دستور حقوق‌بشری‌ پیامبر(ص) برای‌ نبرد با رومیان

پیامبر اعظم(ص) فرماندهی سپاه را با جعفر بن ابیطالب و بعد از او به زید بن حارثه و بعد از او هم به عبدالله رواحه واگذار کردند و فرمود: ای مجاهدان! فرمانده سپاه پسر عم من جعفر بن ابیطالب است، اگر او آسیب دید ؛ پرچم را «زید حارثه» بردارد و لشکر را هدایت کند، و اگر او کشته شد ، فرمانده سپاه «عبدالله رواحه» است، و اگر او نیز آسیب دید، خود شما شخصی را به عنوان فرمانده کل قوا انتخاب کنید.

هنگامی که سپاه اسلام به سوی سرزمین شام رهسپار شد، پیامبر(ص) پیامبر با گروهی از مسلمانان آنان را تا نقطه «ثنیة الوادع» مشایعت کرد و به آنان سفارش کرد: زنان، کودکان و کسانى را کـه سر جنگ ندارند نکشید، خانه‌ها را ویران نکنید و درختان را نبرید.

پیش از رسیدن نیروهای اسلام خبر حرکت آنان به رومیان گزارش شده بود و آن‌ها نیروهایشان را در مآب در سرزمین بلقاء مستقر کرده بودند، نبرد که آغاز شد، جعفر بن ابیطالب پرچم را به دست گرفت و حمله کرد تا اینکه دست راست او قطع شد، پرچم را به دست چپ گرفت که آن نیز قطع شد و سپس پرچم را به وسیله بازوانش نگه داشت تا به شهادت رسـید، پس از آن، زید بن حارثه پرچم را به دست گرفت و به صفوف دشمن حمله کرد و در نهایت بر اثر ضربت نیزه‌هاى دشمن، از پا درآمد، پس از وى، عبدالله بن رواحه پرچم را به دست گرفت و جنگید تا کشته شد.

در این هنگام ثابت بن اَرْقم پرچم را به دست گرفت و فریاد زد: اى مسلمانان! مردى را از میان خود به فرماندهى برگزینید... و مردم خالد بن ولید را برگزیدند.

پس از اینکه سپاه اسلام با جمعیت کم در برابر ارتش منظم و نیرومند یک روز و یا سه روز مقاومت کردند، با تدبیر نظامی فرمانده و استفاده از تاکتیک عقب‌نشینی و استفاده از تاریکی شب برای نشان دادن جمعیت زیاد سپاه اسلام توانستند سالم به مدینه باز گردند.

با این وجود نبرد موته یک عملیات شناسایى بود که مسلمانان براى شناخت کارآیى و شیوه‌هاى جنگى سپاه روم از آن بهره فراوان برده و در جنگ‌هاى دوره‌هاى بعد، علیه خود آنان به کار گرفتند، البته خسارت اندک مسلمانان در کنار فواید نظامى‌اى که از جنگ با رومیان حاصل شد، بسیار ناچیز بود.

در واقع این نبرد نخستین برخورد خونین میان مسلمانان و رومیان بود و مقدمه‌ای برای فتوحات بعدی مسلمانان در سرزمین روم و تصرف اراضی دور دست توسط رزمندگان مسلمان شد.

/ 4 نظر / 7 بازدید
حجاب اسلامی

امام على عليه السلام : وَ هُوَ خاتَمُ النَّبيّينَ، أَجوَدُ النّاسِ كَفّا و َاَرحَبُ النّاسِ صَدرا و َأَصدَقُ النّاسِ لَهجَةً و َأَوفَى النّاسِ ذِمَّةً و َأَليَنُهُم عَريكَةً وَ أَكرَمُهُم عِشرَةً مَن رَآهُ بَديهَةً هابَهُ و َمَن خالَطَهُ مَعرِفَةً أَحَبَّهُ يَقولُ ناعِتُهُ: لَم اَرَقَبلَهُ و َلا بَعدَهُ مِثلَهُ؛ او خاتم پيامبران است. بخشنده ترين مردم بود، سعه صدرش از همه بيشتر (پرحوصله ترين مردم) و راستگوترين و پايبندترين آنان به عهد و پيمان. از همه نرمخوتر بود و رفتارش بزرگوارانه تر. هر كس بدون سابقه قبلى او را مى ديد، هيبتش او را مى گرفت و هر كس با او معاشرت مى نمود و او را مى شناخت دوستدارش مى شد و هر كس مى خواست او را وصف كند، مى گفت: نظير او را در گذشته و حال نديده ام. بحارالأنوار(ط-بیروت) ج16، ص190

حسین

جالب بود. پیروزو موفق باشید

فاطمه ق

بهاری باشید. مطلب آموزنده ای بود