهود و غرب بوده و مجری سیاستهای آنها هستند.

اما در مورد انگیزه دوم سفیانی که همان انتقام از شیعیان باشد نیز به طور مبسوط دشمنی این خاندان و شخص عبدالله دوم با شیعیان را نشان می دهیم که بعنوان یکی از انگیزه های مطرح برای خروج سفیانی بیان شده که با عبدالله دوم انطباق کامل خواهد داشت.

ما در این بخش می خواهیم انطباق اصلی ترین انگیزه سفیانی را که همان آرزوی حکومت عربستان است به طور مستند بر عبدالله دوم بررسی نمائیم .

ما ثابت می کنیم که اصولاً عبدالله دوم خود را حاکم عربستان و عراق و سوریه می داند و اصلی ترین انگیزه او از قیام این است که بتواند این سرزمینها را که به گمان او به خاندان هاشمی تعلق دارد ، بازپس گیرد.

در ابتدا ما به بررسی کوتاهی در مورد خاندان هاشمی اردن ( که ثابت می شود که این خاندان از بنی امیه است و با جعل نسب خود را به دروغ هاشمی نامیده است)  پرداخته و چگونگی به وجود آمدن این ادعا و آروز را در دل عبدالله دوم بیان می کنیم.

چرا عبدالله (سفیانی)  به عراق و عربستان  حمله می کند؟ چرا به خونخواهی بر می خیزد؟ چه عاملی باعث شده تا این احساس درعبدالله( سفیانی) به وجود آید که مالک مطلق کشورهای عربی منطقه است و باید این مالکیت را دوباره بازگرداند؟

عبدالله  می خواهد با کمک و وعده استکبار ، عربستان  و عراق را که ارث خاندان هاشمی می داند ، تحت سلطه درآورد.

 

 

خاندان پادشاهای اردن :

خاندان پادشاهی اردن از ریشه دار ترین خاندانهای حکومتی مکه می باشد که فرد برجسته و مهم آن شریف حسین در اواخر حکومت عثمانی در مکه صاحب نفوذ و قدرت بود.

در خلال جنگ جهانی اول ، شریف حسین در عربستان خود را از نسل پیامبر می دانست و عثمانی ها را غاصب و متجاوز می شمرد.(خود را مستحق خلافت و فرمانروایی بر کشورهای اسلامی می دانست)

 

(شریف حسین از اجداد عبدالله دوم که در ابتدای قرن ۲۰ با جعل نسب خود ، خود را هاشمی و وارث خلافت می دانست و خلفای عثمانی را غاصب خلافت!)

در 1916 انگلیسی ها جاسوس کهنه کاری را به نام کلنل ادوارد توماس لورنس که بعدها به لورنس عربستان معروف شد، نزد شریف حسین فرستادند و از او خواستند علیه عثمانی قیام کند. انگلیسی ها در عوض قول دادند که پس از پیروزی حکومت عربستان و سایر ممالک اسلامی را در اختیار او قرار دهند.
شریف حسین در اجرای امر انگلستان دایر بر مبارزه با عثمانیها ابتدا با نیروهای خود مکه را از تسلط عثمانی ها بیرون آورد. طائف و جده نیز به تصرف نیروهای وی درآمد.
عراق و اردن و سوریه نیز توسط نیروهای شریف حسین و پسرانش و به کمک انگلیسیها فتح شد.

 

(شریف حسین به امید حکومت بر کشورهای عربی با نیروهای خود در کنار انگلیسیها با حکومت عثمانی که در آن زمان ضعیف شده بود به جنگ پرداخت و مدتی هم حاکم بخش وسیعی از خاورمیانه بود)

 

تا مدتی شریف حسین و پسرانش بر عربستان و عراق و سوریه و اردن حکومت کردند و حتی شریف حسین خود را خلیفه کل کشورهای اسلامی خواند.

اما هنگامی که رژِیم منحوس صهیونیستی با حمایت انگلیس و همدستی شریف حسین تشکیل شد دیگر انگلیس و فرانسه به وعده های خود به شریف حسین مبنی بر حکومت بر کشورهای عربی وفا نکردند.

سوریه و عراق به تحریک انگلیس و در قیامهای به ظاهر مردمی از دست خاندان شریف حسین خارج شد و در عربستان نیز آل سعود که بهتر می توانست نقشه های استعمار را اجرا کند ، با کمک انگستان و با غلبه بر خاندان شریف حسین ، بر سر کار آمد و خاندان شریف حسین را از عربستان بیرون کرد ،  و تنها اردن نصیب این خاندان شد

و لذا یک حس دیرینه در این خاندان برای بازپس گرفتن ارث خود از عراق تا حجاز  به وجود آمد که نسل به نسل منتقل شد.

می بینیم که عبدالله دوم اینک خود را بعنوان وارث شریف حسین و در واقع وارث کشورهای سوریه و عراق و اردن و مخصوصاً عربستان می داند و در نظر دارد که حکومت بزرگ شریف حسین را احیاء کند. و این مطلب دقیقا با جغرافیایی که سفیانی در آن جنگ به راه انداخته و کشت و کشتار می کند ، منطبق است یعنی سوریه و عراق و عربستان!

 

(عبدالله دوم آل سعود را بعنوان غاصبان ارث خود ، دشمن دیرینه خود می داند و در صدد انتقام است ، وهابیون و آل سعود به خوبی این حس و نیت خاندان پادشاهی اردن را می دانند! و شاید احتمال اینکه بعد از مرگ عبدالله و ایجاد هرج و مرج در عربستان ، پادشاه اردن حرکت خود را آغاز می

/ 6 نظر / 10 بازدید
محمد

اللهم عجل لولیک الفرج پناه می بریم یه خدا از شر شیطان رجیم

مهدی

ما منتظریم تا محرم گردد

فاطمه

مطالبتون بوی ظهور آقا میداد خیلی عالیه انسان را به شور و شوق میاره

mojtabah

آیتالله خمینی در وصیتنامۀ سیاسی-الهی میفرمایند وصیت اكید من به قوای مسلح پاسدار و بسیج، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت میتوانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. . وظیفه شرعی و میهنی آنان است كه اگر قوای مسلح ، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند كه – بیاشكال به تباهی كشیده میشوند - و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شورای رهبری است كه با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا كشور از آسیب در امان باشد "دو وظیفۀ اصلی سپاه پاسداران، محافظت از اصل حکومت به وسیلۀ ولی فقیه و اصل جهاد است. . . بنابراین سپاه پاسداران را نباید از بُعدهای سیاسی یا باورهای ایدئولوژیکی محروم کرد. بدون فداکاریهای ما بسیجیها آقای احمدینژاد وجود خارجی نخواهند داشت. http://www.youtube.com/watch?v=Wd76F71NN-0

سيد

يا علي مدد

سلام رسول الله (ص) فرمود: «قيام سه نفر يعني خراساني و سفياني و يماني در يك سال، در يك ماه و در يك روز واحد است. هدايت‌كنندهترين پرچم، پرچم يماني است. او هدايت به حق مي‌كند.» يوم الخلاص ص547 امام صادق (ع) فرمود: «قيام سه نفر يعني خراساني و سفياني و يماني در يك سال در يك ماه در يك روز واحد است. هدايت كننده‌ترين پرچم، پرچم يماني است. او هدايت به حق مي‌كند.» الغيبه الطوسي ص271، الارشاد ج2 ص357، الغيبه النعماني ص225، بحار الانوار 52 ص210 امام باقر (ع) فرمودند: «در پرچـم‌ها پرچـمي هدايت‌كننده‌تر از پرچم يماني نيست و آن پرچم هدايت است چون كه شما را به صاحبتان دعوت مي‌كند، و اگر يماني خروج (قيام) كرد، فروختن اسلحه حرام مي‌شود. و اگر يماني خروج كرد، به پا خيز به سوي او كه همانا پرچمش پرچم هدايت است. و جايز نيست مسلمانان از او سرپيچي كنند، و اگر كسي اين كار را انجام دهد از اهل جهنم مي‌باشد. زيرا كه او دعوت به حق و هدايت به راه راست مي‌كند.» الغيبه النعماني ص264، بحار الانوار ج52 ص232 مطابق اين روايات قبل از ظهور امام مهدي (ع) فردي با وصف يماني، پرچم هدايت را برخواهد افراشت و همگان را دع